
نشان تجارت - هدی کاشانیان: در دهههای اخیر، جابهجایی انسانها از یک کشور به کشور دیگر تنها به دنبال بهبود شرایط زندگی نبوده، بلکه تحولی عمیق در نظام اشتغال جهانی بهشمار میرود. مهاجرت نیروی کار بهعنوان یکی از مولفههای کلیدی جهانیسازی، بستری برای تعاملات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی گستردهتر فراهم کرده است. این حرکت، در سطح فردی، امید به ارتقای درآمد و دسترسی به فرصتهای شغلی بهتر را در پی دارد. در سطح کلان، بازتابهایی در ساختار بازار کار، سیاستهای اجتماعی و توسعه پایدار دارد. این روند در شرایطی شکل میگیرد که منابع انسانی در برخی کشورها فراتر از نیاز داخلی رشد کرده، در حالی که در سوی دیگر، کاستیهای جدی در نیروی کار متخصص دیده میشود. تحلیل دقیق این پدیده مستلزم بررسی همزمان عوامل کششی و رانشی، سیاستهای مهاجرپذیری، و آثار بلندمدت آن بر اقتصاد و جامعه است.
توزیع فضایی مهاجران کاری در سالهای اخیر با تغییرات قابل توجهی روبهرو بوده است. اروپا همچنان یکی از مقاصد اصلی پذیرش نیروی کار مهاجر باقی مانده، اما روند افزایشی در جذب نیرو در کشورهای خلیج فارس، بهویژه در بخشهای ساختوساز، خدمات و انرژی، مورد توجه قرار گرفته است. همزمان، کشورهای آسیایی مانند ژاپن و کره جنوبی با بحران پیری جمعیتی مواجه شدهاند و بهتدریج قوانین خود را برای جذب نیروی کار خارجی بازسازی کردهاند.
بیشتر بخوانید: بحران کمبود نیروی کار ناشی از پیری جمعیت و ضرورت جذب نیروی کار مهاجر
در سوی دیگر، کشورهای آفریقایی و آسیایی بیشتر بهعنوان کشورهای مبدأ عمل میکنند، نه تنها بهدلیل محدودیتهای اقتصادی، بلکه در پی بحرانهای محیطی، بیثباتی سیاسی و ناامنی گسترده. این توزیع نابرابر فضایی، تأثیر مستقیمی بر مذاکرات بینالمللی درباره مهاجرت و حقوق مهاجران دارد.
هر کشوری که نیروی کار خود را در اختیار جوامع دیگر قرار میدهد، با تبعات دوگانهای روبهرو میشود. از یک سو، مهاجرت بهعنوان راهکاری برای کاهش بیکاری طولانیمدت و تعدیل فشار بر منابع داخلی تلقی میشود. حوالههای مالی ارسالی از سوی مهاجران نیز نقش مهمی در تأمین ارز خارجی و ثبات نرخ ارز ایفا میکند.
از سوی دیگر، مهاجرت هوشمندانه و با برنامهریزی، بهویژه در مورد نیروهای متخصص، میتواند باعث رشد قابلتوجهی در اقتصاد مقصد شود. با این وجود، خروج بیرویه نیروهای آموزشدیده، ظرفیتهای توسعهای را در کشور مبدأ تضعیف کرده و شکاف بین اقتصاد داخلی و بینالمللی را عمیقتر میسازد. جابهجایی نیروی کار در حوزه فناوری، پزشکی و مهندسی، این اثر دوگانه را بهشدت تشدید کرده است.
یکی از ضعفهای ساختاری موجود در نظام مهاجرت کاری، ناهمخوانی قوانین ملی با استانداردهای بینالمللی است. کنوانسیون سازمان ملل درباره حمایت از حقوق کارگران مهاجر و خانوادههای آنها بیش از دو دهه پیش تصویب شد، اما تاکنون تعداد محدودی از کشورها بهصورت کامل آن را اجرا کردهاند.
در بسیاری از سیستمهای مهاجرتی، مهاجران کاری با محدودیتهای جدی در دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و حتی عدالت کاری مواجهاند. تفکیک بین مهاجران با اقامت قانونی و غیرقانونی نیز باعث شده تا بسیاری از کارگران، بهویژه زنان و جوانان، در معرض بهرهکشی شدید قرار گیرند. این وضعیت نهتنها به کرامت انسانی لطمه میزند، بلکه اعتماد عمومی به سیستمهای استخدامی را نیز تضعیف میکند.
• توسعه سیاستهای کلان برای هماهنگی بین کشورهای مبدأ و مقصد
همکاری مؤثر بین دولتها میتواند مانع از جابهجاییهای غیرمستقیم و خطرناک شود. توافقنامههای دوجانبه که مجوز کار، امنیت شغلی و حقوق کارگر را بهوضوح تعریف کنند، از اهمیت ویژهای برخوردارند. این توافقها باید حاوی مکانیسمهای نظارتی مستقل باشند تا از اجرای دقیق مفاد آنها اطمینان حاصل شود.
• ایجاد زیرساختهای آموزشی هدفمند بر اساس تقاضای بازارهای خارجی
سیستمهای آموزش حرفهای باید با نیازهای واقعی کشورهای مقصد همسو شوند. برگزاری دورههای آموزشی تخصصی در حوزههایی همچون پرستاری، فناوری اطلاعات و انرژیهای تجدیدپذیر، از اثربخشی بلندمدت این سیاستها میکاهد. این اقدام ضمن افزایش شانس استخدام مهاجران، اعتبار بینالمللی سیستم آموزشی کشور مبدأ را نیز تقویت میکند.
• تقویت چارچوبهای حمایتی برای بازگشت مهاجران
بازگشت مهاجران پس از اتمام دوره کاری، فرصتی برای انتقال دانش و مهارتهای کسبشده در خارج است. ایجاد برنامههای حمایتی شامل تسهیلات مالی، مشاوره شغلی و شبکهسازی حرفهای، میتواند این انتقال را بهصورت سازندهای مدیریت کند. این فرایند نهتنها از هدررفت سرمایه انسانی جلوگیری میکند، بلکه به تقویت بخشهای نوپای اقتصادی کمک شایانی میکند.
• ارتقاء شفافیت در بازار کار مهاجرتی با کمک فناوری
استفاده از پلتفرمهای دیجیتال برای معرفی شغلهای معتبر، ثبت قراردادها و پیگیری انتظامی، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش کلاهبرداری و بهرهکشی داشته باشد. سیستمهای غیرمتمرکز برپایه فناوری بلاکچین، امکان ردیابی کامل وضعیت کارگران را فراهم میکنند و اعتماد طرفین را افزایش میدهند.
تحولات فناورانه، ساختار بازار کار را دگرگون کرده و ماهیت خودِ مهاجرت نیروی کار را دچار تغییرات بنیادینی ساخته است. بسیاری از مشاغل کممهارت که پیشتر زمینهساز مهاجرت انبوه بودند، امروز در معرض حذف قرار دارند. در مقابل، تقاضا برای نیروهای متخصص در زمینههای نوین مانند هوش مصنوعی، امنیت سایبری و بیوتکنولوژی بهطور چشمگیری در حال رشد است. این تحولات، نیازمند بازنگری کلی در سیاستهای مهاجرتی و تمرکز بر توانمندسازی نیروی کار ملی برای رقابت در عرصههای پیشرفته است. مهاجرت دیگر یک راهحل کوتاهمدت برای بحران اشتغال نیست، بلکه بخشی از استراتژی بلندمدت توسعه انسانی محسوب میشود.