
نشان تجارت - هدی کاشانیان: در تاریخ پرفراز و نشیب هنرهای نمایشی ایران، چهرههایی وجود دارند که حضورشان فراتر از یک نقشآفرینی ساده است. آنها به کالبد شخصیتها جان میبخشند و با قدرتی انکارناپذیر، خود را در حافظه جمعی مخاطبان حک میکنند. عنایت الله بخشی، نامی است که با شنیدن آن، تصویر مردی با صدای پرطنین، نگاهی نافذ و تسلطی بیبدیل بر نقشهای منفی و خاکستری در ذهن تداعی میشود. او از تبار بازیگرانی است که مسیر هنر را نه از فرش قرمز شهرت، بلکه از خاک صحنه تئاتر و تمرینات طاقتفرسا آغاز کرد.
عنایت الله بخشی در هفتم فروردین ماه سال ۱۳۲۴ در طالقان بهدنیا آمد. او دوران کودکی را در دامان طبیعتی گذراند که شاید صلابت کوههایش، نخستین آموزگار استواری برای او بود. خانواده بخشی بعدها به تهران مهاجرت کردند و این تغییر جغرافیایی، سرآغاز فصل جدیدی در زندگی نوجوانی شد که رویاهای بزرگی در سر داشت.
جالب است بدانید که هنرپیشگی، نخستین انتخاب او نبود. عنایت بخشی در دوران جوانی سودای پرواز در سر داشت و علاقه وافری به نیروی هوایی و خلبانی نشان میداد. او در کنار کارهای هنری به نیروی هوایی نیز ملحق شد و با گذراندن دورههای آموزشی در آنجا به تدریس الکترونیک و زبان انگلیسی پرداخت، اما سرنوشت برای او مسیری متفاوت را رقم زده بود، مسیری که به جای آسمان، او را به اوج قلههای هنر رساند.
عنایت الله بخشی با زهرا (سیمین) بازرجانی، شاعر و نویسنده، ازدواج کرد و ثمرهی این ازدواج سه فرزند بود، دو پسر به نامهای ابرش و آرش و دختری به نام بنفشه. خانواده عنایت بخشی با چالشهای بزرگی نیز در طول زندگی روبهرو شدند. دخترشان، بنفشه، به بیماری آنسفالیت (التهاب حاد بافت مغزی) مبتلا و در سن ۲۵ سالگی، دار فانی را وداع گفت همسر بخشی نیز بعدها از دشواریها و تنگناهای مالی دوران فعالیت هنری او سخن گفته است.

آشنایی عنایت الله بخشی با عباس جوانمرد، یکی از پایهگذاران تئاتر نوین ایران در سال ۱۳۴۴، نقطه عطفی بود که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر داد. جوانمرد با هوشمندی خاص خود، جوهرهای از استعداد را در وجود این جوان پرشور دید و او را به سمت «گروه هنر ملی» سوق داد. اینجا بود که بخشی دریافت، پرواز روح بر صحنه تئاتر، کمتر از پرواز در آسمان نیست. او آموختن اصول بازیگری را نزد اساتید بزرگی همچون حمید سمندریان و بهرام بیضایی پی گرفت و سنگبنای حرفهای خود را با استواری بنا نهاد.
پیش از آنکه چهره عنایت الله بخشی بر پرده نقرهای سینما یا قاب جادوئی تلویزیون نقش ببندد، صحنه تئاتر جولانگاه هنرنمایی او بود. دهه چهل شمسی، دورانی طلایی برای تئاتر ایران محسوب میشود و بخشی یکی از فعالترین اعضای اداره تئاتر در آن زمان بود. او در نمایشهای متعددی نظیر «مردههای بیکفن و دفن» اثر ژان پل سارتر، «میراث» و «پهلوان اکبر میمیرد» به ایفای نقش پرداخت.
این تجربیات صحنهای، تنها یک رزومه کاری نبود، بلکه کلاس درسی بود که در آن فن بیان، کنترل بدن و تحلیل روانشناختی شخصیتها را با جزئیات کامل فرا گرفت. صدای بم و مردانه او که بعدها به امضای هنریاش تبدیل شد، در همین سالنهای تئاتر صیقل خورد و به پختگی رسید. او پس از سالها فعالیت هنری به استخدام اداره تئاتر درآمد و فعالیت هنری خود را از سرگرفت. وی دارای گواهی نامه درجۀ یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
حضور عنایت الله بخشی در سینما با موج نوی سینمای ایران همزمان شد. نخستین تجربه سینمایی او در سال ۱۳۴۹ با فیلم «آقای هالو» به کارگردانی داریوش مهرجویی رقم خورد، حضوری کوتاه، اما موثر. اما آنچه او را به چهرهای شناختهشدهتر تبدیل کرد، همکاری با کارگردانانی بود که به دنبال چهرههایی با ویژگیهای بومی و در عین حال قدرتمند بودند. بازی در فیلم «تنگسیر» ساخته امیر نادری و در کنار بهروز وثوقی، یکی از نقاط درخشان کارنامه پیش از انقلاب اوست. او در این دوره ثابت کرد که توانایی ایفای نقشهای متنوع، از شخصیتهای روستایی سادهدل تا خانهای مستبد را داراست.
یکی دیگر از فصلهای مهم فعالیت سینمایی او، همکاری با پرویز صیاد در مجموعه فیلمهای «صمد» بود. اگرچه این فیلمها ماهیتی طنز داشتند، اما حضور بخشی در نقشی جدی و گاه خشن، تضادی دراماتیک ایجاد میکرد که بر جذابیت اثر میافزود. او با حفظ وقار و جدیت خود در موقعیتهای کمدی، نشان داد که کمدی موقعیت را به خوبی میشناسد و برای خنداندن مخاطب نیازی به لودگی ندارد. فیلمهای «ستارخان» و «گوزنها» از دیگر آثار شاخصی هستند که تواناییهای دراماتیک او را در سینمای پیش از انقلاب به تصویر کشیدند.
شاید بتوان گفت که تلویزیون، بیش از سینما در معرفی چهره واقعی و توانمندیهای عنایت بخشی به توده مردم نقش داشته است. پس از انقلاب اسلامی، با رونق گرفتن سریالهای تاریخی و مذهبی، بخشی به یکی از ارکان ثابت این مجموعهها تبدیل شد. فیزیک چهره، فرم نگاه و صدای خاص او، وی را به گزینهای ایدهآل برای ایفای نقشهای منفی، ضدقهرمانها و شخصیتهای تاریخی مقتدر بدل کرد.
شاهکار بیبدیل داوود میرباقری، یعنی سریال «امام علی (ع)»، عرصهای بود تا عنایت بخشی یکی از ماندگارترین نقشهای منفی تاریخ تلویزیون ایران را خلق کند. ایفای نقش «ابن زیاد» (یا به تعبیر دقیقتر فرمانده سپاه کوفه و سرکوبگر قیامها) چنان با قدرت و ظرافت انجام شد که نفرت و تحسین مخاطب را همزمان برانگیخت. او توانست تزویر، سیاستمداری و قساوت این شخصیت تاریخی را بدون اغراقهای کلیشهای به نمایش بگذارد.
دیگر اثر ماندگار او در تلویزیون، مجموعه «سربداران» بود. او در این سریال نیز با ایفای نقشی کلیدی، بخشی از تاریخ پرالتهاب ایران را بازآفرینی کرد. حضور در سریالهای «پهلوانان نمیمیرند» و «ولایت عشق» نیز از دیگر برگهای زرین کارنامه تلویزیونی اوست. در «پهلوانان نمیمیرند»، او نقش پهلوانی را بازی کرد که در کشاکش قدرت و فتوت، لایههای پنهانی از شخصیت انسانی را به نمایش میگذاشت. این نقشها ثابت کردند که بخشی متخصص ترسیم شخصیتهایی است که در مرز باریک خیر و شر حرکت میکنند.
او در سال ۱۳۹۸، همراه با علی نصیریان و محمدعلی کشاورز، نخستین نشان سنگلج را برای خدماتش در عرصه تئاتر دریافت کرد. همچنین در چهلوسومین جشنواره فیلم فجر، دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای فیلم شاه نقش دریافت کرد.
عنایت الله بخشی همواره به دنبال تجربههای تازه بود و هیچگاه در نقشهای تکراری باقی نماند. بهرام بیضایی درباره او گفته است: «کافی است زبان گمشده گفتوگو با او را پیدا کنید تا از اولین واژه، حرف آخر را بخواند. او بازیگری است که هیچگاه در پیله یک موفقیت نپوسیده است.»
عنایت الله بخشی سهشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴ در ۸۰ سالگی در بیمارستان بستری شد. او سالها دچار مشکلات قلبی بوده و مدتی نیز به دلیل برخی ناراحتیهای جسمی از جمله مشکلات کلیوی و خونی در بیمارستان بستری شده بود. خبر درگذشت عنایت الله بخشی، صبح روز ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ جامعه هنری و دوست داران این بازیگر محبوب را در غم فرو برد. عنایت سینمای ایران بدلیل بیماری قلبی در بیمارستان بستری بود و براثر همین بیماری دار فانی را وداع گفت.
آثار سینمایی
• شاه نقش (۱۴۰۳)
• رفقای خوب (۱۳۹۵)
• رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳)
• سگ کشی (۱۳۷۹)
• مسافر ری (۱۳۷۹)
• شراره (۱۳۷۸)
• فریاد (۱۳۷۷)
• ساحره (۱۳۷۶)
• دشمن (۱۳۷۴)
• شیرین و فرهاد (۱۳۷۴)
• روز واقعه (۱۳۷۳)
• آخرین خون (۱۳۷۲)
• قربانی (۱۳۷۰)
• انفجار در اتاق عمل (۱۳۷۰)
• خانواده کوچک ما (۱۳۷۰)
• دلشدگان (۱۳۷۰)
• عشق من شهر من (۱۳۷۰)
• گلها و گلولهها (۱۳۷۰)
• مسافران (۱۳۷۰)
• زندان دیو (۱۳۶۹)
• پنجاه و سه نفر (۱۳۶۸)
• دلار (۱۳۶۷)
• ستاره و الماس (۱۳۶۷)
• ترن (۱۳۶۶)
• خبرچین (۱۳۶۶)
• شکار (۱۳۶۶)
• محکومین (۱۳۶۶)
• محموله (۱۳۶۶)
• تفنگ شکسته (۱۳۶۴)
• جدال (۱۳۶۴)
• مدرک جرم (۱۳۶۴)
• یوزپلنگ (۱۳۶۴)
• پیراک (۱۳۶۳)
• سیاه راه (۱۳۶۳)
• صاعقه (۱۳۶۳)
• مشت (۱۳۶۳)
• بازجویی یک جنایت (۱۳۶۲)
• بالاش (۱۳۶۲)
• بنفشه زار (۱۳۶۲)
• تفنگدار (۱۳۶۲)
• سناتور (۱۳۶۲)
• سردار جنگل (۱۳۶۲)
• شمر (۱۳۵۹)
• انفجار (۱۳۵۹)
• طلوع انفجار (۱۳۵۹)
• موج طوفان (۱۳۵۹)
• پرواز در قفس (۱۳۵۷)
• خیابانیها (۱۳۵۷)
• بوی گندم (۱۳۵۶)
• جای امن (۱۳۵۶)
• شب آفتابی (۱۳۵۶)
• فریاد زیر آب (۱۳۵۶)
• بت شکن (۱۳۵۵)
• چلچراغ (۱۳۵۵)
• میراث (۱۳۵۵)
• ذبیح (۱۳۵۴)
• زنبورک (۱۳۵۴)
• شرف (۱۳۵۴)
• صمد خوشبخت میشود (۱۳۵۴)
• اسرار گنج دره جنی (۱۳۵۳)
• صمد آرتیست میشود (۱۳۵۳)
• گوزنها (۱۳۵۳)
• مسلخ (۱۳۵۳)
• تنگسیر (۱۳۵۲)
• تنگنا (۱۳۵۲)
• خواستگار (۱۳۵۱)
• ستارخان (۱۳۵۱)
• صمد و سامی، لیلا و لیلی (۱۳۵۱)
• صمد و قالیچه حضرت سلیمان (۱۳۵۰)
• لوطی (۱۳۵۰)
• آقای هالو (۱۳۴۹)
آثار تلویزیونی
• بر سر دوراهی ۱۳۹۷ ()
• هست و نیست (۱۳۹۶)
• محکومین (۱۳۹۶)
• علمدار (۱۳۹۵) – تاکنون پخش نشده است
• معمای شاه (۱۳۹۴)
• رخصت (۱۳۹۳)
• رخنه (۱۳۹۲)
• ستاره حیات (۱۳۹۲-۱۳۹۱)
• چمدان (۱۳۹۱)
• یه تیکه زمین (۱۳۹۱)
• تلهفیلم جاودانگی (۱۳۹۰-۱۳۹۱)
• تلهفیلم سیاه راه (۱۳۹۰)
• تبریز در مه (۱۳۸۹)
• تلهفیلم قول (۱۳۸۸)
• تلهفیلم صدای زندگی (۱۳۸۸)
• تلهفیلم محله من (۱۳۸۸)
• کلانتر (۱۳۸۷-۱۳۸۸)
• روزهای زیبا (۱۳۸۷-۱۳۸۸)
• رازها و روزها (۱۳۸۷)
• تلهفیلم دربست تا بهشت (۱۳۸۶)
• تلهفیلم یارش (۱۳۸۶)
• تلهفیلم آئین دلبری (۱۳۸۶)
• تلهفیلم نیلوفر کبود (۱۳۸۶)
• جابر بن حیان (۱۳۸۵)
• زیر تیغ (۱۳۸۴–۱۳۸۵)
• راز ققنوس (۱۳۸۴)
• پای پیاده (۱۳۸۴)
• گارد ساحلی (۱۳۸۴)
• ریحانه (۱۳۸۳)
• سایه آفتاب (۱۳۸۳)
• هتل پاپلی (۱۳۸۲–۱۳۸۳)
• سایه سکوت (۱۳۸۲)
• ثارالله (۱۳۸۱) – ساخت این مجموعه نیمهتمام ماند
• همراز () ۱۳۸۱
• روشنایی دشت (۱۳۸۰)
• پلیس جوان (۱۳۸۰)
• ولایت عشق (۱۳۷۹)
• سایهها (۱۳۷۹)
• کمین (۱۳۷۹)
• مسافر ری (۱۳۷۹)
• زیر بازارچه (۱۳۷۷–۱۳۷۸)
• سیاه، سفید، خاکستری (۱۳۷۵–۱۳۷۶)
• پهلوانان نمیمیرند (۱۳۷۴–۱۳۷۶)
• حقیقت در آینه (۱۳۷۴–۱۳۷۵)
• گریز (۱۳۷۵)
• فرار (۱۳۷۴)
• هدف گمشده (۱۳۷۳)
• نیمه پنهان ماه (۱۳۷۳)
• خانواده حمزهعلی خان (۱۳۷۱–۱۳۷۲)
• امام علی (۱۳۷۰)
• جستوجو (۱۳۷۰)
• مش خیرالله و صندوقچه اسرار (۱۳۷۰)
• پنجاه و سه نفر (۱۳۶۸–۱۳۷۰)
• آینه عبرت (سری دوم) (۱۳۶۷–۱۳۶۹)
• خبرنامه (۱۳۶۵)
• سایه همسایه (۱۳۶۴–۱۳۶۵)
• بوعلی سینا (۱۳۶۴)
• سربداران (۱۳۶۲)
• تلهتئاتر عفریته ماچین (۱۳۵۶)
• مستنطق (۱۳۵۵) – نمایش داده نشد
• غارتگران (۱۳۵۵)
• مرد اول (۱۳۵۴)
• تلهتئاتر تلهموش (۱۳۵۲)
• تلهتئاتر قماربازان (۱۳۵۲)
• مجموعه پهلوانان (۱۳۴۸)
• تلهتئاتر محاق (۱۳۴۷)
• تلهتئاتر مسافران (۱۳۴۷)
• تلهتئاتر مرگ در پاییز (۱۳۴۷)