
نشان تجارت - هدی کاشانیان: صنعت نفت ایران، بهعنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد ملی در سالهای اخیر با چالشهای بیسابقهای در زمینه صادرات روبهرو شده است. تحریمهای بینالمللی نهتنها دسترسی به بازارهای جهانی را محدود کرده، بلکه ساختارهای مالی و لجستیکی فروش نفت را دگرگون ساختهاند. در این شرایط، کشور برای تداوم جریان درآمدهای نفتی بهسراغ راهکارهای نوینی رفته که برخی از آنها در حاشیه قوانین بینالمللی حرکت میکنند. این تحولات، نیازمند تحلیلی عمیق از مکانیزمهای عملیاتی، ریسکهای پیشرو و ظرفیتهای بالقوه برای تثبیت اقتصاد انرژی است.
تحریمهای ظرفیتی که از سالها پیش علیه ایران اعمال شدهاند، دسترسی مستقیم به شبکههای بانکی جهانی و شرکتهای بیمه بینالمللی را قطع کردهاند. بانکهای پیشرو در معاملات نفتی بهدلیل ترس از جریمههای سنگین، همکاری با تهران را متوقف کردهاند.
این محدودیتها، علاوه بر کاهش حجم صادرات، افزایش هزینههای تراکنشهای نفتی را بهدنبال داشته است. پالایشگاههای بزرگ اروپایی و آسیایی نیز بهدلیل فشارهای سیاسی خریداران ثابت ایرانی را کنار گذاشتهاند. در مقابل، کشور مجبور شده است با قیمتهای پایینتر و شرایط پرریسک، بازارهای جایگزین را هدف قرار دهد. این شکاف اقتصادی، زمینهساز ظهور شبکههای غیررسمی در زنجیره تأمین نفت شده است.
در شرایط فعلی، فروش نفت ایران عمدتاً از طریق واسطههای مستقل، شرکتهای پوششی و ناوگانهای سایه انجام میشود. ناوگانهای سایه، که اغلب دارای مالکیت مبهم و پرچمهای ثبتی متغیر هستند، نقش محوری در حمل نفت به کشورهای مصرفکننده دارند. برای پوشش ردیابی مالی، از ارزهای دیجیتال و سیستمهای بارتر استفاده میشود.
چین و هند بهعنوان خریداران عمده، با پرداخت وامهای غیرقابل تبدیل یا ارائه کالاهای تولیدی، تقاضای خود را برآورده میکنند. همچنین، کشورهایی مانند ونزوئلا و روسیه با تجربه مشترک تحریمها، شبکههای همکاری لجستیکی و فنی را با ایران گسترش دادهاند. این مسیرها، هرچند کارایی دارند، اما با نوسانات شدید قیمتی و عدم تضمین ثبات روابط تجاری همراهاند.
فناوری، یکی از ابزارهای کلیدی برای مقابله با محدودیتهای تحریمها شده است. ایران با بهکارگیری سکوهای نفتی شناور و سیستمهای تخلیه دریایی، امکان انتقال مستقیم نفت به ناوگان خریداران را فراهم آورده است. این روشها، نیاز به استفاده از بنادر ثبتشده را کاهش داده و ردیابی معاملات را دشوار میسازد. در بخش مالی نیز، رمزارزها و شبکههای غیرمتمرکز پرداخت، جایگزین بانکهای مرسوم شدهاند. پروژههای بلوکچینی برای ضبط تراکنشهای انرژی، در حال آزمایش هستند تا شفافیت نسبی را در چارچوب غیررسمی حفظ کنند. با این حال، این فناوریها با چالشهایی مانند نوسانات ارزی و عدم امنیت سایبری روبهرو هستند.
استفاده گسترده از مسیرهای غیررسمی در فروش نفت، ایران را در معرض خطرات جدی حقوقی و سیاسی قرار داده است. تحریمهای فراملی، بهویژه توسط آمریکا و اتحادیه اروپا، شرکتها و افراد درگیر در این شبکهها را هدف قرار داده و با جریمههای سنگین و توقیف داراییها مواجه ساختهاند.
نفتکشهای سایه در دریاهای بینالمللی، اغلب توسط نیروهای دریایی کشورهای غربی بازرسی یا توقیف میشوند که این اقدامات، نهتنها تلفات مالی مستقیم بههمراه دارد، بلکه روابط دیپلماتیک ایران با کشورهای ثالث را نیز تیره میکند. وابستگی به خریداران محدودی مانند چین، فضای مذاکرهای را بهنفع آنها سوق داده و امکان کاهش قیمتها یا دریافت کالاهای کمکیفیت در قالب بدهیهای طولانیمدت را افزایش داده است.
این شرایط، ضمن تضعیف موقعیت استراتژیک ایران در بازارهای جهانی، فشارهای داخلی برای بازنگری در سیاستهای کوتاهنگرانه را تشدید کرده است. بدون طراحی چارچوبهای حقوقی مقاوم و گسترش همکاریهای چندجانبه، اتکا به این مکانیزمها میتواند بار حقوقی و سیاسی سنگینی را بر اقتصاد ملی تحمیل کند.
برای کاهش وابستگی به مسیرهای غیررسمی، تقویت روابط دیپلماتیک با کشورهای همسو و مذاکره برای تسهیل معاملات نفتی در قالب توافقهای چندجانبه ضروری است. همکاری با سازمانهای منطقهای مانند شانگهای و اتحادیه اوراسیا میتواند پلی برای دسترسی به بازارهای جدید باشد.
سرمایهگذاری در فناوریهای پالایش داخلی نیز ارزش افزوده نفت را افزایش داده و نیاز به صادرات خام را کاهش میدهد. از سوی دیگر، ایجاد صندوقهای مالی مقاوم در برابر تحریم، با مشارکت کشورهای مقاومتگر، میتواند ثبات مالی صنعت نفت را تضمین کند
در شرایط کنونی، دستیابی به تعادل میان انعطافپذیری عملیاتی و پایبندی به چارچوبهای حقوقی، یکی از چالشهای محوری صنعت نفت ایران است. استفاده از مسیرهای غیررسمی، اگرچه در کوتاهمدت پاسخی به تحریمهاست، اما ریسکهای حقوقی و سیاسی آن میتواند پایداری بلندمدت را تهدید کند.
برای عبور از این بنبست، تقویت مکانیزمهای شفاف و قانونی در تعاملات انرژی، همراه با بهکارگیری فناوریهای نوین مانند قراردادهای هوشمند بلوکچینی راهگشا خواهد بود. همچنین، گسترش روابط با شرکای تجاری مستقل از ساختارهای غربی، ضمن حفظ تعهدات بینالمللی میتواند فضایی برای مذاکرات فنی و حقوقی ایجاد کند. این تعادل، نهتنها نیازمند خلاقیت در مدیریت بحران، بلکه مستلزم برنامهریزی استراتژیک برای بازگشت تدریجی به بازارهای جهانی در قالب قوانین شناختهشده است.