
نشان تجارت - هدی کاشانیان: در سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰، زمانی که تهدیدات تروریستی بهصورت غیرمنتظرهای رشد میکرد و سازمانهای نظامی سنتی با محدودیتهای عملیاتی روبهرو شدند، نیاز به نیرویی فراتر از قابلیتهای معمول احساس شد. پاسخ این نیاز، شکلگیری دلتا فورس بود. نیرویی که نه تنها در تاریخ جنگهای مدرن جایگاهی ویژه یافت، بلکه به نمادی از ترکیب هوش، توان فیزیکی و ظرفیت استراتژیک تبدیل شد. این گروه خارج از چرخههای معمول فرماندهی نظامی میجنگد، در سکوت عمل میکند و زمانی ظاهر میشود که دیگر راهی جز اقدام فوری و دقیق باقی نمانده باشد.
ایده شکلگیری دلتا فورس بر اساس تجربیات مستقیم و تلخ یک افسر آمریکایی در جنگ ویتنام شکل گرفت. کلنل «چارلز بکویت» پس از همکاری مستقیم با نیروهای ویژه اسکناسو بریتانیا، به این باور رسید که ایالات متحده به واحدی نیاز دارد که بتواند در مقابل تهدیدات غیرمتعارف بهویژه آزادسازی گروگان و مقابله با تروریسم، واکنشی فوری و مؤثر از خود نشان دهد.
پس از ناکامی عملیات نجات گروگانهای سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸، فشار برای ایجاد نیرویی تخصصی و مستقل بیش از پیش افزایش یافت. دلتا فورس بهصورت رسمی در سال ۱۹۷۷ زیر نظر فرماندهی عملیات ویژه ارتش آمریکا تأسیس شد و از همان ابتدا با مأموریتهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی روبهرو بود. این نیرو از ابتدا طراحی شده بود تا خارج از چارچوبهای معمول عمل کند و در شرایطی وارد عمل شود که دیگر نیروها یا دیر رسیده باشند یا ناتوان.
ورود به این نیرو تنها با افتخار و سابقه نیست، بلکه با ارزیابیهای سختگیرانهای همراه است که کمتر از پنج درصد متقاضیان از آن عبور میکنند. فرآیند انتخاب، شامل مراحل روانسنجی، تحمل استرس شدید، توانایی تصمیمگیری فوری و فعالیتهای بدنی فراتر از حد انتظار است. افرادی که وارد مرحله آموزش اولیه میشوند، در معرض شرایطی قرار میگیرند که همزمان نیازمند تسلط بر مهارتهای رزمی، زبانهای خارجی، تکنیکهای تخریب و حتی دانش پزشکی پیشرفته هستند.
آموزشهای این نیرو در محیطهای کاملا شبیهسازیشده انجام میشود، از شهرهای متروکه تا فرودگاههای دستساز، همه برای ایجاد حس واقعیت و نزدیکی به شرایط واقعی طراحی شدهاند. هر عضو دلتا فورس نه تنها تیرانداز ماهر، بلکه جاسوس، دیپلمات و جراح در لحظه نیاز است.

یکی از شاخصترین عملیات این نیرو، حمله به محل اختفای اسامه بن لادن در آباد در سال ۲۰۱۱ بود. دلتا فورس در کنار نیروهای ویژه دیگر، در این عملیات نقش تعیینکنندهای داشت. اما سابقه این نیرو تنها به این حادثه محدود نمیشود. در سال ۱۹۹۳، در عملیات گوریل، دلتا فورس در مگادیشو سومالی حضور فعال داشت و با وجود هزینههای سنگین، نشان داد که حتی در شرایطی با اطلاعات ناقص و هوش محدود، همچنان میتواند با دقت عمل کند.
در عراق و افغانستان نیز، این نیرو بهطور مکرر در عملیاتهای شبانه و غیرمنتظره، فرماندهان شورشی و مراکز فرماندهی دشمن را هدف قرار داد. بسیاری از این عملیات هرگز بهصورت رسمی افشا نشدند، اما ردپای آنها در بسیاری از تغییرات استراتژیک منطقهای دیده میشود.
برخلاف نیروی ویژه گرینبرت که بیشتر در زمینههای تربیت نیروهای محلی و عملیات غیرمستقیم فعالیت دارد، یا نیروی نیروی دریایی سیلز که بر حملات شدید و مستقیم تمرکز دارد، دلتا فورس وظیفهای دیگر را بر عهده دارد:
• طراحی برای عملیاتهای خارج از چارچوب سنتی و در شرایط بحرانی فوری
• وابستگی مستقیم به فرماندهی عملیات ویژه ستاد مشترک، نه به سطوح محلی یا منطقهای
• تمرکز اصلی بر مأموریتهای ضدتروریسم، آزادسازی گروگان و حذف هدفهای بالارده
• رازداری شدید در سطح هویت اعضا، ساختار سازمانی و جزئیات عملیات
• عدم حضور رسمی در لیست واحدهای نظامی عمومی ارتش آمریکا
• امکان اعزام فوری بدون نیاز به مجوزهای زنجیره فرماندهی طولانی
• ترکیب منحصربهفرد از مهارتهای رزمی، هوشی و روانشناختی در یک نیروی واحد
یکی از مؤثرترین سلاحهای این واحد، شناخته نبودن آن است. عموماً اعضای این نیرو در مأموریتها بدون نشان و با پوشش کامل حضور دارند. حتی پس از پایان خدمت، اطلاعاتی از عملیات آنها منتشر نمیشود و خانوادههای اعضای آن نیز تا حد ممکن در جهل نگه داشته میشوند.
این رازداری، نه تنها از امنیت عملیات حمایت میکند، بلکه در سطح روانی دشمن نیز تأثیر عمیقی میگذارد. تصور حضور نیرویی نامرئی، غیرقابل پیشبینی و بیرحم، خود بهتنهایی میتواند تصمیمگیری طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهد. این بعد روانی، در بسیاری از مأموریتهای بازدارندگی، مهمتر از خود عملیات نظامی بوده است.
با گسترش جنگهای نامتقارن و افزایش نقش فضای سایبری در امنیت ملی، نیروهایی مانند دلتا فورس نیز در حال سازگاری با محیطی جدید هستند. امروزه این نیرو نه تنها به آموزش تکنیکهای رزمی سنتی میپردازد، بلکه دارای تیمهای تخصصی در حوزههای هوش مصنوعی، شکست رمزهای الکترونیکی و نفوذ سایبری است.
برخی تحلیلگران معتقدند که دلتا فورس در دهه آینده بیشتر در قالب ترکیبی از نیروی فیزیکی و تواناییهای دیجیتال عمل خواهد کرد. این تحول، نشان از انعطافپذیری ساختاری این نیرو دارد، نیرویی که هرگز به دنبال تقلید از دیگران نبوده، بلکه همواره الگویی برای نیروهای مشابه در سراسر جهان بوده است.

نیروهای دلتا فورس نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را طی یک عملیات نظامی گسترده در صبح روز شنبه، ۳ ژانویه ۲۰۲۶، در کاراکاس دستگیر کردند و با هواپیما از کشور خارج کردند. این عملیات توسط نیروهای نخبه دلتا فورس ارتش آمریکا که متخصص در عملیاتهای ضد تروریسم و دستگیری اهداف باارزش هستند، پس از شناسایی دقیق محل اختفای مادورو توسط سیا انجام شد.
رئیسجمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، اعلام کرد که مادورو و همسرش سیلیا فلورس که به اتهام توطئه برای قاچاق مواد مخدر و تروریسم مواد مخدر در ایالات متحده تحت تعقیب بودند، با موفقیت دستگیر شده و برای محاکمه در دادگاه فدرال نیویورک در کشتی تهاجمی آبی خاکی یواساس ایو جیما (USS Iwo Jima) نگهداری میشوند.
دلتا فورس ترکیبی از افسانههای نظامی و عملیاتهای واقعی است. این نیرو نه تنها بهعنوان یک واحد عملیاتی، بلکه بهعنوان بخشی از هویت استراتژیک آمریکا در عرصه جهانی شناخته میشود. هرچند بسیاری از جزئیات فعالیت آن پنهان مانده، اما تأثیر آن بر روند بسیاری از بحرانهای بینالمللی قابلانکار نیست. آنچه دلتا فورس ارائه میدهد صرفاً قدرت نیست، بلکه قابلیت عمل در لحظهای است که همه چیز در ترازوی شکست و موفقیت قرار دارد و هیچ حاشیهای برای خطا وجود ندارد.