
نشان تجارت - در هفتههای اخیر به سبب جهش ناگهانی نرخ ارز و گرانی و تورم افسارگسیخته، اولویت خریدها به سمت گذران زندگی و معیشت چرخش پیدا کرده است. در این شرایط صنایعدستی عملا از اولویت خرید مردم خارج شده است و محصولات این حوزه تبدیل به کالاهایی لوکس و دور از دسترس برای مردم شدهاند. این در حالی است که بسیاری از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایعدستی عمدتا در شهرهای محروم و روستاها فعالیت داشته و معیشتشان به فروش دست سازههای هنریشان گره خورده است.
در این شرایط حداقل انتظار از دولت ارائه مشوق، کمک به صادرات صنایعدستی، ارائه بخشودگیهای مالیاتی و اقدام اساسی برای مهار تورم و گرانی افسار گسیخته کنونی است. به هر روی صدای اعتراضات مردم در خصوص وضعیت معیشی و گرانیهایی که زندگی روزمره مردم را سخت و بحرانی کرده باید شنیده شده و برای حل آن چارهای اندیشیده شود. یارانه یکمیلیون تومانی حتی توان پوشش هزینههای جاری زندگی را ندارد چه برسد به آنکه شرایط را برای خریدهای غیرضرورتر نظیر دستسازههای سنتی فراهم کند.
فراموش نکنیم که قطع فروش صنایعدستی نهتنها به معنی سخت شدن شرایط معیشتی هنرمندان است بلکه میتواند موجب شود که فعالان و هنرمندان صنایعدستی به مرور از چرخه فعالیت در این هنر- صنعت خارج شوند و در آینده با بحران کمبود نیروی انسانی در این حوزه مواجه شویم. باید در نظر داشت که هنرهای سنتی در صورت عدم فروش و عرضه و با خارج شدن استادکاران از چرخه فعالیت و انتقال نیافتن آموزهها به نسلهای بعدی، عملا به ورطه فراموشی سپرده میشود و این مساله میتواند تهدیدی جدی برای هنرهای سنتی کشور شمرده شود.
امسال، سال خوبی برای فعالان و هنرمندان صنایعدستی نبود. فروش صنایعدستی منوط به برقراری جریان سفر و گردشگری و برگزاری جشنوارهها و رویدادهاست. در سال جاری اما بالا گرفتن تنشها با اسرائیل و آمریکا، وقوع جنگ ۱۲روزه، گرانی و تورم فزاینده و مجموعهای از عوامل دیگر مانع فروش صنایعدستی شده و این هنر-صنعت در رکود فرو رفته است. کاهش فروش صنایعدستی در خراسان رضوی و گلستان نشانههایی روشن از این رکود هستند.
مهرماه امسال، سرپرست معاونت صنایعدستی ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسانرضوی از کاهش ۱۶درصدی صادرات صنایعدستی استان در ششماه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد.
محمداسماعیل اعتمادی گفته که در ششماه نخست سال جاری صادرات صنایعدستی خراسانرضوی به ۸میلیون و ۹۱۲هزار دلار رسیده است. این میزان در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته که ۱۰میلیون و ۵۸۴هزار دلار بود کاهش یکمیلیون و ۶۷۲هزار دلاری، معادل حدود ۱۶درصد را نشان میدهد که تبعات جنگ ۱۲روزه و آثار ادامهدار آن از دلایل اصلی این افت محسوب میشود.
تیرماه امسال نیز همزمان با سفر وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به استان گلستان تعدادی از هنرمندان صنایعدستی این استان، عدم بازار فروش و برندسازی را مهمترین چالش و گلایه هنرمندان حوزه صنایعدستی عنوان کردند.
هنرمندان گلستانی میگویند: نبود زیرساختهای تجاریسازی و کمتوجهی به بازار داخلی و بینالمللی باعث شده تا بسیاری از محصولات صنایعدستی گلستان، هرچند باکیفیت، راهی به خانههای مردم پیدا نکنند.
در یک سال گذشته هنرمندان جیرفتی نیز گلایههای جدی در خصوص وضعیت فروش و بازار صنایعدستی داشتند و خواستار توجه و رسیدگی مسوولان امر به شرایطشان بودند. تیرماه امسال یکی از هنرمندان پیشکسوت گلیمبافی در جیرفت ضمن انتقاد از وضعیت بازار صنایعدستی گفت: جایی برای نمایش و فروش آثارمان نداریم. گلایههای ما همیشگی شده و هیچ زمان هم ارادهای برای رفع آنها نبوده است. دهها سال است گلیم میبافم اما امروز حتی مغازهای برای فروش در شهر نداریم. مدیران فقط در روز صنایعدستی یادی از ما میکنند و بعد فراموش میشویم. بازارچه دائمی صنایعدستی حرف همیشگی است که عملی نمیشود. خواجه حیدری، یکی از قدیمیترین حصیربافان شهرستان جیرفت نیز در این مقطع با انتقاد از وضعیت بازار صنایعدستی میگوید: تاکنون هیچ بازارچه ویژهای برای فروش محصولات دستی ما در جیرفت ایجاد نشده است. بیشتر فروش ما در جشنوارهها و نمایشگاههای استانی و کشوری صورت میگیرد اما وقتی نمایشگاه تمام میشود، دوباره به کارگاههایمان بازمیگردیم و منتظر فرصت بعدی میشویم. بسیاری از هنرمندان صنایعدستی در ماههای گذشته و در جایجای کشور خواستار رفع مشکل فروش و تامین بازارچههای دائمی برای فروش صنایعدستی در نقاط مختلف کشور بودند. از نگاه آنها یکی از بزرگترین مشکلات در زمینه فروش به نبود یک بازارچه دائمی و ویژه برای عرضه آثارشان مربوط میشود.
حجتاله مرادخانی، پژوهشگر صنایعدستی نیز پیشتر در یادداشتی که در اختیار «جهانصنعت» قرار داد، هشدار داده بود: «در میان انبوه چالشهای پیشروی صنایعدستی ایران یکی از بنیادیترین اما مغفولترین آنها فرسایش سرمایه انسانی این حوزه است؛ فرسایشی تدریجی که در نتیجه تصمیمات هیجانی، رویدادهای نمایشی و مدیریتهای سلیقهای در سالهای اخیر عملا توان خلاق و اجرایی صنایعدستی کشور را به تحلیل برده است. این آسیب نهفقط در میان هنرمندان و تولیدکنندگان بخشخصوصی بلکه در بدنه کارشناسی و مدیریتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نیز بهوضوح دیده میشود؛ بدنهای که در واقع باید ستون فکری و تخصصی توسعه این حوزه باشد اما امروز در سایه بیتوجهی مدیریتی، به انزوا و دلزدگی کشانده شده است.»
وی در بخشی دیگر از این یادداشت افزود: «در ساختار اداری متولی صنایعدستی کشور، سرمایه انسانی عملا در پایینترین سطح توجه قرار گرفته است. تصمیمات غیرکارشناسی، رویدادهای نمادین و پروژههای کوتاهمدت که بیشتر به قصد «نمایش عملکرد» برگزار میشوند تا تحقق توسعه واقعی موجب شدهاند نیروی انسانی متخصص یا کنار گذاشته شود یا دچار فرسایش روانی و حرفهای شود. کارشناسان خبره استانی و ملی که روزگاری پشتوانه فکری برنامهها بودند، اکنون یا در انزوای سازمانی بهسر میبرند یا عطای کار را به لقایش بخشیدهاند.
از سوی دیگر تولیدکنندگان و هنرمندان بخشخصوصی که باید موتور خلاق این حوزه باشند با مشاهده بیثباتی تصمیمات و نبود حمایت موثر انگیزه خود را از دست دادهاند.»
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: «اکنون زمان آن رسیده که بازنگری جدی در نگاه مدیریتی به صنایعدستی صورت گیرد. توسعه این حوزه صرفا با تزریق بودجه یا برگزاری جشنواره ممکن نیست بلکه با احیای سرمایه انسانی در سطوح مختلف از کارشناسان ستادی تا هنرمندان روستایی معنا پیدا میکند. بازآموزی نیروهای تخصصی، ایجاد مسیر ارتقا و انگیزه شغلی، مشارکت دادن کارشناسان در تصمیمسازی و بازتعریف رابطه دولت با بخشخصوصی خلاق از پیششرطهای احیای این سرمایه بیبدیل است. صنایعدستی ایران میراث هزاران سال تجربه، ذوق و دانش مردمی است اما این میراث تنها در صورتی میتواند زنده بماند که حاملانش یعنی سرمایههای انسانیاش مورد احترام، حمایت و سرمایهگذاری واقعی قرار گیرند. در غیر این صورت، هر اندازه نمایش مدیریتی باشکوهتر شود، زیربنای انسانی این حوزه تهیتر خواهد شد و این خطری است که نه فقط برای صنایعدستی بلکه بهطور جدی آینده اقتصاد فرهنگ ایران را تهدید میکند.»
در نهایت باید اذعان داشت که باتوجه به شرایط امروز صنایعدستی کشور و کاهش فروشی که در نتیجه تنشهای داخلی و خارجی اتفاق افتاده است، انتظار میرود که صدای هنرمندان صنایعدستی شنیده شده و اقدامی عملی برای کمک به آنها به انجام برسد. فراموش نکنیم که مشکل اساسی امروز صنایعدستی ریشههای اقتصادی دارد و حل اصولی این مشکل در گرو رفع چالشهای اقتصادی و معیشتی مردم و بازگرداندن قدرت خرید به جامعه است