
نشان تجارت - اخیراً رئیسجمهور در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به دوره پهلوی و اینکه پزشک در روستا ساعت ۹ شب کار میکرد، چون شش هزار تومان حقوق میگرفت که معادل شش هزار دلار بود، گفت: «الان حقوق ماهانه من رئیس جمهور ۱۰۰۰ دلار است.»
این اظهارات درباره حقوق ۶ هزار دلاری یک پزشک روستا در دهه ۵۰، بیش از هر چیز سقوط آزاد قدرت خرید در ایران را نشان میدهد. موضوعی که حتی در حقوق رئیس جمهور نیز نمایان است. اما برای درک عمق فاجعه، باید میان «ارزش اسمی» و «ارزش واقعی» پول تمایز قائل شد.
وقتی از ۶۰۰۰ دلار در سال ۱۳۵۶ حرف میزنیم، نباید آن را با ۶۰۰۰ دلارِ امروز مقایسه کنیم. به دلیل تورم جهانی دلار، قدرت خرید ۱۰۰۰ دلار در اواخر دهه ۵۰ میلادی، تقریباً معادل ۵۰۰۰ دلارِ امروز است. بنابراین، یک پزشک روستا در آن زمان حقوقی دریافت میکرد که به پول امروز، ارزشی بیش از ۳۰ هزار دلار (حدود ۲ میلیارد تومان در ماه) داشت! این عدد نشاندهنده یک «ابر قدرت خرید» است که نه تنها رفاه کامل پزشک را تأمین میکرد، بلکه انگیزهای برای کار در دورافتادهترین روستاها را نیز ایجاد میکرد. این سقوطِ ارزش پول، همان چیزی است که نخبگان را به سمت مهاجرت سوق میدهد.
نکته تلخ، اما سفره کارگران در وضعیت سقوط ارزش پول کشور است. در سال ۵۶، حقوق کارگر ۵۶۰ تا ۶۰۰ تومان بود. با فرض حقوق ۶۰۰ تومانی کارگران حقوق ۶۰۰۰ تومانی یک پزشک، حدود ۱۰ برابر حداقل دستمزد یک کارگر بود. امروز، اما حقوق کارگر حتی اگر ۱۷ میلیون تومان در نظر گرفته شود، تقریباً ۱۰۰ دلار است و به یک ششم کاهش یافته است. این نشان از افزایش شکاف طبقاتی طی سالهای گذشته است. در این وضعیت، کارگر برای بقا میجنگد. وقتی آقای رئیسجمهور از حقوق خودش گلایه میکند، کارگران چه بگویند!
در دهه ۴۰، ایران تورم تکرقمی و ثبات خیرهکنندهای را تجربه کرد. با ورود به دهه ۵۰ و افزایش درآمدهای نفتی، تورم افزایش یافت و در سال ۱۳۵۶ به مرز ۲۵ درصد رسید. جالب اینجاست که همین تورم ۲۵ درصدی، یکی از بنزینهای شعلهورکننده نارضایتیهای منتهی به انقلاب بود؛ چرا که مردم به ثبات عادت کرده بودند و این گرانی را برنمیتابیدند.
اما امروز، جامعه ایران سالهاست که درگیر تورمهای بالای ۴۰ درصد است. نرخ تورم نقطه به نقطه دی ماه به رقم نجومی ۶۰ درصد رسیده و کارشناسان نسبت به ابر تورم در ماههای آتی هشدار میدهند. البته حتی در این شرایط هم دولت حاضر به شنیدن صدای اعتراض مردم نیست.
براساس یک پژوهش که در سال ۱۴۰۱ از سوی محقق و اساتید علوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام شده، شمار پزشکانی که تمایل به مهاجرت دارند، بالا ارزیابی شده است، بر اساس یافتههای این تحقیق ۱۸۹ نفر (۵۲/۵ درصد) از افراد شرکت کننده تمایل زیاد و بسیار زیاد به مهاجرت داشتند. ۱۳۵ نفر (۳۷/۵ درصد) از افراد شرکت کننده حتی تمایل به کار در مشاغل غیر تخصصی و پایینتر در خارج از کشور داشتند. ۱۰۸ نفر (۳۰درصد) برنامه زمانی مشخصی برای مهاجرت داشتند و فقط ۶۵ نفر (۱۸درصد) از افراد تمایل به برگشت پس از مهاجرت داشتند.
اشاره رئیسجمهور به کار کردن پزشک تا ساعت ۹ شب در روستا، کلیدواژه «نظام انگیزشی» است. در نظام اقتصادی دهه ۵۰، پرداخت دستمزد به قدری بود که تخصص را به نیاز پیوند میزد. پزشک داوطلبانه در روستا میماند، چون ثروتآفرینی میکرد.
امروز، اما پایین نگه داشتن دستمزدها و مالیاتهای سنگین بر حقوقهای تخصصی، نه تنها انگیزه حضور در مناطق محروم از بین رفته، بلکه سیستم با پدیده خالی شدن از متخصص مواجه است.