
نشان تجارت - مریم آیتی: در دهه اخیر، مفهوم «اقتصاد توجه» به یکی از کلیدیترین چارچوبهای تحلیل تحولات رسانهای و دیجیتال بدل شده است. در این الگو، آنچه خرید و فروش میشود نه صرفاً کالا یا خدمت، بلکه زمان، تمرکز و دادههای رفتاری کاربران است. شبکههای اجتماعی با طراحی الگوریتمهای پیچیده، رقابتی فشرده برای جذب و نگهداشت توجه مخاطبان ایجاد کردهاند؛ رقابتی که پیامدهای اقتصادی، فرهنگی و روانشناختی گستردهای به همراه دارد.
پلتفرمهایی مانند TikTok و Instagram در قلب این تحولات قرار دارند. مدل درآمدی آنها نشان میدهد چگونه توجه انسان به منبع اصلی خلق ارزش در اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است.
اقتصاد توجه بر این فرض استوار است که در جهانی اشباع از اطلاعات، کمیابترین منبع نه داده بلکه «توجه انسان» است. کاربران روزانه با هزاران پیام، تصویر و ویدئو مواجه میشوند، اما ظرفیت ذهنی آنان محدود است؛ بنابراین هر پلتفرمی که بتواند:
• زمان بیشتری از کاربر بگیرد
• تعامل عمیقتری ایجاد کند
• دادههای رفتاری دقیقتری استخراج کند
در بازار تبلیغات دیجیتال سهم بیشتری خواهد داشت.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم بخش عمده درآمد شبکههای اجتماعی از تبلیغات هدفمند تأمین میشود؛ تبلیغاتی که مستقیماً به میزان درگیری ذهنی کاربر وابستهاند.
مدل کسبوکار پلتفرمهای اجتماعی بر سه ستون اصلی استوار است:
جذب حداکثری زمان کاربر
الگوریتمهای پیشنهاد محتوا در TikTok و Instagram بهگونهای طراحی شدهاند که محتوای شخصیسازیشده و پیوسته نمایش دهند. این فرایند باعث افزایش «مدت ماندگاری کاربر» و کاهش احتمال خروج از پلتفرم میشود.
نکات کلیدی این مرحله:
• استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل رفتار کاربر
• نمایش محتوای کوتاه و سریع برای تحریک دوپامین
• حذف نقاط توقف طبیعی در جریان محتوا
تبدیل توجه به داده
هر لایک، مکث چندثانیهای روی یک ویدئو، یا حتی اسکرول سریع، به دادهای ارزشمند تبدیل میشود. این دادهها پایه اصلی تبلیغات هدفمند هستند.
در این ساختار:
• داده رفتاری → تحلیل الگوریتمی → پروفایل دقیق کاربر
• پروفایل کاربر → تبلیغ شخصیسازیشده → افزایش نرخ تبدیل
فروش تبلیغات هدفمند
درآمد اصلی از طریق فروش فضای تبلیغاتی به برندها حاصل میشود. تبلیغکنندگان حاضرند هزینه بیشتری بپردازند اگر بدانند پیامشان دقیقاً به مخاطب بالقوه میرسد؛ بنابراین هرچه توجه عمیقتر باشد، ارزش اقتصادی آن بالاتر خواهد بود.
اقتصاد توجه ساختار سنتی تبلیغات را دگرگون کرده است. در گذشته، تبلیغات مبتنی بر رسانههای جمعی بود، اما اکنون تمرکز بر «مخاطب فردی» است.
تحولات مهم در این حوزه:
• حرکت از تبلیغات گسترده به تبلیغات میکروهدفمند
• افزایش نقش اینفلوئنسرها بهعنوان واسطه اعتماد
• رشد مدلهای تبلیغات درونمحتوا
امروزه برندها به جای خرید صرفِ فضا، در پی خرید «تعامل» هستند. معیارهایی مانند نرخ کلیک، مدت تماشا و نرخ مشارکت به شاخصهای اصلی سنجش اثربخشی تبلیغات تبدیل شدهاند.
اقتصاد توجه تنها ساختار درآمدی شرکتها را تغییر نداده، بلکه رفتار مصرفکننده را نیز دگرگون کرده است.
مهمترین تغییرات رفتاری عبارتاند از:
• تصمیمگیری سریعتر و احساسیتر
• افزایش خریدهای لحظهای
• وابستگی به توصیههای اجتماعی و نظرات کاربران
الگوریتمها با نمایش مداوم محتوای مرتبط، حس نیاز را تقویت میکنند. کاربر پیش از آنکه به شکل منطقی نیاز خود را تحلیل کند، در معرض پیشنهاد خرید قرار میگیرد. این روند موجب تقویت مصرفگرایی دیجیتال شده است.
یکی از بحثبرانگیزترین ابعاد اقتصاد توجه، اثر آن بر سلامت روان است. پلتفرمها برای حفظ توجه کاربر، سازوکارهایی طراحی کردهاند که گاه به وابستگی رفتاری منجر میشود.
پیامدهای قابل توجه:
• مقایسه اجتماعی مداوم
• کاهش تمرکز و افزایش حواسپرتی
• وابستگی به تأیید اجتماعی
طراحی بیوقفه محتوا و سیستم پاداشهای متغیر، ذهن را در چرخهای از انتظار و تحریک نگه میدارد. در بلندمدت، این وضعیت میتواند به اضطراب، کاهش رضایت از زندگی و فرسودگی ذهنی منجر شود.
اقتصاد توجه پرسشهای مهمی درباره مسئولیت اجتماعی پلتفرمها ایجاد کرده است. آیا افزایش مدت حضور کاربر باید بر سلامت او اولویت داشته باشد؟ آیا جمعآوری گسترده دادهها با حریم خصوصی سازگار است؟
برخی کشورها در حال تدوین مقرراتی برای:
• شفافسازی الگوریتمها
• محدودسازی تبلیغات برای کودکان
• کنترل جمعآوری دادههای حساس
با این حال، ماهیت فرامرزی شبکههای اجتماعی، اجرای یکپارچه قوانین را دشوار کرده است.
در برابر قدرت الگوریتمها، کاربران و کسبوکارها میتوانند رویکردی آگاهانه اتخاذ کنند.
راهکارهای فردی:
• تعیین زمان مشخص برای استفاده از شبکههای اجتماعی
• غیرفعال کردن اعلانهای غیرضروری
• تمرین تمرکز عمیق و فاصلهگیری دیجیتال
راهکارهای سازمانی:
• طراحی محتوای ارزشمحور بهجای صرفاً تحریککننده
• رعایت اصول اخلاقی در تبلیغات هدفمند
• شفافیت در استفاده از داده کاربران
اقتصاد توجه به یکی از تعیینکنندهترین نیروهای شکلدهنده اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. در این چارچوب، توجه انسان سرمایهای است که میان پلتفرمها، برندها و کاربران در جریان است. مدل درآمدی شبکههای اجتماعی بر پایه جذب، تحلیل و فروش این توجه بنا شده و پیامدهای آن فراتر از حوزه اقتصاد، به فرهنگ و روان انسان نیز گسترش یافته است.
در آینده، توازن میان سودآوری پلتفرمها و سلامت کاربران به یکی از مهمترین چالشهای سیاستگذاری عمومی تبدیل خواهد شد. اقتصاد توجه نهتنها مدل جدیدی از کسب درآمد، بلکه بازتعریفی از رابطه انسان و فناوری است.