
نشان تجارت - هدی کاشانیان: شناخت چهرههای کلیدی در ساختارهای بسته سیاسی و شبهنظامی همواره با پیچیدگیهای فراوانی همراه است. در این میان نام هبت الله آخوندزاده بهعنوان عالیترین مقام در سلسله مراتب تشکیلات طالبان توجه بسیاری از تحلیلگران امنیتی و سیاسی را به خود جلب کرده است. این مرد که با عنوان امیرالمؤمنین در میان پیروانش شناخته میشود، نقشی محوری در انسجام داخلی این گروه و بازگشت دوباره آنها به قدرت ایفا کرد.
با این حال زندگی، شیوه مدیریت و به ویژه اخبار مربوط به سرنوشت نهایی و احتمال کشته شدن او در هالهای از ابهام و گزارشهای ضد و نقیض قرار دارد. در این نوشتار به بررسی دقیق پیشینه تاریخی، نحوه به قدرت رسیدن و کالبدشکافی گزارشهای اطلاعاتی مربوط به مرگ این شخصیت پرنفوذ میپردازیم.
هبت الله آخوندزاده ۱۹ اکتبر ۱۹۶۷ در ولایت قندهار، خاستگاه اصلی طالبان، متولد شد. او بر خلاف بسیاری از رهبران پیشین این گروه، پیشینه نظامی پررنگی در میدانهای نبرد نداشت، بلکه قدرت و نفوذ خود را از طریق تسلط بر مبانی فقهی و متون مذهبی به دست آورد. در دوران حاکمیت نخست طالبان بر افغانستان در دهه نود میلادی، او مسئولیت سیستم قضایی و محاکم شرعی را بر عهده گرفت. احکام سختگیرانه و رویکرد سازشناپذیر او در اجرای قوانین، جایگاه او را در میان اعضای تندرو و هسته مرکزی قدرت تثبیت کرد.
پس از سقوط دولت طالبان در سال ۲۰۰۱، او به تدریس در مدارس مذهبی در مناطق مرزی پاکستان روی آورد و به عنوان یک مرجع تقلید معنوی برای جنگجویان تازهنفس عمل کرد. تسلط او بر صدور فتواهای کلیدی، او را به یکی از ارکان جداییناپذیر شورای رهبری تبدیل کرد، به طوری که حتی فرماندهان ارشد نظامی نیز برای توجیه اقدامات عملیاتی خود به تاییدیه شرعی او نیاز داشتند.
مسیر رسیدن آخوندزاده به بالاترین سطح قدرت در سال ۲۰۱۶ هموار شد. پس از کشته شدن «ملا اختر منصور» در یک حمله پهپادی توسط نیروهای آمریکایی، گروه طالبان در معرض خطر انشعاب و فروپاشی داخلی قرار گرفت. شبکههای مختلف قدرت در درون این گروه، از جمله شبکه حقانی و جناح قندهار، بر سر تصاحب کرسی رهبری رقابت پنهانی داشتند.
در این مقطع حساس تاریخی، انتخاب هبت الله آخوندزاده یک تصمیم استراتژیک برای حفظ وحدت گروه به شمار میرفت. او به عنوان فردی که وابستگی مستقیمی به هیچ یک از جناحهای نظامی نداشت و از احترام مذهبی بالایی برخوردار بود، توانست شکافهای داخلی را ترمیم کند. سراجالدین حقانی و ملا یعقوب (پسر ملا عمر) به عنوان معاونان او انتخاب شدند تا توازن قدرت در بالاترین سطح تصمیمگیری حفظ شود.
یکی از پیچیدهترین بخشهای زندگی آخوندزاده، اخبار مربوط به سرنوشت و مرگ احتمالی او است. بر خلاف رهبران سیاسی معمول که به صورت مستمر در انظار عمومی ظاهر میشوند، او استراتژی اختفای مطلق را در پیش گرفت. همین انزوای خودخواسته باعث شد تا سازمانهای اطلاعاتی منطقه و رسانههای بینالمللی بارها خبر کشته شدن او را منتشر کنند. بر اساس دادههای منتشر شده، سناریوهای مختلفی درباره پایان کار او مطرح است:
۱. سناریوی انفجار مرگبار در کویته پاکستان
جدیترین گزارش درباره کشته شدن آخوندزاده به تابستان سال ۲۰۲۰ بازمیگردد. منابع اطلاعاتی متعدد گزارش دادند که یک بمبگذاری قدرتمند در یک مدرسه مذهبی در منطقه خروتآباد واقع در شهر کویته پاکستان رخ داده است. در این انفجار، برادر هبت الله آخوندزاده به نام حافظ احمد کشته شد. اندکی پس از این واقعه، زمزمههایی در محافل امنیتی پیچید که خود رهبر طالبان نیز در این جلسه حضور داشته و بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است. این ادعا توسط برخی مقامات دولت پیشین افغانستان نیز تایید شد، اما طالبان با انتشار بیانیههای مکتوب این موضوع را تکذیب کردند.
۲. سناریوی ترور بیولوژیک یا ابتلا به بیماری همهگیر
در دوران اوج شیوع ویروس کرونا، گزارشهای مستقلی از سوی منابع محلی منتشر شد که نشان میداد رهبر طالبان به این ویروس مبتلا شده و به دلیل عدم دسترسی به امکانات پیشرفته پزشکی در خفا جان باخته است. مدافعان این نظریه استدلال میکنند که قطع کامل پیامهای صوتی او در آن مقطع زمانی، گواهی بر صحت این مدعا است.
۳. سناریوی تصفیههای درونسازمانی
برخی تحلیلگران رادیکالتر معتقدند که اختلافات عمیق میان جناحهای نظامی و ایدئولوژیک بر سر نحوه اداره مناطق تحت کنترل و مذاکرات صلح، به یک کودتای خاموش در کادر رهبری منجر شده است. بر اساس این فرضیه، هسته سخت قدرت برای جلوگیری از جنگ داخلی، خبر مرگ یا ترور درونگروهی او را مسکوت گذاشتهاند تا از نام او به عنوان یک چتر متحدکننده استفاده کنند.
طالبان در زمینه پنهان کردن مرگ رهبران خود سابقه طولانی و مستندی دارند. افشای این واقعیت که ملا عمر، بنیانگذار این گروه، سالها قبل مرده بود، اما تشکیلات به نام او پیامهای عیدی صادر میکرد، بیاعتمادی عمیقی نسبت به ادعاهای این گروه ایجاد کرده است.
در مورد آخوندزاده نیز همین الگو تکرار شده است. دستگاه تبلیغاتی طالبان هر از گاهی پیامهای صوتی با کیفیت پایین منتشر میکند یا ادعا میکند که او در جمع محدودی از علمای قندهار سخنرانی کرده است. با این حال، هیچ تصویر ویدیویی تایید شده یا حضور علنی و قابل تشخیصی از او در سالهای پس از تسلط مجدد بر کابل ثبت نشده است. این مهندسی اطلاعات به رهبران عملیاتی اجازه میدهد تا تصمیمات سیاسی و نظامی خود را به یک مقام مقدس و غیرقابل پرسش منتسب کنند و هرگونه صدای مخالف در درون تشکیلات را با برچسب نافرمانی از امیر خفه کنند.
نامشخص بودن وضعیت حیات هبت الله آخوندزاده پیامدهای عمیقی بر ساختار حاکمیت در افغانستان گذاشته است. مدیریت یک ساختار پیچیده از طریق فرمانهای غایب، تضادهای داخلی را در لایههای پنهان افزایش داده است.
• انتقال مرکز ثقل تصمیمگیری: به جای کابل که پایتخت رسمی است، شهر قندهار به پایتخت سایه و محل صدور فرمانهای کلان تبدیل شده است.
• انسداد در سیاست خارجی: بسیاری از کشورهای جهان برای به رسمیت شناختن حکومت جدید با چالشی بزرگ روبهرو هستند، زیرا عالیترین مقام تصمیمگیرنده که قدرت وتوی تمامی توافقات را دارد، هویتی فیزیکی و قابل مذاکره ندارد.
• اجرای احکام سختگیرانه: فرمانهای جنجالی مانند ممنوعیت تحصیل زنان مستقیما به نام شخص آخوندزاده صادر شدهاند. منتقدان داخلی درون تشکیلات طالبان نمیتوانند به راحتی با این احکام مخالفت کنند، زیرا تقابل با این فرامین به معنای خروج از بیعت تلقی میشود.