نشان تجارت - در شرایطی که ایران با یکی از شدیدترین بحرانهای آبی تاریخ اخیر خود دستوپنجه نرم میکند، افتتاح سد «پاشدان» در استان هرات افغانستان توسط دولت طالبان، نگرانیها را در میان مقامات و شهروندان ایرانی دوچندان کرده است. این سد که در تاریخ ۱۴ آگوست ۲۰۲۵ بهطور رسمی افتتاح شد، با هدف تولید برق (۲مگاوات) و آبیاری حدود ۱۳۰۰۰هکتار از اراضی کشاورزی در غرب افغانستان ساخته شده و ظرفیت ذخیرهسازی آن حدود ۵۴میلیون مترمکعب آب است .
با این حال این پروژه بدون هماهنگی با کشورهای پاییندست، بهویژه ایران، اجرا شده و به باور مقامات ایرانی جریان طبیعی رود هریرود (حریرود) را بهشدت کاهش داده است. این کاهش، منجر به کاهش محسوس ذخیره آب در سد دوستی (Doosti Dam)، منبع حیاتی تامین آب شرب شهر مشهد، شده است. براساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی ایران، حجم آب این سد اکنون به سطح «مرده» (dead storage) کاهش یافته؛ سطحی که آب در دسترس مصرف برای استفاده انسان وجود ندارد.
ایران با استناد به اصول حقوق بینالملل و «هنجارهای عرفی» در بهرهبرداری از رودهای مشترک، بارها اعتراض رسمی خود را به ساخت و بهرهبرداری این سد اعلام کرده است. مقامات وزارت خارجه و صنعت آب ایران با تاکید بر ضرورت احترام به حقوق طبیعی مردم پاییندست و الزام به همکاری متقابل، نسبت به تاثیرات مخرب اجتماعی و زیستمحیطی این اقدامات هشدار دادهاند .
از نگاه تحلیلگران، وقوع این بحران هم ناشی از سیاستهای یکجانبه طالبان برای توسعه اقتصاد ملی (از جمله ایجاد انرژی و کشاورزی در هرات) و هم ناشی از ضعف دیپلماسی آب منطقهای ایران است. به گفته یک تحلیلگر سیاسی، «طالبان با چشمپوشی از حقوق همسایگان، جریان آب را تحتفشار قرار دادهاند و ایران تاکنون پاسخ دیپلماتیک مناسبی ارائه نکرده است.»
در زمینه ساخت سدها، این اختلاف تازهای نیست. پیش از پاشدان، پروژههای مشابه مانند سد کامالخان بر روی هیرمند نیز با اعتراض تهران روبهرو شده بود؛ جایی که توافق ۱۹۷۳ پیشبینی کرده بود سالانه حدود ۸۲۰میلیون مترمکعب آب به ایران برسد اما افغانستان به دلایل خشکسالی یا سیاسی، بارها از انجام آن خودداری کرده است.
در مجموع، سدسازی بدون همکاری و توافق دوجانبه، هم به بحران آب در ایران دامن میزند و هم میتواند باعث بیثباتی سیاسی و اجتماعی در منطقه شود. در شرایطی که ماموریت تامین آب پایدار برای جمعیتهای شهری و کشاورزی تبدیل به مسالهای حیاتی شده، ادامه مسیر فعلی بدون بازنگری در دیپلماسی آب و اجرا کردن مکانیسمهای مشترک فنی و حقوقی میتواند پیامدهای گستردهتری در پی داشته باشد.
محمود خاقانی، کارشناس بینالملل انرژی درخصوص تاثیرات سدسازی کشورهای همسایه بر منابع آبی ایران به «جهانصنعت» گفت: در کشورهای همسایه بهویژه ترکیه سدهای عظیمی ساخته شده که میتواند رودهایی همچون فرات و اروندرود را با خشکی جدی مواجه کند. در افغانستان نیز پروژههای مشابهی در حال اجراست. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این سیاستهای سدسازی با پشتیبانی قدرتهایی مانند آمریکا و اسرائیل دنبال میشود زیرا آنها میدانستند ایران در آینده با بحران آب روبهرو خواهد شد. افغانستان با توجه به نیازهای فراوان و محدودیت دسترسی به دریا، تلاش میکند از منابع آبی مشترک بهرهبرداری کند و حتی از این طریق امتیازاتی از ایران به دست آورد. ترکیه نیز رویکرد مشابهی نسبت به عراق و سوریه دارد؛ چنان که در سالهای اخیر شاهد بودهایم ارتش اسرائیل در حملات خود به سوریه، منابع آبی این کشور را نیز مورد تصرف قرار داده است.
وی با تاکید بر اینکه اهمیت آب دستکمی از انرژی ندارد گفت: چهبسا در بسیاری از صنایع انرژی نیز به آب نیازمندیم. در عراق و بهویژه بصره هم ساخت سدها تاثیرات منفی جدی بر محیطزیست ایران گذاشته است؛ مسالهای که کارشناسان بارها بر آن تاکید کردهاند. در دولتهای پیشین بهویژه در دوره ریاستجمهوری مرحوم هاشمیرفسنجانی و پس از آن، موضوع آب پیشبینی و مورد برنامهریزی قرار گرفت. حتی کارشناسان برجسته ایرانی مقیم اروپا به کشور دعوت شدند تا تجربیات خود را منتقل کنند. با این حال برخی جریانهای سیاسی در داخل، این کارشناسان دلسوز را به جاسوسی متهم کردند؛ عدهای ناگزیر به مهاجرت شدند و سرنوشت برخی دیگر نامعلوم ماند. این در حالی بود که وزارت اطلاعات وقت نیز با این اتهامات مخالف بود اما فشارها مانع ادامه این مطالعات شد و امروزه همانند دانشآموزی که شب امتحان تازه به فکر مطالعه میافتد، ما نیز در آستانه بحران به فکر چاره افتادهایم.
خاقانی افزود: اکنون بحران آب دیپلماسی فعالی در سیاست خارجی کشور میطلبد. روابط پیچیده طالبان و پاکستان، حضور گروههای تروریستی در منطقه و انتقال نیروهای داعش از سوی غرب به افغانستان که روسیه رقم آن را بیش از ۲۰هزار نفر اعلام کرده، همگی نشان میدهد که مساله آب میتواند به ابزاری سیاسی و امنیتی بدل شود. نمونههایی از این پیامدها را در حملات تروریستی اخیر در سیستانوبلوچستان مشاهده کردهایم.
خشکسالی، طوفانهای شن و گردوغبار نیز همگی پیامد کمبود آب هستند؛ پدیدههایی که گاه از هر سلاحی کاراتر عمل میکنند. بنابراین ضروری است مسوولان با مردم صریح و شفاف سخن بگویند و راهکاری ملی برای عبور از این بحران بیابیم.
احمد خاتونآبادی، پژوهشگر توسعه پایدار و حکمرانی منابع آبی نیز به «جهانصنعت» گفت: من مطالعه تخصصی دقیقی در این زمینه نداشتهام؛ فقط میدانم که بر روی رود هریرود در سمت مشهد مشکلاتی ایجاد شد و در آن سوی مرز نیز بر دریچههای ما در دو مسیر اقداماتی صورت گرفت. این اقدامات با استفاده از مصالحی مانند سیمان که از ایران به آنجا منتقل شد، در حالی که حتی پول گازوئیل حمل آن هم دریافت نشد، منجر به ساخت سد گردید.
وی افزود: به همین دلیل معتقدم ما در بهرهگیری از مناسبات حقوق بینالملل آب، آنگونه که باید و شاید موفق عمل نکردهایم، در حالی که طرف مقابل توانسته از این فرصت بهخوبی استفاده کند. حتی شنیدم یکی از مدیران اتاق بازرگانی تهران در سخنرانیای اشاره کرده بود که نهتنها پول سیمان پرداخت نشد بلکه با در نظر گرفتن هزینه سوخت کامیونها، عملا بخشی از منابع خود را هم به آنها هدیه کردهایم. نتیجه این شد که نه درآمدی برای ما ایجاد شد و نه سودی برای تولید ناخالص ملیمان بلکه برعکس، از همین مصالح علیه ما استفاده شده و سد ساختهاند. بنا به گفته این کارشناس ارشد حوزه آب، در چنین مواردی معمولا کشورها از آنچه «سلاح نرم» نامیده میشود بهره میبرند. او گفت: سلاح نرم به سیاستهای زیستمحیطی و تدابیری بازمیگردد که میتواند طرف مقابل را وادار به رعایت حقوق بینالملل و معاهدات کند. ما هم در حوزه آب، هم در مورد رودخانهها و هم تالابها معاهدات متعددی داشتهایم و داریم اما متاسفانه بسیاری از آنها رعایت نمیشوند. با این حال میتوانیم با ابزارهای حقوق نرم، مانع از وقوع چنین اتفاقاتی شویم.