
نشان تجارت - تا لحظه تنظیم این گزارش ۹روز است که ارتباط ایران با اینترنت بینالملل محدود شده و ایرانیان به جز سایتهای داخلی به محتوای دیگری دسترسی ندارند. این در حالی است که بسیاری از اقامتگاههای بومگردی و فعالان خرد گردشگری بر بستر شبکههای اجتماعی بهخصوص در اینستاگرام اقدام به معرفی خدمات خود و جذب مشتری میکردند. افزون بر این، شرایط پرتنش موجود و سایه تهدیدهای بینالمللی و هشدارهای برخی کشورها در خصوص سفر به ایران باعث شده که جریان گردشگری داخلی و و ورودی با رکود مواجه شود.
شرایط نامناسب این روزهای گردشگری اثرات خود را بر کسبوکارهای جانبی این صنعت نیز گذاشته است، در نتیجه کاهش سفرها کسبوکارهایی نظیر تولیدکنندگان و فروشندگان صنایعدستی، رستورانداران در مقاصد گردشگری و ارائهکنندگان خدمات تفریحی هم با رکود مواجه شدهاند. از سوی دیگر آزادسازی نرخ کالاهای اساسی باعث ایجاد جهش قیمتی در هزینه تمام شده غذاهای رستورانی شده و حتی در صورت برقراری جریان گردشگری، امکان خرید غذای رستورانی توسط بخش عمدهای از گردشگران داخلی ممکن نیست. مجموع این شرایط ضرورت اقدامی اثرگذار برای رفع چالشهای کنونی را بیش از هر زمان دیگر برجسته میکند.
در دنیای امروز یکی از روشهای جذب گردشگر، نشان دادن جاذبههای تاریخی و طبیعی بر بستر شبکههای اجتماعی است. امروز نبض تبلیغ و معرفی صنعت گردشگری در دستان بلاگرهایی است که با تولید محتوای جذاب و معرفی مقاصد ناشناخته مردم را با جاذبههای گردشگری آشنا کرده و زمینه برقراری سفرها و چرخیدن چرخ صنعت گردشگری را فراهم میکنند. در دنیای امروز این یک واقعیت است که مشاغل خرد وابسته به گردشگری در روستاها و شهرهای کمتر برخوردار مقصد گردشگری، در صورتی امکان معرفی و جذب گردشگران را دارند که جریان اینترنت برقرار باشد و موج سفرها شکل بگیرد.
طبیعی است که عدم امکان دسترسی به شبکههای اجتماعی بینالمللی میتواند بر جریان گردشگری کشور اثرگذار باشد و با رکود صنعت توریسم در مقاصد، درآمدزایی از محل گردشگری با چالش مواجه شود.
باتوجه به جمیع این موارد انتظار میرود که شرایط برای دسترسی عموم به شبکههای اجتماعی فراهم شود و با حل چالشهای اقتصادی داخلی و تنشزدایی زمینه برای برقراری جریان گردشگری داخلی و خارجی فراهم آید.
در هفتههای گذشته آمریکا، بریتانیا، کانادا، هند و استرالیا به شهروندانشان برای پرهیز از سفر به ایران هشدار دادند. بنابر آنچه وبسایت «travelandtourworld» نوشته است، از تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۶ (سهشنبه ۱۶دیماه)، کشورهای آمریکا، بریتانیا، کانادا، هند و استرالیا هشدارهای پرهیز از سفر به ایران صادر کردهاند.
این هشدارها به دلیل شرایط پیشآمده در داخل ایران صادر شده است که با اعتراض به وضعیت اقتصادی آغاز شد. علاوهبر این شرایط، حواشی تنشها و تهدیدهای مطرح شده روی سفرهای بینالمللی ایران تاثیر گذاشته است.
باید توجه داشت که صنعت گردشگری در سال جاری تحتتاثیر تنشهای بینالمللی و جنگ ۱۲روزه روندی مناسبی نداشته است. ورود گردشگران بهکشور بهخصوص از مبدا کشورهای غربی کاهش یافته و اینروند نزولی کسبوکارها و مشاغل را بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. تحتتاثیر این شرایط افراد متخصص این حوزه نیز تلاش میکنند از این عرصه کوچ کنند و وارد فعالیتهای دیگری شوند.
صنعت گردشگری ایران اکنون به مرز بحران رسیده و نشانههای این وضعیت را میتوان در افت محسوس سفرهای داخلی، کاهش ورود گردشگران خارجی، تعطیلی یا رکود تعداد قابلتوجهی از دفترهای خدمات مسافرتی، اقامتگاهها و تورهای ورودی و خروجی مشاهده کرد. این صنعت که میتوانست بهعنوان یکی از مسیرهای جایگزین برای ایجاد اشتغال و ارزآوری مورد توجه قرار گیرد امروز زیرفشار همزمان نوسانات شدید اقتصادی، فضای نااطمینانی اجتماعی و تصویر نگرانکنندهای که از ایران در رسانههای بینالمللی منعکس میشود بهوضعیتی رسیده که اگر برای آن چارهاندیشی نشود با آسیبهایی ماندگار روبهرو خواهد شد.
نخستین قدم برای خروج از این بنبست تسهیل شرایط اقتصادی برای برقراری سفرهای داخلی است. در شرایطی که افزایش هزینه حملونقل، اقامت و خدمات جانبی سفر امکان برنامهریزی گردشگری را از بخش بزرگی از جامعه گرفته باید سیاستهایی اجرا شود که سفر دوباره به یک امکان واقعی برای خانوادهها تبدیل شود. حمایت هدفمند از کسبوکارهای گردشگری، ارائه مشوقهای مالیاتی، کاهش هزینههای غیرضروری و ایجاد بستههای حمایتی برای مناطق گردشگرپذیر از جمله اقداماتی است که میتواند موتور سفر داخلی را دوباره روشن کند.
در کنار آن تنشزدایی از روابط سیاسی و بهبود تصویر ایران در عرصه بینالمللی اهمیت حیاتی دارد. واقعیت این است که گردشگر خارجی بیش از هر چیز به امنیت روانی، ثبات و تصویر مقصد سفر توجه میکند. هرگونه تنش یا بحران حتی اگر اثر مستقیم بر گردشگری نداشته باشد در برداشت ذهنی گردشگران اثر میگذارد و تصمیم آنها برای سفر را تغییر میدهد. بازسازی اعتماد بازارهای هدف نیازمند دیپلماسی فعال، ارتباطات شفاف و برنامهریزی بلندمدت در حوزه تبلیغات و برندینگ ملی است.
همزمان ثبات نسبی اقتصادی و مدیریت معقول بازار ارز نقش تعیینکنندهای در حفظ ادامه حیات این صنعت دارد. نوسانهای لحظهای نرخ ارز نهتنها محاسبات فعالان گردشگری را مختل کرده بلکه بر هزینههای سفر، قراردادهای بینالمللی و حتی تعاملات ساده تجاری این بخش اثر میگذارد. بدون افق قابل پیشبینی اقتصادی هیچ برنامهای در گردشگری نمیتواند موفق باشد.
از سوی دیگر حفظ و حمایت از سرمایه انسانی این صنعت یعنی تورگردانان، راهنمایان، هتلداران و فعالان بومگردی باید در اولویت قرار گیرد. خروج نیروهای متخصص از این حوزه ضربهای است که جبران آن سالها زمان خواهد برد. در شرایط نیمهجان فعلی این صنعت بیش از هر زمان دیگر به حمایت ساختاری و سیاستگذاری حرفهای نیاز دارد.
اگر اینروندهای نگرانکننده ادامه یابد خطر تبدیل رکود مقطعی بهبحران ساختاری بسیار جدی است؛ بحرانی که نهتنها اقتصاد گردشگری بلکه زنجیرهای از مشاغل وابسته و حتی حیات فرهنگی و اجتماعی مناطق گردشگرپذیر را تهدید میکند. اکنون زمان آن رسیده که گردشگری نه بهعنوان یک موضوع حاشیهای بلکه بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار کشور دیده شود. تنها با رویکردی متوازن، واقعبینانه و مبتنیبر اعتمادسازی داخلی و خارجی است که میتوان به احیای این صنعت امید داشت؛ صنعتی که اگر دوباره روی پای خودش بایستد میتواند بخشی از بار سنگین اقتصاد را بر دوش بگیرد و کشور را از شوکهای اقتصادی پیدرپی کنونی دور کند.