
نشان تجارت - هر کسی که در این شرایط بخواهد تصویرسازی کند که همه چیز عادی بوده یا فاقد بصیرت است یا عقل ندارد. واضح است که شرایط عادی نیست و کسبوکارها در وضعیت مساعدی قرار ندارند. در تمامی کشورها، دولتها برای شرایط بحرانی برنامه و بودجه مشخص دارند و این برنامهها از قبل طراحی شدهاند و کاملا عملیاتی هستند. به محض وقوع بحران، بودجهها آزاد شده و دستورالعملها و آئیننامهها ابلاغ و اجرایی میشوند. اینطور نیست که تازه بخواهند درباره بحرانی بودن شرایط فکر کنند یا آن را بپذیرند. مسوولیت اصلی دولت، رفاه و سعادت شهروندان است و در این راستا پیروزی و سودآوری کسبوکارها اهمیت دارد. دولت باید محیط و بستری فراهم کند که کسبوکارها بتوانند رشد و سودآوری داشته باشند. در حال حاضر باید وضعیت دولت را بررسی کنیم.
بخش بزرگی از دولت اساسا در تکذیب بحران هستند و اصرار دارند شرایط را عادی جلوه دهند و چشم خود را بر واقعیت ببندند. بخش دیگری از دولت بحران را پذیرفته اما هیچ راهکار عملی ارائه نشده است.نمیتوان یک دولت را تنها در حوزه امنیتی موفق دانست؛ جایی که نیروها بسیج میشوند تا بحرانها را مدیریت کنند اما در حوزه اقتصادی هیچ برنامه و راهکاری وجود ندارد. کسبوکارها با جهش دلار مواجه شدهاند که بخش زیادی از اعتراضات ناشی از همین موضوع است. در این شرایط کسبوکارها با بلاتکلیفی مواجه هستند، سرمایهگذاریها و توسعه کسبوکارها متوقف شده و حالت انقباضی حاکم است. حفظ وضعیت موجود برای بسیاری از کسبوکارها ساده نیست. تعداد افرادی که در شب عید بیکار شدند مشخص نیست اما بسیاری از کسبوکارها دیگر توان ادامه ندارند.
آنچه مشاهده میکنم این است که بخش بزرگی از فعالان اقتصادی در سال جدید نخواهند بود. حال دولت برای مقابله با این بیکاری چه برنامهای دارد؟ آیا میخواهد همه رابه سمت رانندگی اسنپ سوق دهد؟ یا تمام بحرانها را بر دوش بخشخصوصی گذاشته و انتظار دارد خودش آنها را حل کند؟ بخشخصوصی هم توان حل این مسائل را ندارد و در نهایت این بحرانها به مردم منتقل و سفره خانوارها روزبهروز کوچکتر میشود. آثار اجتماعی و خانوادگی این بحرانها قابلتوجه است و در این مقال نمیگنجد. با این حال آیا دولت برنامهای برای حل این مشکلات دارد یا تمرکز اصلی صرف پیشبرد مذاکرات شده است؟ از نظر من، دولت باید جامعهنگر باشد و به ابعاد مختلف مسائل توجه کند. در شرایط کنونی بخش کسبوکارها و بخشخصوصی قربانی اصلی بحران هستند و کسی به داد آنها نمیرسد.
گویی تنها بخشخصوصی باقیمانده که مسوولیت حل مشکلات مردم و فضای کسبوکار را بر دوش دارد و تمامی فشارها متوجه آن است. هیچ برنامه یا کمکی از سوی وزارتخانهها دیده نمیشود و همزمان مالیاتها فشار مضاعفی بر مردم تحمیل کرده و کسری بودجههای دیگر را با آن جبران میکنند. حقیقتا نمیدانم در این شرایط وظیفه اصلی دولت چیست.روزی گفته میشد اگر سیلی در جایی از کشور بیاید، همه باید کمک کنند تا مشکل حل شود. اکنون نیز در کسبوکارها بهویژه بخش اقتصاد دیجیتال کشور، سیل ویرانگری آمده است. اگر این مشکلات نبود چنین اعتراضاتی شکل نمیگرفت. بیعملی دولت میتواند نتایج بسیار ناخوشایندی به دنبال داشته باشد و ما را به ناکجاآباد هدایت کند؛ جایی که احتمال تکرار چنین بحرانهایی وجود دارد.
* رییس هیات علمی آکادمی برند ایران