
نشان تجارت - کاخ مروارید کرج که با نام «کاخ شمس» نیز شناخته میشود، نشانهای از حافظه معاصر، سندی از یک دوره خاص معماری ایران و نمادی از نسبت پرچالش میان توسعه شهری و حفاظت از میراث فرهنگی است. بنایی که قرار بود جلوهای از مدرنیسم ایرانی در دهه۴۰ خورشیدی باشد، امروز بیش از آنکه با فرم صدفگون و معماری منحصربهفردش شناخته شود، با واژههایی چون «بلاتکلیفی»، «رهاشدگی»، «چالش مالکیت» و «تهدید حریم» گره خورده است.
در استانی که هویت تاریخیاش همواره زیر سایه کلانشهر تهران قرار گرفته، کاخ مروارید یکی از معدود آثار شاخصی است که میتوانست به نقطه اتکای فرهنگی البرز بدل شود؛ بنایی که نهتنها ظرفیت بازتعریف رابطه شهروندان کرج با گذشته معاصرشان را داشت بلکه میتوانست نقش موثری در ارتقای سرانه فرهنگی و حتی گردشگری این استان ایفا کند. با این حال آنچه امروز پیشروی افکار عمومی قرار دارد، تصویری از یک میراث ثبت ملی است که میان مصوبهها، اختلافات حقوقی، ساختوسازهای پیرامونی و وعدههای تکرارشونده در وضعیتی معلق باقی مانده است.
اظهارات اخیر مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان البرز درباره احتمال حلوفصل مالکیت کاخ و آغاز مرمت آن بار دیگر نگاهها را به این بنای تاریخی جلب کرده است اما همزمان ماجرای ساختوساز در حریم درجه دو کاخ مروارید و ورود دستگاه قضایی به این پرونده، پرسشهای جدیتری را درباره نحوه مدیریت میراث فرهنگی در بستر توسعه شهری مطرح میکند. آیا کاخ مروارید در آستانه خروج از بنبست تاریخی خود قرار دارد یا همچنان باید آن را نماد یک «تصمیمگیری ناتمام» دانست.
کاخ مروارید در دهه۴۰خورشیدی و به دستور پهلوی اول بهعنوان اقامتگاه شمس پهلوی در مهرشهر کرج ساخته شد. طراحی این مجموعه به گروهی از معماران ایرانی و خارجی سپرده شد و نتیجه بنایی بود که با الهام از صدف و مروارید به یکی از شاخصترین نمونههای معماری مدرن ایران تبدیل شد. فرم سیال، ترکیب فضاهای تشریفاتی و اقامتی و جانمایی مجموعه در زمینی وسیع، کاخ مروارید را از همان ابتدا به اثری متمایز بدل کرد.
در چند دهه گذشته اما سرنوشت این مجموعه مسیر دیگری را طی کرد. تغییر کاربریها، واگذاری به دستگاههای مختلف و خروج تدریجی بنا از چرخه بهرهبرداری فرهنگی، کاخ را در مسیری فرسایشی قرار داد. نبود یک متولی ثابت و پاسخگو باعث شد این اثر ارزشمند بهتدریج دچار آسیبهایی شود؛ آسیبی که نه حاصل یک تخریب ناگهانی بلکه نتیجه سالها بیتوجهی و مدیریت ناپیوسته بود.
در سال۱۳۸۲ کاخ مروارید با شماره ۷۰۶۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید؛ اقدامی که از نظر قانونی آن را تحت حفاظت قرار داد. با این حال ثبت ملی بهتنهایی نتوانست گرههای پیچیده مالکیتی و مدیریتی این مجموعه را باز کند. از همان زمان پرسش اصلی این بود که چگونه میتوان از بنایی حفاظت کرد که مالکیت آن در اختیار وزارت میراث فرهنگی نیست و دستگاه متولی میراث فرهنگی صرفا شأن نظارتی دارد.
این تعلیق مالکیتی در عمل دست میراث فرهنگی را برای ورود جدی به فرآیند مرمت بسته است. آنگونه که مدیرکل میراث فرهنگی البرز نیز تاکید میکند، تا زمانی که مالکیت کاخ مروارید منتقل نشود، امکان برآورد دقیق هزینههای مرمتی و اجرای یک طرح جامع حفاظت وجود ندارد. نتیجه وضعیتی است که در آن بنا ثبت ملی شده اما همچنان در انتظار تصمیم نهایی درباره مالکیت خود باقی مانده است.
پرونده کاخ مروارید در سالهای اخیر بارها با وعده «حل قریبالوقوع» همراه بوده است. به گفته نادر زینالی مدیرکل میراث فرهنگی استان البرز، در دولت قبل مصوبهای به تصویب رسید که براساس آن مالکیت حدود ۴هکتار از اراضی کاخ مروارید که در اختیار دستگاهی دیگر قرار دارد، به دولت و وزارت میراث فرهنگی واگذار شود. در مقابل وزارت مسکن و شهرسازی موظف بود زمین معوضی با ارزش ریالی معادل به دستگاه مالک ارائه دهد.
این مصوبه در ظاهر میتوانست نقطه پایان یک اختلاف طولانیمدت باشد. جلسات متعددی با حضور دستگاههای مختلف برگزار شد و استانداری البرز نیز نقش میانجی را ایفا کرد. با این حال پیچیدگیهای حقوقی، ارزش بالای زمین و روندهای اداری زمانبر باعث شد اجرای مصوبه به تعویق بیفتد.
اظهارات اخیر مدیرکل میراث فرهنگی البرز مبنی بر اینکه «ظرف دو ماه آینده» مشکل مالکیت کاخ مروارید حل خواهد شد، تازهترین حلقه از زنجیره وعدههایی است که طی سالهای گذشته مطرح شدهاند. زینالی با اشاره به برگزاری آخرین جلسه با حضور استاندار و نمایندگان دستگاههای مسوول، از شناسایی زمین معوض و آغاز فرآیند قانونی واگذاری خبر میدهد و ابراز امیدواری میکند که اینبار پرونده کاخ مروارید به سرانجام برسد.
با این حال تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که فاصله میان «تصمیم» و «اجرا» در چنین پروندههایی قابلتوجه است. بازدید وزیر میراث فرهنگی و دستور صریح برای تعیینتکلیف کاخ اگرچه از نظر نمادین اهمیت دارد اما تا زمانی که به انتقال قطعی مالکیت منجر نشود، نمیتواند تضمینی برای آغاز مرمت اساسی باشد.
از سوی دیگر اعلام برنامه مرمت و بازگشایی کاخ مروارید طی حداکثر سه سال پس از واگذاری، پرسشهایی را درباره تامین منابع مالی، نحوه مشارکت بخشخصوصی و مدل بهرهبرداری آینده بنا مطرح میکند. مشخص نیست که آیا اینبار کاخ مروارید از چرخه وعدههای تکرارشونده خارج خواهد شد یا همچنان باید آن را در انتظار «تصمیم نهایی» نگه داشت.
در یکسال گذشته و در حالی که پرونده مالکیت کاخ مروارید همچنان باز بوده است، ماجرای ساخت یک مجموعه تجاری- اداری در حریم درجه دو این اثر ثبت ملی باردیگر ضعفهای ساختاری در مدیریت میراث فرهنگی و توسعه شهری را آشکار کرد. به گفته کارشناسان، کاخ مروارید از سال۱۳۹۳ دارای عرصه و حریم مصوب است و هرگونه ساختوساز در این محدوده باید منطبق با ضوابط مشخص باشد.
سیامک صحافی، دبیر انجمن تاریخ و میراث ایرانیان با اشاره به این موضوع تاکید میکند که هرگونه تخطی از ضوابط حریم نهتنها برای کاخ مروارید بلکه برای کل نظام حفاظت از آثار تاریخی کشور خطرناک است. از نگاه او اگر باب ساختوساز در حریم آثار ثبت ملی باز شود، دیگر نمیتوان انتظار داشت منظرهای تاریخی و فرهنگی شهرها حفظ شوند.
براساس توضیحات مدیرکل میراث فرهنگی البرز، ماجرا از این قرار است که شهرداری منطقه۳ کرج در سال۱۳۹۸ برای یک پلاک واقع در حریم درجه۲ کاخ مروارید استعلامی ارسال کرده و در پاسخ ضوابط مصوب سال۱۳۹۳ بهصراحت اعلام شده است. طبق این ضوابط حداکثر ارتفاع مجاز ساختوساز سه طبقه روی پیلوت و ارتفاع ۱۲متر است. با این حال بررسیهای میدانی نشان داد که مالک اقدام به ساخت طبقهای اضافه کرده و ارتفاع ساختمان به حدود ۱۵متر رسیده است.
این تخلف اگرچه در ظاهر چند متر اختلاف ارتفاع به نظر میرسد اما از منظر میراث فرهنگی هر متر اضافه در حریم درجه۲ میتواند بر منظر بصری و تجربه فضایی بنا اثرگذار باشد. همین موضوع باعث شد میراث فرهنگی استان، پرونده را به دادستانی ارجاع دهد و در نهایت دستور توقف ساختوساز در ۲۴آبان صادر شود.
ورود قاطع دستگاه قضایی به این پرونده از سوی فعالان میراث فرهنگی بهعنوان یک نقطه امید تلقی شده است. با این حال پرسش اصلی همچنان باقی است و مشخص نیست که چرا ضوابط مصوب از همان ابتدا بهدرستی اجرا نمیشوند تا نیازی به مداخله قضایی نباشد.
کاخ مروارید میتوانست امروز نه یک پرونده پرچالش بلکه یک فضای زنده فرهنگی باشد؛ مکانی برای برگزاری رویدادهای هنری، نمایشگاههای معماری، برنامههای پژوهشی و حتی تعامل اجتماعی شهروندان کرج با تاریخ معاصرشان. این ظرفیت بارها از سوی کارشناسان و کنشگران میراث فرهنگی یادآوری شده اما تاکنون بهطور جدی محقق نشده است.
یکی از دلایل اصلی این ناکامی نبود مشارکت اجتماعی موثر در فرآیند حفاظت و احیای بناست. بهگفته فعالان این حوزه، میراث فرهنگی میتوانست با دعوت از انجمنها، گروههای مردمی و دانشگاهیان، کاخ مروارید را به یک پروژه مشترک اجتماعی تبدیل کند. در عوض این بنا سالها در حصار تصمیمگیریهای اداری باقی مانده است.
از منظر توسعه شهری نیز کاخ مروارید میتوانست نقشی فراتر از یک بنای تاریخی ایفا کند. شهرهایی که به میراث فرهنگی خود بها میدهند، آن را به بخشی از زندگی روزمره شهروندان تبدیل میکنند. در کرج اما سرانه فضاهای فرهنگی همواره یکی از دغدغههای اصلی بوده و کاخ مروارید میتوانست بخشی از این خلأ را پر کند. اظهارات مدیرکل میراث فرهنگی البرز درباره انجام مرمتهای اضطراری و پیگیری ساماندهی اشیای انباشتهشده در اطراف کاخ نشان میدهد که حساسیت نسبت به وضعیت فعلی بنا وجود دارد. با این حال مرمتهای مقطعی و اقدامات حداقلی نمیتواند جایگزین یک برنامه جامع احیا باشد؛ برنامهای که از تعیینتکلیف مالکیت آغاز شود و به بازگرداندن کاخ به زندگی شهری ختم شود.
باید اذعان داشت که کاخ مروارید کرج امروز در نقطهای حساس قرار دارد؛ نقطهای میان امید و تردید. از یکسو وعده حلوفصل مالکیت، دستور وزیر میراث فرهنگی و ورود دستگاه قضایی به پرونده حریم نشانههایی از عزم برای پایان دادن به بلاتکلیفی این اثر است. از سوی دیگر تجربه سالهای گذشته و تداوم فشارهای توسعه شهری، این نگرانی را ایجاد میکند که فرصتها بار دیگر از دست بروند. مساله کاخ مروارید صرفا مساله یک بنا نیست بلکه آزمونی است برای سنجش میزان پایبندی به قانون، احترام به حافظه تاریخی و توان مدیریت شهری در ایجاد تعادل میان توسعه و هویت. اگر این کاخ پس از سالها تعلیق سرانجام به مردم بازگردد، میتواند الگویی برای احیای میراث معاصر در دیگر شهرها باشد. در غیر این صورت کاخ مروارید همچنان نماد یک تصمیم ناتمام باقی خواهد ماند؛ میراثی که میتوانست زنده باشد اما در حاشیه باقی ماند.