کد خبر: ۷۱۲۲۴
۱۳:۴۲ -۱۵ دی ۱۴۰۴
در نشان تجارت بخوانید

داده به‌مثابه دارایی اقتصادی؛ تحولی بنیادین در ساختار ارزش‌آفرینی مدرن

پذیرش داده به‌عنوان دارایی اقتصادی، تنها یک تصمیم حسابداری نیست. این پذیرش، نشان از درک عمیق‌تری از جهان است. جهانی که در آن دانش، قدرت است و داده، بنیان دانش. سازمان‌هایی که این دیدگاه را در قالب سیاست‌ها، ساختار‌ها و فرهنگ سازمانی جاری کنند، نه تنها در رقابت موضع ممتازی خواهند یافت، بلکه در شکل‌دهی به آینده‌ای عادلانه‌تر و پویاتر نیز سهیم خواهند بود.

تاثیر داده های اطلاعاتی بر اقتصاد

نشان تجارت - هدی کاشانیان: در عصری که مرز‌های فیزیکی دیگر تعیین‌کننده اصلی قدرت اقتصادی نیستند، داده جایگاهی فراتر از ابزار تحلیل یا منبع اطلاعات یافته است. این عنصر، به‌تدریج به ستون اصلی اقتصاد‌های دانش‌بنیان تبدیل شده و در بسیاری از کشور‌ها و سازمان‌ها، به‌طور رسمی در ردیف دارایی‌های ملموس و ناملموس شرکت‌ها ثبت می‌شود. این تحول، تنها یک تغییر اصطلاحی نیست، بلکه بازتعریفی از مفهوم سرمایه، سودآوری و پایداری رقابتی است.

تحول ماهیت داده از اطلاعات به سرمایه

داده دیگر تنها بازتابی از وقایع گذشته نیست و به سرمایه‌ای تبدیل شده که در عین حال قابلیت تولید مجدد، اشتراک‌گذاری و بهره‌برداری همزمان را دارد. این سرمایه، با مصرف، کاهش پیدا نمی‌کند، بلکه هرچه بیشتر پردازش و تلفیق شود، ارزش آن افزایش می‌یابد. برخلاف سرمایه‌های سنتی که مستلزم سرمایه‌گذاری اولیه سنگین و زمان‌بر هستند، داده اغلب به‌صورت جانبی تولید می‌شود و با سرمایه‌گذاری هوشمند در زیرساخت و تحلیل، به موتور محرکه تصمیم‌گیری و نوآوری تبدیل می‌شود.


بیشتر بخوانید: اقتصاد داده: چرخه ارزش‌آفرینی از اطلاعات


این تحول، ساختار رقابت اقتصادی را دگرگون کرده و کشور‌ها و سازمان‌هایی را که زودتر این واقعیت را پذیرفتند، در موقعیت برتری قرار داده است.

چارچوب‌های بین‌المللی برای شناسایی داده به‌عنوان دارایی

سازمان‌های استانداردسازی مالی، از جمله IFRS و FASB، در حال بازنگری در تعاریف سنتی دارایی‌های ناملموس هستند. برخی از این چارچوب‌ها، شرایطی را برای شناسایی داده به‌عنوان دارایی در ترازنامه مشخص کرده‌اند: کنترل سازمان بر منبع داده، وجود منافع اقتصادی آینده قابل تحقق و توانایی اندازه‌گیری قابل اعتماد ارزش آن. این معیارها، مسیر را برای استانداردسازی حسابداری داده‌محور هموار می‌کنند.

در سطح ملی، کشور‌هایی مانند چین و سنگاپور، سیاست‌هایی را برای ثبت داده به‌عنوان دارایی ملی اتخاذ کرده‌اند. این حرکت، فراتر از مدیریت شرکتی است و به ابعاد استراتژیک امنیت ملی و رقابت جهانی مرتبط می‌شود.

راهکار‌های عملیاتی برای ارزش‌گذاری داده در سازمان‌ها

ارزش‌گذاری داده در سطح سازمانی مستلزم انتخاب روشی متناسب با هدف استراتژیک و نوع داده است. روش مبتنی بر هزینه، با محاسبه هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جمع‌آوری، ذخیره‌سازی، پاک‌سازی و یکپارچه‌سازی داده، برای مقاصد داخلی مانند تخصیص بودجه مناسب است. روش مبتنی بر بازار، در صورت وجود معیار‌های قابل مقایسه یا پلتفرم‌های رسمی معاملات داده، امکان نقدشوندگی واقعی‌تری را فراهم می‌کند.

در مقابل، روش مبتنی بر درآمد، با پیش‌بینی جریان‌های نقدی ناشی از به‌کارگیری داده در محصولات، خدمات یا بهینه‌سازی فرآیندها، بیشترین وفاداری را به ماهیت اقتصادی داده دارد و برای اهداف گزارش‌دهی مالی و جذب سرمایه توصیه می‌شود. هر سازمان می‌تواند با ترکیب هوشمندانه این روش‌ها و تطبیق آن با شرایط خاص خود، گامی مؤثر در جهت شناسایی رسمی داده به‌مثابه دارایی بردارد.

سیاست‌گذاری ملی و نقش دولت در ایجاد بازار داده

برای آنکه داده بتواند به‌طور کامل به‌عنوان دارایی اقتصادی شناخته شود، نیاز به زیرساخت‌های قانونی، فنی و نهادی دارد. دولت‌ها می‌توانند با تصویب قوانین مربوط به مالکیت داده، انتقال قانونی آن، حفاظت از حریم خصوصی و ایجاد صندوق‌های ملی داده، نقش تسهیل‌گر را ایفا کنند.

ایجاد بازار‌های رسمی داده، شبیه به بازار‌های سهام یا کالا، در حال ظهور است. در این بازارها، داده‌ها با قرارداد‌های استاندارد، قابلیت انتقال امن و مکانیزم‌های شفاف قیمت‌گذاری، خرید و فروش می‌شوند. این امر، نه تنها نقدشوندگی داده را افزایش می‌دهد، بلکه امنیت حقوقی ذینفعان را نیز تقویت می‌کند.

چالش‌های اخلاقی و حقوقی در مالکیت داده

مالکیت داده، همواره محل بحث است. آیا داده‌ای که از فردی جمع‌آوری شده، متعلق به خود فرد است یا به سازمانی که آن را ثبت کرده؟ یا شاید به جامعه به‌عنوان منبع اصلی تولید دانش تعلق دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها، نیازمند گفتمانی عمیق، عقلانی و فراسوی منافع کوتاه‌مدت تجاری است.

قوانینی مانند GDPR در اروپا، تلاشی برای بازگرداندن بخشی از حقوق داده‌ای به افراد بوده است. اما هنوز چارچوبی جهانی و متوازن برای توزیع منصفانه ارزش داده وجود ندارد. بدون چنین چارچوبی، رشد بی‌رویه اقتصاد داده‌محور ممکن است به شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی عمیق‌تری منجر شود.

راهکار‌های مدیریت استراتژیک داده در سازمان‌های ایرانی

سازمان‌های ایرانی می‌توانند با تمرکز بر داده به‌عنوان دارایی استراتژیک، گام‌هایی عملیاتی و پایدار بردارند؛ ابتدا با شناسایی منابع داده‌ای با ارزش درونی و بیرونی، سپس تدوین نقشه راه داده‌محور که همسو با اهداف بلندمدت سازمان باشد. اختصاص بودجه و نیروی متخصص به حوزه‌های مدیریت داده، پالایش و تحلیل، و همچنین آموزش مدیران و کارکنان برای درک اقتصاد داده، از دیگر اقدامات ضروری است. همکاری با مراکز دانشگاهی و تخصصی برای توسعه مدل‌های ارزش‌گذاری متناسب با بافت اقتصادی کشور نیز می‌تواند شکاف میان نظریه و عمل را کاهش دهد. این رویکرد، تنها زمانی ثمربخش خواهد بود که از سطح رهبری سازمان حمایت صریح و پایدار داشته باشد.

آینده‌ای مبتنی بر داده

داده، خود به‌تنهایی ارزش محدودی دارد. ارزش واقعی آن در توانایی تفسیر، ترکیب و انتقال به دانش قابل اجرا نهفته است. این توانایی، بیش از پیش نیازمند هوش انسانی همراه با هوش مصنوعی است. در این آینده، سازمان‌هایی که بتوانند بین داده، انسان و تصمیم‌گیری، ارتباطی پویا و خلاقانه برقرار کنند، بهترین موقعیت را برای رشد پایدار خواهند داشت.

اقتصاد داده‌محور، فرصت‌های بی‌شماری را فراهم می‌کند، اما این فرصت‌ها مستلزم نگاهی استراتژیک، قانونمند و انسان‌محور است. بدون توجه به این سه رکن، داده تنها به ابزاری برای افزایش بهره‌وری کوتاه‌مدت تبدیل می‌شود و از جایگاه واقعی خود به‌عنوان ستون اصلی توسعه پایدار محروم می‌ماند.

ارسال نظرات
آخرین اخبار
گوناگون