
نشان تجارت - هدی کاشانیان: در بستر تحولات زیستمحیطی گسترده و فزاینده، انتقال از سوختهای فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر دیگر تنها یک گزینه فنی نیست، بلکه امری استراتژیک و اخلاقی است. کشورهای پیشرو در جهان، این گذار را نه به مثابه یک هزینه، که بهعنوان سرمایهگذاری بلندمدت برای پایداری اقتصادی، امنیت انرژی و سلامت عمومی ملتها میشناسند.
ایران نیز با ظرفیتهای بالقوه فراوان در زمینههای خورشیدی، بادی، ژئوترمال و زیستتوده، میتواند در مسیر تولید پاک و هوشمند انرژی، گامهای مؤثری بردارد. این گذار نیازمند تفکری جامع، سیاستهای هدفمند و آگاهی عمومی است که بتواند در کنار چالشها، فرصتهای اقتصادی و فناورانه را نیز در معرض دید قرار دهد.
سیستمهای انرژی مبتنی بر نفت، گاز و زغالسنگ، اگرچه در دهههای گذشته بستر رشد صنعتی را فراهم کردهاند، امروزه با بحرانهای متعددی روبهرو شدهاند. آلودگی هوا، گرمایش جوی، تغییر الگوهای آبوهوایی و نوسانات قیمت جهانی سوخت، همگی نشانههایی از فرسودگی این چرخه مصرفی هستند.
نه تنها هزینههای پنهان سلامت عمومی و آسیب زیستمحیطی این سوختها سالانه به میلیاردها دلار میرسد، بلکه وابستگی به این منابع، بستری برای ناپایداری ژئوپلیتیکی و آسیبپذیری در برابر تصمیمات خارجی فراهم میکند. از دیدگاه اقتصادی نیز، روند جهانی به سمت کاهش سرمایهگذاری در پروژههای فسیلی و تمرکز بر اقتصاد سبز، یک حقیقت غیرقابل انکار است.
ایران در جغرافیایی قرار دارد که سالانه بیش از ۳۰۰۰ ساعت تابش خورشیدی مستقیم را تجربه میکند، شرایطی که آن را در میان مناطق برتر جهان از نظر پتانسیل خورشیدی قرار میدهد. همچنین، مناطق گستردهای در شمال غرب، خلیج فارس و سواحل دریای عمان، سرعت باد مناسبی برای بهرهبرداری تجاری از توربینهای بادی دارند.
فعالیت لرزهای بلند در کمربند آلپ-هیمالیا فرصتی برای گسترش نیروگاههای ژئوترمال فراهم آورده است. در کنار این منابع، ضایعات کشاورزی و دامی، همچون سبوس، کاه و فضولات، میتوانند بهعنوان منبعی پایدار برای تولید گاز زیستی و برق مورد استفاده قرار گیرند. استفاده از این ظرفیتها، تنها نیازمند اراده سیاستی، قانونگذاری شفاف و مشارکت بخش خصوصی است.
یکی از مهمترین ارکان موفقیت در گذار انرژی، طراحی سیاستهایی است که بر پایه ثبات، پیشبینیپذیری و انگیزه مالیاتی و غیرمالیاتی استوار باشد. قانون جدید انرژیهای تجدیدپذیر و همتولید، گامی در جهت درست بود، اما نیازمند اجرای دقیق و بهروزرسانی مستمر است.
سهمگذاری هدفمند و فزاینده در برنامههای برقرسانی ملی، اعطای حق تقدم به پروژههای نوآورانه در مناقصات، و حمایت از نیروهای جوان و دانشبنیان در حوزه فناوری انرژی پاک، میتواند اثرات چندگانهای داشته باشد. بهویژه، باید از تمرکز صرف بر زیرساختهای بزرگمقیاس پرهیز کرد و فضایی برای مدلهای غیرمتمرکز و مشارکتی فراهم آورد.
انتقال به انرژی پاک، مستلزم نوسازی شبکههای انتقال و توزیع است. شبکههای هوشمند یا اسمرت گرید، امکان ادغام منابع پراکنده، مدیریت تقاضا و بهینهسازی مصرف را فراهم میکنند. سرمایهگذاری در سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، بهویژه باتریهای لیتیومی و فناوریهای نوین مانند ذخیرهسازی گرانشی یا هیدروژن سبز، راهحلی برای رفع چالش ناپیوستگی تولید در منابع تجدیدپذیر است. همچنین، ادغام فناوریهای دیجیتال مانند هوش مصنوعی و اینترنت اشیا در سیستمهای انرژی، امکان کنترل دقیقتر، پیشبینی عیب و کاهش تلفات را افزایش میدهد.
گذار انرژی نباید به مسئلهای متمرکز در پایتخت یا صنایع بزرگ تبدیل شود. روستاها و شهرهای کوچک، بیشترین سود را از سیستمهای خورشیدی خانگی، میکروتوربینهای بادی و نیروگاههای زیستتوده محلی میبرند. چنین ساختاری نه تنها انرژی را به مردم میرساند، بلکه اشتغال پایدار، امنیت اجتماعی و کاهش مهاجرت به کلانشهرها را به دنبال دارد. برنامههایی مانند تسهیلات ویژه برای کشاورزان جهت نصب پانلهای خورشیدی روی گلخانهها یا تأمین برق دامداریها، میتواند این پیوند را تقویت کند.
بدون مشارکت آگاهانه مردم، هیچ برنامهای نمیتواند در بلندمدت موفق باشد. رسانهها، دانشگاهها و نهادهای آموزشی باید نقشی فعال در تبیین مزایای انرژی پاک ایفا کنند. این تبیین نباید صرفاً بر بحرانهای زیستمحیطی متمرکز باشد، بلکه باید بر فرصتهای شغلی، کاهش هزینههای خانوار و کیفیت زندگی تأکید کند. برگزاری جشنوارهها، کارگاههای محلی و رقابتهای دانشآموزی در زمینه انرژی پاک میتواند فرهنگ مشارکت را ریشهدار سازد.
همکاری با سازمانهای بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی تجدیدپذیر، بانک جهانی و برنامه محیط زیست سازمان ملل، میتواند به دستیابی به استانداردهای جهانی، انتقال فناوری و جذب سرمایهگذاری خارجی کمک کند. با این حال، باید از راهحلهای کپیکردهشده پرهیز کرد و مدلهایی را طراحی کرد که با شرایط اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی ایران هماهنگ باشند. ترجیحاً سرمایهگذاریها باید بهگونهای باشند که انتقال دانش و ایجاد زنجیرههای تأمین داخلی را تضمین کنند.