
نشان تجارت - در عالم سیاست همیشه نباید حرف زد، گاهی سکوت، یک عکس و حتی حضور در یک مراسم ترحیم کافی است تا هر آنچه دیگران رشتهاند، پنبه شود؛ مثل همین مراسمهای ختمی که حسن روحانی در اوج شایعات، در آن شرکت میکند.
در این روزهای پرالتهاب که فضای سیاست داخلی تحت تاثیر مسائل و تهدیدات خارجی غبارآلودتر از همیشه شده، برخی از نیرویهای سیاسی حسابی از فرصت باریک شدن مرزهای «مصلحت» و «منفعت» استفاده کرده و برای تخریب رقبا یا ترفیع رفقا میکوشند. در همین میانه حسن روحانی که روزگاری در پی باز کردن قفلهای سیاست با کلید تدبیر بود، به قفلی بزرگ در محاسبات جریانهای قدرت تبدیل شد.
شیخ دیپلمات که نه حذف میشود و نه سکوت میکند، بعد از موضعگیریهای اخیر و تشریح موانع سیاست خارجی و داخلی نظام، با موقعیت عجیبی روبه رو شده است. موقعیتی که اینبار نه در گعدههای اصولگرایی، بلکه از تریبون رسانههای غربی ایجاد شد. یک ماه پیش «نیویورکتایمز» در گزارشی مدعی شد که حسن روحانی لایههای پنهانی از یک «دولت در سایه» را سازماندهی کرده و «در حال آمادهسازی برای یک انتقال نرم است.»
بیشتر بخوانید: سوءقصد به جان دونالد ترامپ
در آن گزارش تأکید شده بود که حسن روحانی با بهرهگیری از نفوذ سنتی خود در نهادهای حاکمیتی و پیوند با بروکراتهای تکنوکرات، برنامهای موسوم به «نوسازی ساختاری» را تدوین کرده تا در صورت بروز هرگونه خلأ قدرت یا بنبست سیاسی، به عنوان تنها گزینه «امن» برای نظام و جامعه بینالملل وارد میدان شود. این گزارش، روحانی را نه یک اپوزیسیون، بلکه «ذخیره استراتژیک» نظام توصیف کرد که در حال یارگیری از میان نیروهای معتدل نظامی و سیاسی است.
بلافاصله پس از انتشار گزارش نیویورک تایمز، ماشین تخریب در داخل به کار افتاد. «علی نادی» از اعضای اصلی جریان شریان و «ابوالقاسم جراره» نماینده مجلس دوازدهم و عضو دیگر این تشکل، با حضور در برنامه تصویری «علی علیزاده» مدعی شدند حسن روحانی و محمد جواد ظریف در حصر خانگیاند.
پاسخ حسن روحانی، اما نه با بیانیه بود و نه سخنرانی. شرکت او و ظریف در مراسم ختم والده محمد شریعتمداری، فراتر از یک وظیفه اخلاقی و یک کنش سیاسی بود. عکسهای آن مراسم و لبخندهایی که معنای خاصی برای تحلیلگران داشت، نشان داد که نه تنها در حصر نیستند، بلکه نبض جریانات سیاسی را همچنان در دست دارند. این حضور، آب سردی بود بر آتش شایعاتی که قصد داشتند آنها را «کودتاچی» جلوه دهند.
ماجرا، اما همینجا تمام نشد و گزارش دیروز «فیگارو» دوباره سر قصه را باز کرد. این رسانه فرانسوی مدعی شده که جلسات روحانی از حالت مشورتی خارج شده و جنبه عملیاتی به خود گرفته است. فیگارو با صراحت نوشت: «روحانی در حال بستن لیست نهایی شورای مشورتی عالی برای دوران گذار است.»
گزارشگر فیگارو مدعی شده که در این جلسات، سناریوهای مختلف برای عبور از بحرانهای معیشتی و بازگشت به میز مذاکره با غرب نهایی شده و حتی «نقشه راه جانشینی» نیز مورد بحث قرار گرفته است. ادعای اصلی فیگارو این است که «برخی چهرههای متنفذ که پیشتر در حاشیه بودند»، اکنون در دفتر روحانی دیده شدهاند تا توافقات بزرگی را برای تثبیت نظم آینده رقم بزنند. اشارهای که در واقع نشان دهنده یکی بودن منبع خبرهای قبلی با خبر فیگاروست. در شایعات گذشته، یکی از دلایل حصر روحانی و ظریف، جلسهای با میرحسین موسوی در روز بیستم دی ماه عنوان شده بود.
اهمیت گزارش فیگارو وقتی بیشتر میشود که به سیر تحولات در فاصله انتشار دو گزارش نیویورک تایمز و فیگارو توجه داشته باشیم. نکتهای که این گزارش را به یک بحران جدی پیوند میزند، تغییر لحن معنادار در سطوح عالی حاکمیت است. رهبری در دو سخنرانی اخیر خود بعد از ناآرامیهای دیماه، با ادبیاتی بیسابقه از واژه «کودتا» برای اعتراضات استفاده کرد.
در پی سخنان رهبری، سید حسن خمینی نیز در چندین نوبت به خطر «کودتای سیاسی» اشاره کرد و این نگرانی عمیق در بدنه حاکمیت وقتی عیان شد که برخی چهرههای شاخص اصلاحطلب تحت عنوان «حلقه براندازی» بازداشت شدند و اتفاقا در متن کیفرخواست رسانهای آنها هم آنچه مورد تاکید قرار گرفت، اتهام «کودتا» بود!
در ظاهر، این واژهگزینی، پاسخی غیرمستقیم به همان جلساتی است که نیویورکتایمز و فیگارو از آن سخن میگویند؛ گویی جریانی در داخل از پشت پرده یک «کودتا» خبر دارد!
سناریوی دیگر و محتملتر، اما این است که جریانی در داخل با شایعهسازی و استفاده از ابزارهای رسانهای، سعی دارند وجود زمینههای کودتا را به جامعه و سطوح عالی القا کنند. این سناریو را نزدیکان حسن روحانی بیشتر باور دارند. یک منبع آگاه و نزدیک به حسن روحانی، در گفتوگو با رویداد۲۴ ضمن تکذیب قاطع اخبار در مورد بازداشت یا برگزاری جلسات محرمانه روحانی، گفت: «جلسات آقای روحانی با حضور همراهان و نزدیکان مثل همیشه برگزار میشود و هیچ دستورالعمل تازه و غیرمعمولی ندارد. این دیدارها با وزرای سابق و کارشناسان برای بحث و بررسی درباره مسائل کشور پیشتر هم برگزار شده و یک روند معمول دارد».
این منبع آگاه ریشه شایعات اخیر را، فضاسازی مخالفان روحانی دانست و گفت: «قصد دارند با این شایعهپراکنیها، روحانی را از معادلات کلان کشور حذف کنند.»
گزارشهای نیویورکتایمز و فیگارو، چه بر اساس واقعیت باشند و چه ساختهی اتاقهای فکر رقبای روحانی، نشان میدهند که حسن روحانی هنوز بزرگترین کابوس تندروهاست. او در میانه دو لبه قیچی قرار گرفته است: از یک سو رسانههای خارجی که او را به عنوان «آلترناتیو» معرفی میکنند و از سوی دیگر رادیکالهای داخلی که با برچسب «کودتا» به دنبال مسدود کردن مسیر او هستند. پاسخ حسن روحانی اما تا اینجای کار سکوت و در عین حال حضور در انظار و همین مراسمهای تحریم بوده است.