
نشان تجارت - سال۲۰۲۵ برای بازار نفت سال پیروزی فاندامنتالها بر هیجان بود؛ سالیکه تنشهای ژئوپلیتیک قیمت را بالا کشید ولی این افزایشها دوام نداشت و چندهفته بعد دوباره واقعیت عرضه فراوان و رشد تقاضای نهچندان پرقدرت قیمتها را پایین آورد. نفت حالا با گذر از طولانیترین دوره زیان سهساله پا به سالی میگذارد که تحلیلگران بازار کماکان بازاری نوسانی رو به کاهش پیشبینی میکنند.
سال۲۰۲۵ به قول تحلیلگران «پریمیوم ریسک» آغاز شد؛ به این معنی که جنگها، تهدیدهای مسیرهای کشتیرانی و تحریمها روی روسیه، ایران و ونزوئلا مرتب به بازار شوک میداد. درنهایت اما فزونی عرضه و رشد تقاضای محتاط
دست بالا را گرفت. تحلیلگران بازار در پایان سال، عامل اصلی افت قیمت نفت را عرضه بیشتر از تقاضا و در کنار آن افزایش عرضه شیل آمریکا ارزیابی میکنند؛ جاییکه تولید قویتر از انتظار و مدیریت ریسک تولیدکنندگان یعنی هج در قیمتهای بالاتر فشار نزولی را تشدید کرده است و این یعنی سال آینده در کماکان بر همان پاشنه میچرخد.
اوایل سال بازار همچنان به اخبار امنیت کشتیرانی در دریای سرخ، حملات و ضدحملات و ریسکهای منطقهای واکنش نشان میداد؛ حتی خبر کاهش احتمال حمله به کشتیها میتوانست قیمت را پایین بکشد چون معاملهگران بخش مهمی از ریسک را در مسیرهای حمل و بیمه میدیدند. نقطهعطف اما بهار۲۰۲۵ بود: برنت تا محدوده حدود ۵۸دلار هم پایین رفت و بعد در تابستان و میانه سال تا حوالی اواخر دهه۶۰ دلار برگشت. روایت این رفتوبرگشت یعنی افت شدیدتر از انتظار نشان داد بازار از ترس کمبود به نگرانی از مازاد چرخیده و برگشت بعدی هم بیشتر از جنس فصلی مصرف تابستانی و ساختار بازار بود تا یک تغییر بنیادی بلندمدت.
ماجرا اما به همینجا ختم نشد، اوپکپلاس هم در۲۰۲۵ یکی از بازیگران اصلی بازار نفت بود. اوپکپلاس تلاش کرد بین دو هدف متضاد یکی جلوگیری از ریزش قیمتها و دیگری پس گرفتن سهم بازار و پاسخ به فشار مصرفکنندگان بزرگ تعادل برقرار کند. در عمل، مسیر افزایش تدریجی عرضه از حوالی آوریل جدیتر شد و تا پایان سال، گزارشها نشان میدادند حدود ۹/۲میلیون بشکه در روز عرضه به بازار اضافه شده است. همین عدد ستون اصلی داستان۲۰۲۵ بود. در واقع هرچقدر هم تنش ژئوپلیتیک بالا میرفت، وقتی عرضه در مقیاس میلیون بشکهای زیاد میشود، سقف رشد قیمت کوتاهتر میشود.
با این حال اوپکپلاس همزمان مکانیسم پایش و تاکید بر جبران اضافهتولید اعضای متخلف را پررنگ کرد یعنی افزایش عرضه قرار نبود بیحساب باشد بلکه با ابزارهای انضباطی همراه میشد تا کنترل بازار از دست نرود.
اتفاق جالب دیگر برای تقاضای بازار در۲۰۲۵ در حوزه حملونقل رخ داد. مسیرهای حمل و بیمه نقش هزینه پنهان را بازی کردند؛ چیزی که مستقیما مثل یک قطع عرضه تولید را کم نمیکرد اما هزینه و زمان رساندن نفت و فرآورده را بالا میبرد. جهش پریمیوم ریسک جنگ برای عبور از دریای سرخ و حتی توقف پوشش بیمهای برخی سفرها، بخشی از فشار هزینهای را توضیح میدهد.
تغییر مسیر کشتیها از کانال سوئز به دور زدن آفریقا مصرف سوخت کشتیها را بالا برد و برخلاف پیشبینیها، به تقاضای نفت کوره و سوخت بانکر کمک کرد. این رویداد حتی در سالی که رشد تقاضا کلی محدود بود باعث نشد که بخشهایی از تقاضا بهطور غیرمنتظره تقویت شود با این حال اثر مازاد عرضه را خنثی هم نکرد.
همزمان با رویدادهای عرضه و تقاضا، اختلاف میان آژانس بینالمللی انرژی و اوپک در ارائه آمارها و پیشبینیها تحلیلگران و بازیگران بازار نفت را در سالی که گذشت، دچار سردرگمی کرده بود. آژانس بینالمللی انرژی، رشد تقاضای جهانی نفت در ۲۰۲۵ را حدود ۸۳۰هزار بشکه در روز برآورد کرد و برای۲۰۲۶ نیز رشد در همان حدود(حدود ۸۶۰هزار بشکه در روز) را مطرح کرد، با این تفاوت که ترکیب رشد در حال تغییر است متقابلا اما اوپک پیشبینی کرده که مصرف جهانی نفت در سال۲۰۲۶ به میزان ۴/۱میلیون بشکه در روز رشد خواهد کرد که با روند پیشبینیشده برای سالجاری برابری میکند و از رشد پیشبینیشده برای عرضه فراتر میرود.
چنین دورنمایی به عربستان سعودی و شرکایش در اوپکپلاس اجازه میدهد تا تولید متوقفشده را احیا کنند و درنهایت حدود ۲میلیون بشکه در روز از تولیدشان را ظرف دو سال آینده به بازار بازگردانند. با این حال چشمانداز خوشبینانه این گروه تحتتاثیر نشانههای رشد اقتصادی متزلزل در چین و عدم پیشبینی دقیق تقاضا در سال گذشته تضعیف شده است.
در بازار داغ پیشبینیها، نفت ایران هم بیتاثیر در بازار جهانی نبود. تحریمهای مرتبط با نفت ایران در۲۰۲۵ بیشتر از آنکه شکل یک شوک ناگهانی به تراز عرضه جهانی داشته باشد، بهصورت فرسایشی عمل کرد؛ افزایش هزینههای حمل، سختتر شدن تسویه مالی و پرریسکتر شدن استفاده از ناوگان و واسطهها. آمریکا در طول سال چند موج تحریمی را با تمرکز بر دور زدن تحریمها و بهویژه ناوگان سایه اعلام کرد؛ از جمله اقداماتی که به گفته وزارت خزانهداری، تعداد زیادی کشتی در زنجیره حمل نفت ایران را هدف گرفت و هدفش بالا بردن هزینه صادرات و کاهش درآمد موثر از هر بشکه بود.
وزارت خارجه آمریکا نیز در بیانیههایی از تحریمهای گسترده علیه شبکه صادرات انرژی ایران و برخی بازیگران و زیرساختهای مرتبط از جمله گرههای لجستیکی و اپراتورها خبر داد. پیام بازار از این اقدامات روشن بود؛ حتی اگر حجم صادرات بهطور کامل قطع نشود، تخفیف اجباری، هزینه حمل و بیمه و ریسک توقیف میتواند درآمد واقعی را پایین بیاورد و جریانها را ناپایدارتر کند.
در۲۰۲۵ همچنین موضوع اجرای تحریم روی آب برجستهتر شد. پروندهها و اخبار مربوط به تعقیب یا ردیابی نفتکشهای مرتبط با نفت ایران نشان داد اجرای تحریمها به میدان کشتیرانی و پرچم و مالکیت و بیمه منتقل شد یعنی همان جایی که نااطمینانی میتواند بر پریمیومهای منطقهای و تخفیفها اثر بگذارد، حتی اگر برنت را بهتنهایی جهشی ندهد.
در آستانه سال جدید تحلیلگران بازار میگویند، حتی اگر ۲۰۲۵ سال اثبات مازاد عرضه بوده باشد، ۲۰۲۶محتملترین سال جاافتادن مازاد است. گزارشهای پایان۲۰۲۵ و نظرسنجیها و تحلیلها نشان میدهد انتظار غالب این است که عرضه در۲۰۲۶ از تقاضا جلو بزند و در چنین حالتی سناریوهای رایج از افت برنت به محدوده میانه دهه ۵۰ دلار در مقاطعی از اوایل۲۰۲۶ و سپس تثبیت نزدیک ۶۰ دلار صحبت میکنند.
دو نیروی کلیدی این سناریو یعنی افزایش عرضه اوپکپلاس و تابآوری عرضه آمریکا همگی بر این نکته تاکید دارند که اگرچه برای سهماهه اول۲۰۲۶ بازار در حالت سکون و نوسان کم پیش برود اما مسیر کلی بازگرداندن عرضه را متوقف نکرده است.
به گفته تحلیلگران درس۲۰۲۵ این بود که خبر بد بهتنهایی کافی در بازار نفت تاثیرگذار نیست چه آنکه بازار به بشکههای از دسترفته واکنش پایدار نشان میدهد. اگر در۲۰۲۶ تنشها به قطع واقعی عرضه تبدیل شود یا اختلال جدی در مسیرهای کلیدی یا تولید چند کشور رخ دهد، آنوقت میتوان انتظار داشت برنت برای مدتی حقبیمه ژئوپلیتیک بگیرد. حتی اما در این سناریو هم سقف رشد میتواند به واکنش سریع عرضه محدود شود؛ همان الگویی که در ۲۰۲۵ بارها دیده شد.
افشین جوان در شانا نوشت که بازار نفت در سالهای اخیر از قیمتگذاری مبتنیبر ترس و تنش فاصله گرفته و به سمت ارزشگذاری بر پایه عوامل بنیادین همچون عرضه، تقاضا، سطح ذخیرهسازی و ظرفیت مازاد تولید حرکت کرده است. پس از تلاطم شدید بازار در سال۲۰۲۰ که بهطور عمده ناشی از همهگیری کووید-۱۹ بود، حتی تنشهای ژئوپلیتیک مهم سالهای اخیر ازجمله تحولات خاورمیانه و جنگ اوکراین و روسیه نتوانستند نوسانهای شدید و پایداری در بازار نفت ایجاد کنند. برخلاف سالهای پیش از۲۰۲۲، واکنش بازار نفت به تنشهای ژئوپلیتیک در دوره اخیر بسیار محدود و کوتاهمدت بوده و حتی نقش بازیگران بازار مشتقه و سفتهبازان نیز در تشدید نوسانها بهطور محسوسی کاهش یافته است. بازار نفت در گذشته بهشدت تحتتاثیر شوکهای غیربنیادین ناشی از ترس و نااطمینانی قرار داشت درحالیکه امروز شاهد تغییر پارادایم در قیمتگذاری نفت هستیم، بهگونهایکه بازار بیش از گذشته به توازنهای فیزیکی عرضه و تقاضا توجه دارد. عواملی مانند مقدار تولید، سطح ذخیرهسازیها، ظرفیت مازاد کشورهای عضو اوپک و اوپکپلاس و وضعیت واقعی تقاضا اکنون نقش تعیینکنندهتری در رفتار بازار ایفا میکنند و همین مساله سبب شده سیاستگذاریهای اخیر اثر مثبتی بر ثبات بازار داشته باشد. اگرچه تولید نفت شیل آمریکا میتواند چالشهایی برای تولیدکنندگان ایجاد کند اما بهتنهایی الزاما به افزایش شدید اضافهعرضه منجر نخواهد شد زیرا سیاستهای اوپک و اوپکپلاس بهویژه بازگشت تدریجی بخشی از کاهشهای داوطلبانه تولید، در کنار عرضههای غیراوپکی میتواند احتمال شکلگیری اضافه عرضه را افزایش دهد اما در عین حال باید سمت تقاضا و توان بازار برای جذب این عرضه را نیز در نظر گرفت. هرچند ضعفهایی در اقتصاد کشورهای آسیایی بهویژه چین مشاهده میشود اما این کشورها همچنان میتوانند بخش قابلتوجهی از تقاضای بازار را پوشش دهند و نفت عرضهشده را جذب کنند. این موضوع میتواند به موفقیت سیاستهای اوپکپلاس در مدیریت بازار کمک کند، ضمن آنکه تعادل کنونی بازار با دورههای گذشته تفاوت اساسی دارد و دامنه قیمتها در سطحی بسیار متعادلتر، حدود ۶۰ تا ۶۲ دلار قرار گرفته؛ سطحی که بعید است در کوتاهمدت یا حتی نیمه نخست سال آینده تغییر معناداری داشته باشد. مساله دیگر امنیت انرژی است که در کوتاهمدت همچنان با فشار و ریسک همراه خواهد بود اما در میانمدت این مساله به ضرورتی اجتنابناپذیر برای همه بازیگران بازار نفت و انرژی تبدیل شده است.
در بلندمدت امنیت انرژی به سمت تعادل حرکت خواهد کرد و سیاستگذاریها ناگزیر باید بهگونهای باشند که عرضه پایدار انرژی تضمین شود. مکانیسم ظرفیت تولید حداکثری که از سوی اوپک مطرح شده هم عامل دیگری است که میتواند ابزاری برای تشویق سرمایهگذاری در کشورهای عضو باشد، هرچند کشورهایی مانند ایران، روسیه و ونزوئلا بهدلیل تحریمها متاسفانه نمیتوانند بهطور کامل از مزایای این سازوکار بهرهمند شوند. از سوی دیگر رویکردهای رادیکالی که چندسال پیش مطرح بود، امروز تا حد زیادی فروکش کرده و جای خود را به نگاه واقعبینانهتری داده است. همچنین حذف کامل سوختهای فسیلی و جایگزینی سریع آنها با انرژیهای نو سناریویی غیرواقعی و حتی سوررئالیستی است. در شرایط کنونی ترکیب متوازن انواع انرژی در کنار پیشرفتهای فناورانه مانند جذب کربن میتواند مسیر منطقیتری برای تامین امنیت انرژی بلندمدت باشد. در چنین شرایطی بازار سال آینده را باید براساس سناریوهای مختلف تحلیل کرد؛ از سناریوی خوشبینانه بدون اختلال عمده و با مدیریت انعطافپذیر تولید گرفته تا سناریوهای بدبینانه شامل شوکهای ژئوپلیتیک یا اختلال فیزیکی پایدار در عرضه. بدترین سناریو وقوع شوک فیزیکی در مسیرهای اصلی تولید است که میتواند اثرات گستردهای بر اقتصاد جهانی داشته باشد.