
نشان تجارت - هدی کاشانیان: در دهههای اخیر، دغدغههای اقلیمی فراتر از بحثهای زیستمحیطی راه خود را به مراکز تصمیمگیری اقتصادی گشودهاند. آنچه پیش از این تنها در گزارشهای دانشمندان محیطزیست مطرح میشد، امروزه در ترازنامههای بانکهای جهانی، برنامههای ملی توسعه و حتی در سیاستهای مالیاتی دولتها جای گرفته است.
تغییرات اقلیمی دیگر واقعیتی پیشبینیشده نیست، بلکه در حال تحول به یک نیروی خسارتزا و هزینهبر در ساختارهای اقتصادی است. این تحولات، نه تنها ابعاد فیزیکی و زیستی آنها، بلکه هزینههای مالی و اجتماعی سنگینی را به همراه داشتهاند که نادیده گرفتن آنها، برنامهریزیهای آینده را با شکست مواجه میکند.
هزینههای اقلیمی اغلب در قالب وقایع غیرمنتظره خود را نشان میدهند. طوفانهای شدید، خشکسالیهای طولانیمدت، سیلهای ناگهانی و افزایش دماهای فصلی هر یک میتوانند زیرساختهای اقتصادی را در معرض خطر قرار دهند. از کشاورزی تا صنعت، از بیمه تا بانکداری، هیچ بخشی مصون نمانده است. مطالعات بینالمللی نشان میدهد که خسارتهای ناشی از بلایای اقلیمی در سالهای اخیر بهطور میانگین سالانه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در سطح جهانی بوده است و این رقم تنها بخشی از هزینههای مستقیم است. هزینههای غیرمستقیم، از افت بهرهوری کارگران در هوای گرم تا کاهش سرمایهگذاری در مناطق پرخطر، ابعاد گستردهتری از این بحران را آشکار میکند.
بیشتر بخوانید: تاثیر بلایای طبیعی بر رشد اقتصادی کشورها چیست؟
اقتصادهای در حال توسعه بیش از دیگران این بار را بر دوش میکشند، نه به این دلیل که سهم بیشتری در انتشار گازهای گلخانهای داشته باشند، بلکه به خاطر آسیبپذیری بالای زیرساختها، محدودیت منابع مالی برای بازسازی و وابستگی بیشتر به بخشهای مستعد تغییرات آبوهوایی مانند کشاورزی. در عین حال، اقتصادهای پیشرفته نیز در امان نیستند. شرکتهای بزرگ اکنون در گزارشهای مالی سالانه خود، بخشی را به ارزیابی ریسکهای اقلیمی اختصاص میدهند و سرمایهگذاران، فراتر از سودآوری کوتاهمدت، به پایداری بلندمدت شرکتها توجه میکنند.
زنجیره تأمین، قلب تپنده اقتصاد جهانی، بهشدت در معرض تأثیرات تغییرات اقلیمی است. بندرهایی که در معرض سیل قرار دارند، جادههایی که در گرمای شدید دچار ترکخوردگی میشوند یا خطوط حملونقل هوایی که به دلیل محدودیتهای دمایی با تأخیر مواجه میشوند، همگی نشانههایی از زیرساختهایی هستند که با فرض ثبات آبوهوایی طراحی شدهاند. با شتاب گرفتن نوسانات اقلیمی، این فرض دیگر معتبر نیست.
مطالعات نشان میدهد که بیش از سهچهارم شرکتهای تولیدی بزرگ جهان، در چهار سال گذشته با وقفههایی در زنجیره تأمین به دلیل بلایای اقلیمی مواجه بودهاند. این وقفهها نه تنها هزینههای عملیاتی را افزایش میدهند، بلکه به اعتماد مشتریان و شهرت برند نیز آسیب میزنند. شرکتهایی که تنها به بهینهسازی هزینه میپردازند و نسبت به ریسکهای اقلیمی غفلت میکنند، در آیندهای نزدیک با چالشهای جدی روبهرو خواهند شد.
هزینههای اقتصادی تغییرات اقلیمی تنها به داراییهای ملموس محدود نمیشود. افزایش نرخ بیماریهای تنفسی در مناطق آلوده، کاهش سطح سواد به دلیل تعطیلی مدارس در روزهای بحرانی، یا مهاجرتهای اجباری ناشی از خشکسالی، هر یک ابعادی از هزینههای اجتماعی است که بهتدریج وارد چرخه اقتصاد میشوند. این هزینهها معمولاً در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند، اما تأثیرشان بر رشد بلندمدت اقتصادی غیرقابل انکار است.
بهعنوان مثال، برآوردها حاکی از آن است که کاهش بازدهی ذهنی کارگران در هوای گرم، تنها در یک کشور متوسط، سالانه معادل چندین صدمیلیون دلار از تولید ناخالص داخلی را از بین میبرد. این رقم تنها بخشی از زیان ناشی از کاهش کیفیت زندگی است. جوامعی که در معرض ress اقلیمی قرار دارند، تمایل کمتری به سرمایهگذاری در آموزش، سلامت و نوآوری دارند. این رفتارها، در بلندمدت، مسیر توسعه را دچار انحراف میکند.
برای مقابله با این واقعیت جدید، نیاز به بازتعریف اصول اقتصاد مدیریتی ضروری است. سیاستگذاریهای قدیمی که بر پایه پیشبینیهای آبوهوایی ثابت بنا شدهاند، دیگر کارآمد نیستند. دولتها باید به سمت الگوهایی حرکت کنند که هم انعطافپذیری را در برابر شوکهای ناگهانی تقویت کنند و هم مقاومت ساختاری را در برابر تغییرات تدریجی افزایش دهند.
یکی از این راهکارها، فناوریهای کمکربن است که دیگر صرفاً به عنوان انتخاب اخلاقی دیده نمیشوند، بلکه به عنوان فرصتهای سرمایهگذاری پایدار مطرحاند. انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف آب در صنعت، سیستمهای هوشمند مدیریت زباله و حملونقل پایدار، نه تنها از انتشار گازهای گلخانهای میکاهند، بلکه در بلندمدت هزینه عملیاتی را کاهش میدهند.
همچنین، افزایش سرمایهگذاری در زیرساختهای سازگار با اقلیم، از جمله سیستمهای زهکشی مقاوم در برابر سیل، ساختمانهایی با طراحی گرماگیری هوشمند و شبکههای حملونقل چندلایه از ضرورتهای برنامهریزی شهری و منطقهای است. این سرمایهگذاریها در ظاهر هزینهبر به نظر میرسند، اما در آینده، هزینههای بازسازی و بازیابی را بهطور چشمگیری کاهش خواهند داد.
بازارهای مالی نیز باید در این تحول نقش فعالتری ایفا کنند. روشهای ارزیابی ریسک سنتی، دیگر قادر به شناسایی خطرات اقلیمی نیستند. نیاز به معیارهای جدیدی احساس میشود که بتوانند همزمان هم ریسکهای فیزیکی و هم ریسکهای انتقالی را اندازهگیری کنند. ریسکهای انتقالی شامل آن دسته از خسارتها هستند که ناشی از تغییر سیاستها، فناوریها یا ترجیحات مصرفکنندگان در مسیر کاهش کربن هستند.
صندوقهای سرمایهگذاری که اکنون به سمت شاخصهای ESG حرکت میکنند، باید فراتر از گزارشدهی نمادین پیش روند و به سمت تحلیلهای مبتنی بر سناریوهای اقلیمی عمل کنند. این کار نه تنها به سلامت مالی، بلکه به ثبات سیستم اقتصادی کمک میکند.
برای رسیدن به اقتصادی که در برابر تغییرات اقلیمی مقاوم باشد، تنها افزایش بودجهها کافی نیست، بلکه نیاز به تغییر در نحوه تفکر، مدیریت و همکاری بینالمللی است. همکاریهای جهانی باید فراتر از تعهدات کربنی سطحی باشد و به سمت تبادل فناوری، آموزش کارکنان و حمایت از کشورهای آسیبپذیر پیش رود.