کد خبر: ۷۱۲۲۲
۰۷:۴۸ -۱۵ دی ۱۴۰۴
نشان تجارت بررسی می‌کند

بیکاری پنهان، تهدید نامرئی اقتصاد ملی و شغل‌های آینده در سایه تحولات فناورانه

کشوری که نیروی انسانی بااستعداد دارد، نمی‌تواند به‌راحتی اجازه دهد این استعداد‌ها در حاشیه نظام اشتغال مانده و تضعیف شوند. آینده اشتغال در ایران، وابسته به توانایی جامعه در تبدیل چالش‌های فعلی به فرصت‌هایی برای ارتقای سرمایه انسانی است. این مسیر نیازمند هم‌افزایی سیاست‌گذاری، آموزش و همت جمعی است.

بیکاری پنهان

نشان تجارت - هدی کاشانیان: اقتصاد هر جامعه‌ای مانند یک ارگان زنده است که سلامت آن به تعادل درونی و عملکرد درست تمام اجزایش بستگی دارد. آنچه امروز اقتصاد ایران را با چالشی عمیق مواجه کرده، تنها آمار رسمی بیکاری نیست، بلکه حضور گسترده بیکاری پنهان است که همچون بیماری مزمن، در عمق ساختار اشتغال کشور ریشه دوانده و به‌تدریج توانایی‌های نیروی انسانی را تضعیف می‌کند. 

این نوع بیکاری، فرد را از دسترسی به موقعیت‌های شغلی پایدار و بهره‌مند از مزایای قانونی محروم می‌سازد و او را به حاشیه نظام اشتغال رسمی سوق می‌دهد. افرادی که در این دسته قرار می‌گیرند، اغلب در مشاغل پراکنده خوداشتغالی، کار‌های فصلی، یا شغل‌های با درآمد پایین و بدون امنیت شغلی فعالیت می‌کنند. وجود این گروه، نه‌تنها بهره‌وری ملی را کاهش می‌دهد، بلکه مانع توسعه پایدار و ارتقای سرمایه انسانی می‌شود.


بیشتر بخوانید: راهبرد کلیدی برای مقابله با بیکاری چیست؟


بر اساس داده‌های پیمایش نیروی کار سازمان آمار، سهم بیکاری پنهان در میان جوانان و زنان بسیار چشمگیر است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، پس از مدتی تلاش برای یافتن جایگاه شغلی مناسب، به شغل‌هایی با ماهیتی غیرتخصصی و فاقد چشم‌انداز پیشرفت روی می‌آورند. گاهی این افراد را در آمار شاغلان ثبت می‌کنند، درحالی‌که ظرفیت واقعی آن‌ها به‌کار گرفته نشده است. این پدیده تنها با افزایش شاخص‌های اشتغال قابل رصد نیست، باید به معیار‌های کیفی نیز توجه کرد: میزان تطابق شغل با سطح تحصیلات، مدت زمان فعالیت در یک شغل، درآمد ماهانه و دسترسی به بیمه اجتماعی از جمله شاخص‌هایی هستند که باید در تحلیل دقیق بیکاری مورد سنجش قرار گیرند.

تحولات فناورانه، تغییر نقشه مشاغل و فرصت‌های پیش‌رو

جهان در عصر تحولات سریع فناوری، به‌ویژه در حوزه‌های هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و اقتصاد دیجیتال با بازتعریف ساختار‌های اشتغالی مواجه شده است. این تحولات به‌صورت دووجهی عمل می‌کنند. از یک سو، مشاغل سنتی را از مسیر خود خارج می‌سازند و از سوی دیگر، زمینه شکل‌گیری حرفه‌های جدیدی را فراهم می‌آورند که دو دهه پیش حتی در ذهن نویسندگان علمی - تخیلی هم جایی نداشتند. در ایران نیز این مسیر طی می‌شود، هرچند با شتابی کمتر و با چالش‌های خاص خود. شغل‌های آینده نه به تعداد بیشتر، بلکه به کیفیت بالاتر نیازمندند. تسلط بر مهارت‌های نرم، ظرفیت یادگیری مداوم و توانایی کار در محیط‌های چندفرهنگی، از معیار‌های کلیدی ورود به بازار کار پویای فردا خواهند بود.

اقتصاد دانش‌بنیان به‌معنای واقعی کلمه، تنها زمانی محقق می‌شود که سرمایه انسانی کشور بتواند خود را با این تحولات همگام سازد. فضا‌های آموزشی باید از منطق تدریس محتوا فراتر روند و به سمت آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی، حل مسئله و خلاقیت حرکت کنند. همین امر نیازمند بازنگری در برنامه‌های درسی، ارتقای جایگاه مربیان، و همکاری نزدیک میان مراکز آموزشی و نیاز‌های واقعی بازار کار است.

رشد اقتصاد دیجیتال، راهی برای فراتر رفتن از چارچوب بیکاری سنتی

یکی از مهم‌ترین فرصت‌های پیش‌رو، گسترش اقتصاد دیجیتال است. فعالیت در فضای مجازی، به‌ویژه برای جوانان شهری و روستایی، راهی برای شکستن قید‌های جغرافیایی و دسترسی به بازار‌های جهانی فراهم کرده است. پلتفرم‌هایی مانند بازاریابی دیجیتال، تولید محتوا، طراحی گرافیک، توسعه نرم‌افزار و مشاوره تخصصی آنلاین، امکان شکل‌گیری مشاغلی با انعطاف‌پذیری بالا و درآمد مناسب را فراهم آورده‌اند. هرچند این حوزه نیز محدودیت‌هایی دارد، از جمله نیاز به زیرساخت‌های ارتباطی پایدار، حمایت‌های حقوقی برای کارگران دیجیتال و همچنین گسترش دسترسی عادلانه به ابزار‌های آموزشی.

برای جلوگیری از گسترش نابرابری در این فضای نوپا، برنامه‌های آموزشی عمومی باید در مناطق محروم نیز توسعه پیدا کنند. این کار نه‌تنها به کاهش بیکاری پنهان کمک می‌کند، بلکه از تمرکز بیش‌ازحد نیروی انسانی در کلان‌شهر‌ها نیز جلوگیری می‌کند. سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات، به‌ویژه در مناطق روستایی، می‌تواند تبدیل به راهبردی هوشمندانه برای توسعه متوازن شود.

نیاز به بازنگری در سیاست‌های اشتغال، از پشتیبانی تا ارزیابی

سیاست‌های اشتغال فعلی در بسیاری از موارد، بر مبنای تعریف قدیمی از شغل پایدار و رسمی طراحی شده‌اند. این دیدگاه، بیکاری پنهان را نادیده می‌گیرد و تنها بر ثبت رسمی نیروی کار تمرکز می‌کند. در حالی که باید سیاست‌هایی تدوین شود که به‌جای ساده‌سازی تعریف اشتغال، به ارتقای کیفیت آن بپردازد. این امر مستلزم ایجاد نظامی برای ارزیابی مداوم شرایط اشتغال، نظارت بر استاندارد‌های کاری در بخش‌های غیررسمی و همچنین ارائه انگیزه‌های مالیاتی به بنگاه‌هایی است که به‌صورت شفاف و پایدار اشتغال می‌آفرینند.

همچنین حمایت از کسب‌وکار‌های کوچک و متوسط نیازمند رویکردی فراتر از وام‌دهی سنتی است. شتاب‌دهی به ایده‌های نو، ایجاد فضایی برای آزمایش مدل‌های کسب‌وکار جدید و حمایت حقوقی از خطرپذیری‌های هوشمند، از راهکار‌هایی هستند که می‌توانند به شکل‌گیری مشاغل پایدار کمک کنند.

آموزش مهارت‌های دیجیتال، سرمایه‌گذاری بر آینده اشتغال

برنامه‌های آموزشی مهارت‌های دیجیتال باید به‌عنوان یک اولویت ملی در نظر گرفته شوند. این آموزش‌ها نباید محدود به جوانان فارغ‌التحصیل شوند، بلکه باید گروه‌های مختلف سنی و حرفه‌ای را دربرگیرند. بسیاری از افرادی که امروز در بخش‌های سنتی مشغول به کار هستند، می‌توانند با آموزش‌های کوتاه‌مدت و کاربردی، وارد حوزه‌هایی مانند تجارت الکترونیک، پشتیبانی از پلتفرم‌های دیجیتال، یا خدمات فنی مبتنی بر داده شوند. این تحول نیازمند همکاری دولت، بخش خصوصی و مراکز آموزشی است.

•    پایش مداوم شاخص‌های کیفی اشتغال

•    توسعه زیرساخت‌های دیجیتال در مناطق محروم

•    ایجاد نظام جامع حمایت از کارآفرینان دیجیتال

•    بازنگری در برنامه‌های آموزش عالی بر اساس نیاز‌های بازار کار آینده

•    فراهم کردن بستر حقوقی برای فعالیت‌های اشتغال غیررسمی و دیجیتال

نگاهی به آینده اشتغال، از حاشیه‌نشینی به مشارکت پویا

برای غلبه بر بیکاری پنهان، نیاز است که جامعه به سمت پذیرش روش‌های نوین اشتغال حرکت کند. حمایت از فرد در مسیر خوداشتغالی، تسهیل روند‌های ثبت کسب‌وکار و شفاف‌سازی در قوانین مالیاتی، می‌تواند راه را برای ظهور جریانی تازه از مشاغل پایدار و خلاقانه هموار کند. در این میان، نقش رسانه‌ها نیز بسیار حیاتی است. سایت‌های خبری می‌توانند با پوشش موفقیت‌های واقعی کارآفرینان جوان، معرفی فرصت‌های جدید شغلی و تحلیل سیاست‌ها بر اساس معیار‌های کیفی، مسیری را برای تغییر نگرش عمومی فراهم کنند.

ارسال نظرات
آخرین اخبار
گوناگون