
نشان تجارت - هدی کاشانیان: چالشهای مرتبط با تأمین پایدار انرژی، همواره در گرههای حیاتی سیاستهای اقتصادی و امنیتی کشورها جای داشته است. هرگاه روندهای بازار جهانی سوختهای فسیلی دچار نوسان شدید شوند، اثرات آن فراتر از حوزه تأمین برق یا گاز رفته و ساختارهای کلان اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
شوکهای قیمتی نه تنها هزینههای تولید و حملونقل را افزایش میدهند، بلکه میتوانند تعادل بودجه دولت، رونق صنایع کلان و حتی ثبات اجتماعی را به مخاطره بیندازند. در این زمینه، امنیت انرژی بیش از پیش نیازمند بازنگری استراتژیک در سیاستگذاریهای بلندمدت است تا از وابستگیهای تکبعدی خارج شود و ظرفیتهای مقاومت در برابر بحرانهای تکانشی تقویت شود.
دیدگاههای سنتی امنیت انرژی بیشتر بر پایه دسترسی فیزیکی به منابع و ذخایر متمرکز بود. امروزه این مفهوم فراتر از تأمین حجم کافی سوخت رفته و به پایداری قیمت، قابلیت پیشبینی روندها، تنومندی زیرساختها و انعطافپذیری در برابر تغییرات ناگهانی توسعه یافته است.
این امر نشان میدهد که امنیت انرژی دیگر تنها یک مسئله فنی یا مهندسی نیست، بلکه حوزهای چندبعدی است که سیاستهای اقتصادی، محیطزیستی و دیپلماسی انرژی را درهم میآمیزد. بهویژه در دورانی که بازارهای جهانی تحت تأثیر جنگها، تحریمها و بحرانهای زنجیره تأمین قرار دارند، این مفهوم از اهمیتی استثنایی برخوردار شده است.
نوسانات شدید قیمتهای انرژی معمولاً از چند منبع اصلی سرچشمه میگیرند. درگیریهای منطقهای، تصمیمات یکجانبه تولیدکنندگان بزرگ سوخت، تحریمهای بینالمللی و بحرانهای زیستمحیطی میتوانند از یکسو عرضه را محدود کنند و از سوی دیگر تقاضا را دگرگون کنند. این تغییرات نه تنها در بازارهای عمدهفروشی، بلکه در سطح خرد نیز اثرگذار است.
خانوارها با افزایش قیمتهای انرژی، سبد مصرف خود را تغییر میدهند. بنگاههای اقتصادی هزینه تولید را افزایش یافته مشاهده میکنند و رقابتپذیری آنها در بازارهای بینالمللی آسیب میبیند. در بسیاری از موارد، ضربههای ناشی از شوکهای قیمتی بهشدت متمرکز و ناعادلانه است، بهگونهای که بخشهای کمدرآمد جامعه بیشترین بار را متحمل میشوند.
یکی از مهمترین راهکارها برای کاهش آسیبپذیری در برابر نوسانات جهانی، گسترش بهرهبرداری از منابع داخلی و کاهش وابستگی به واردات است. کشورهایی که ذخایر گسترده گاز طبیعی دارند میتوانند با توسعه زیرساختهای نیروگاهی و پالایشگاهی، نیاز خود را در بخشهای صنعتی و خانگی پوشش دهند.
این امر مستلزم سرمایهگذاری طولانیمدت و نوسازی فناوریهای تولید و ذخیرهسازی است. همچنین استفاده از ظرفیتهای انرژیهای تجدیدپذیر در مناطق خاص کشور، مانند انرژی خورشیدی در جنوب شرقی یا بادی در مناطق ساحلی، میتواند سهم قابل توجهی از نیازهای ملی را تأمین کند. این راهکار علاوه بر پایداری تأمین، به کاهش انتشار گازهای گلخانهای نیز کمک میکند.
تنوع در ترکیب سوختهای مصرفی مهمترین سپر در برابر شوکهای تکمنبعی محسوب میشود. سیاستهایی که تنها بر یک نوع سوخت تمرکز دارند، حتی اگر منبع آن داخلی باشد، در بلندمدت پایداری ندارند. ترکیب هوشمندانهای از گاز طبیعی، برق تجدیدپذیر، زیستسوختها و حتی انرژی هستهای در صورت توجه کافی به ایمنی، میتواند سبد انرژی را از لحاظ قیمتی و تأمینی مقاومتر سازد. این تنوع باید در سطوح مصرف نهایی نیز بازتاب یابد، بهطوری که خانوارها و صنایع بتوانند در شرایط بحران، سریعاً به گزینههای جایگزین روی آورند.
وجود ذخایر استراتژیک سوخت بهویژه برای محصولات نفتی حیاتی کشورها، یکی از ابزارهای پاسخگویی به بحرانهای کوتاهمدت است. این ذخایر نه تنها شوکهای عرضه را کاهش میدهند، بلکه در مذاکرات بینالمللی نیز وزن سیاسی کشور را افزایش میدهند. همراهی این راهکار با طراحی مکانیزمهای انعطافپذیر در تنظیم بازار داخلی، مانند قیمتگذاری پویا، قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان و شفافسازی اطلاعات بازار، اعتماد مصرفکنندگان و فعالان اقتصادی را جلب میکند و از شکلگیری انتظارات منفی جلوگیری میکند.
ضعف در ظرفیت ذخیرهسازی و انتقال انرژی میتواند کوچکترین اختلال در شبکه را به بحران تبدیل کند. سرمایهگذاری در انبارهای گاز زیرزمینی، مخازن استراتژیک نفت، خطوط لوله پیشرفته و شبکههای هوشمند برق، بستری را برای مدیریت هوشمندانه مصرف فراهم میآورد. شبکههای هوشمند امکان تنظیم مصرف در ساعات اوج بار را فراهم میکنند و به کاهش فشار بر نیروگاهها و خطوط انتقال کمک میکند. این تحولات فنی بدون همراهی با سیاستهای حمایتی و تسهیلگری دولت، تحققناپذیر خواهند بود.
همکاری با کشورهای همسایه در حوزه انرژی نه تنها به افزایش امنیت تأمین کمک میکند، بلکه راهی برای توسعه اقتصادی متقابل محسوب میشود. پیوند شبکههای برق، تبادل گاز از طریق خطوط لوله مشترک و خرید گروهی سوختهای مورد نیاز میتواند هزینهها را کاهش داده و قدرت چانهزنی را در بازارهای جهانی افزایش دهد. این گونه همکاریها مستلزم ثبات سیاسی و توافقهای بلندمدت است که از طریق دیپلماسی انرژی میتوان به آنها رسید.
آموزش و فرهنگسازی در مصرف بهینه انرژی گامی اساسی در جهت تحقق امنیت انرژی پایدار است. این فرآیند از طریق گسترش آگاهی عمومی، القای مسئولیتپذیری فردی و نهادینهکردن رفتارهای کارآمد در خانوادهها، مدارس و محیطهای کاری شکل میگیرد. آشنایی شهروندان با ابزارهای کنترل مصرف، مانند سیستمهای هوشمند اندازهگیری، استانداردهای مصرف انرژی در لوازم خانگی و الگوهای طراحی ساختمانهای کممصرف، میتواند تأثیری چشمگیر بر کاهش تقاضای ناخالص انرژی داشته باشد. این فرهنگسازی تنها با انتشار آمار و آموزشهای فنی محقق نمیشود، بلکه نیازمند یکپارچهسازی سیاستهای رسانهای، آموزشی و شهری است تا تغییر رفتار، فراتر از سطح شعار، در چارچوب زندگی روزمره جا بیفتد.