
نشان تجارت - هدی کاشانیان: اقتصاد ایران در سالهای اخیر با موجی از نوسانات قیمتی دستوپنجه نرم کرده که آثار آن تا عمق زندگی روزمره خانوارها نفوذ کرده است. در این میان، شاخصی که اقتصاددانان همواره به آن بهعنوان دماسنج وضعیت اقتصادی توجه میکنند، «تورم انتظاری» است. پدیدهای که نه تنها منعکسکننده واقعیتهای موجود، بلکه پیشبینی مردم از آینده اقتصادی کشور نیز هست. هنگامی که این انتظارات دوباره شکل تصاعدی به خود میگیرند، نخستین قشری که زیر فشار آن قرار میگیرد، خانوارهای متوسط و کمدرآمد جامعه است. نشانههای اخیر در رفتار بازار، تقاضای طلا و ارز و همچنین تصمیمات مصرفکنندگان در خریدهای روزانه، همگی حکایت از آن دارند که موج جدیدی از تورم انتظاری در حال شکلگیری است.
تورم انتظاری به باور و پیشبینی عمومی مردم از سطح قیمتها در آینده اطلاق میشود. این مفهوم از آن جهت اهمیت بنیادی دارد که رفتار اقتصادی امروز مردم را شکل میدهد. وقتی خانوار ایرانی احساس کند که قیمتها فردا بالاتر از امروز خواهد بود، خریدهای خود را جلو میاندازد، پساندازش را به داراییهای فیزیکی تبدیل میکند و از نگهداری ریال خودداری میکند. این رفتارها به شکل یک پیشگویی خودمحققساز عمل میکنند و دقیقاً همان تورمی را که مردم از آن میترسند، تسریع میکنند.
اقتصاد رفتاری نشان داده که انتظارات تورمی زمانی خطرناکترین حالت را دارند که از سطح آگاهانه به عادت تبدیل شوند. در چنین شرایطی، حتی اقدامات سیاست پولی نیز بهسختی میتوانند مسیر ذهنیت عمومی را تغییر دهند.
• رشد مجدد تقاضا خرید سکه و طلا
رشد مجدد تقاضا برای طلا و سکه در بازارهای داخلی، یکی از واضحترین نشانگرهاست. این تقاضا معمولاً زمانی افزایش مییابد که مردم اعتماد خود را به ثبات قدرت خرید پول ملی از دست میدهند. آمار معاملات بازار سکه در ماههای اخیر تأیید میکند که این الگو دوباره در حال شکلگیری است.
• افزایش انتظارات تورمی در نظرسنجیهای عمومی
از سوی دیگر، افزایش انتظارات تورمی در نظرسنجیهای عمومی نیز قابل توجه است. مرکز آمار ایران و بانک مرکزی در گزارشهای دورهای خود به این مهم اشاره کردهاند که انتظارات تورمی خانوارها در ماههای اخیر با شتاب بیشتری رو به افزایش بوده است. این موضوع مستقیماً با رشد نقدینگی، عدم تعادل در بودجه دولت و نوسانات نرخ ارز در ارتباط است.
تأثیر تورم انتظاری بر معیشت خانوار از چند مسیر مهم عبور میکند. نخست، کاهش قدرت خرید واقعی است. وقتی انتظار تورمی افزایش مییابد، فروشندگان و تولیدکنندگان قیمتهای خود را از پیش تعدیل میکنند. این تعدیل پیشگیرانه، موجب میشود که خانوارها با همان درآمد ثابت، روز به روز کالاهای کمتری را بتوانند خریداری کنند.
دوم، اختلال در برنامهریزی اقتصادی خانوار است. هیچ خانوادهای در شرایط عدم اطمینان نمیتواند برای میانمدت برنامهریزی مالی منسجم داشته باشد. خرید مسکن، تأمین هزینه تحصیل فرزندان و حتی برنامهریزی برای بازنشستگی، همه در هالهای از ابهام قرار میگیرند.
سوم، گسترش نابرابری اقتصادی است. تورم در کلیت خود، مالیاتی پنهان بر قشرهای کمدرآمد محسوب میشود. آنها که دارایی فیزیکی برای پوشش ریسک تورم ندارند، سهم بیشتری از فشار را تحمل میکنند.
برای آنکه بتوان از بازگشت تورم انتظاری جلوگیری کرد، لازم است ریشههای اصلی آن شناسایی شوند. رشد بیضابطه نقدینگی یکی از مهمترین این ریشههاست. نقدینگی در ایران طی یک دهه گذشته با رشدهای چند ده درصدی همراه بوده که این رشد سریعتر از ظرفیت تولید واقعی اقتصاد پیش رفته است. هر بار که حجم پول بدون پشتوانه تولید افزایش یابد، پایهای محکمتر برای انتظارات تورمی شکل میگیرد.
ناترازی بودجه دولت عامل دیگری است که به تداوم این چرخه دامن میزند. کسری بودجهای که از طریق استقراض از بانک مرکزی پوشش داده میشود، در واقع نوعی خلق پول است که مستقیماً تورمزاست. تا زمانی که انضباط مالی در دولت نهادینه نشود، این معضل ادامهدار خواهد بود.
وابستگی به درآمد نفت نیز در این معادله نقش مهمی ایفا میکند. هر بار که تحریمها یا افت قیمت جهانی نفت، درآمدهای ارزی کشور را کاهش میدهند، دولت با کسری منابع مواجه شده و ناچار به جبران از طریق روشهای تورمزا میشود.
• اعمال سیاست پولی انقباضی هدفمند
بانک مرکزی باید با ابزارهایی نظیر عملیات بازار باز، نرخ سپرده قانونی و تنظیم نرخ بهره، حجم نقدینگی را در مسیر کنترلشده قرار دهد. این اقدامات باید از استقلال کافی بانک مرکزی برخوردار بوده و تابع فشارهای سیاسی کوتاهمدت نباشند.
• شفافیت اطلاعاتی و ارتباط موثر با عموم
یکی از مؤثرترین ابزارها در کنترل تورم انتظاری، ارتباط صادقانه و شفاف دولت و بانک مرکزی با جامعه است. هنگامی که مردم احساس کنند سیاستگذاران درک درستی از وضع موجود دارند و برنامه مشخصی برای مقابله با آن ارائه میدهند، انتظاراتشان تعدیل میشود. پنهانکاری و اطلاعات ناقص، اضطراب اقتصادی را تشدید میکند.
• اصلاح ساختار بودجه و کاهش کسری مالی
دولت باید با اصلاح پایههای مالیاتی، گسترش پایه مالیات بر ثروت و کاهش هزینههای غیرضروری، مسیر تأمین مالی خود را از استقراض تورمزا به سمت منابع پایدار تغییر دهد.
• حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر
در کوتاهمدت، اجرای صحیح نظام حمایت اجتماعی هدفمند میتواند از شدت فشار تورمی بر خانوارهای کمدرآمد بکاهد. این حمایت باید مستقیم، شفاف و بدون اثرات تورمی ثانویه باشد.
برای آنکه خانوارها بتوانند در برابر فشار تورم انتظاری مقاومت کنند، آگاهی از چند اصل بنیادی اهمیت دارد. متنوعسازی داراییها در شرایط تورمی یکی از رویکردهای پایهای است. نگهداری بخشی از دارایی در قالب طلا، اوراق مشارکت یا سپردههای بانکی با سود واقعی مثبت، میتواند از کاهش قدرت خرید جلوگیری کند.
کنترل هزینهها و پرهیز از خریدهای هیجانی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. رفتار هیجانی در بازار، خود بخشی از چرخه تورمی است. خانوارهایی که با منطق عمل میکنند، هم منافع خود را بهتر حفظ میکنند و هم به آرامش بازار کمک میکنند.