کد خبر: ۷۲۱۴۵
۱۷:۲۴ -۱۵ بهمن ۱۴۰۴

نقش هنر در جنبش‌های برخاسته از دل مردم و جامعه

هنر می‌تواند از طریق ظرفیت عصیانگرانه‌ی خود برای آشکار کردن آنچه به هر صورتی پنهان یا خاموش بوده است، کنشگری را پیش ببرد. این ظرفیت، هنر را قادر ساخته است تا به عنوان ابزاری قدرتمند برای متحد کردن جنبش‌های اجتماعی و به چالش کشیدن بی‌عدالتی همواره راه خود را هموار کرده و به پیش برود.

نقش هنر در جنبش‌های برخاسته از دل مردم و جامعه

نشان تجارت - مانا یزدانی امیری: «تمام هنر یک جنایت مرتکب نشده است»، به این معنی که هنر به ذات وضع موجود را به چالش می‌کشد؛ بنابراین می‌توان استدلال کرد که تمام هنر به این معنا سیاسی است که در یک فضای عمومی اتفاق می‌افتد و با یک ایدئولوژی موجود و گفتمان غالب درگیر می‌شود. با این حال، هنر اغلب می‌تواند به طور خطرناکی و صریح سیاسی شود و به عنوان یک سلاح قدرتمند عمل کند.

در طول تاریخ، جنبش‌های اجتماعی و شورش‌های اجتماعی، هنر همیشه در برابر ظلم، خشونت، بی‌عدالتی و نابرابری‌ها واکنش نشان داده است. هنر با پرداختن به مسائل اجتماعی - سیاسی و به چالش کشیدن مرز‌ها و سلسله مراتب سنتی اعمال شده توسط صاحبان قدرت، می‌تواند فضایی را برای دیده و شنیده شدن افراد به حاشیه رانده شده باز کند و با تولید دانش و همبستگی یا تنها به تفکر وا داشتن و افزایش آگاهی، به تغییر‌های مفید در جامعه و نیاز به پرسشگری کمک کند. به این ترتیب، زندگی شخصی و کار هنرمند از فرد فراتر می‌رود و به طور معناداری با مخاطبان بیشتری صحبت می‌کند و کارکرد‌های اجتماعی و انسانی هنر را گرد هم آشکارتر و قابل تامل‌تر می‌کند.

هنر می‌تواند از طریق ظرفیت عصیانگرانه‌ی خود برای آشکار کردن آنچه به هر صورتی پنهان یا خاموش بوده است، کنشگری را پیش ببرد. این ظرفیت، هنر را قادر ساخته است تا به عنوان ابزاری قدرتمند برای متحد کردن جنبش‌های اجتماعی و به چالش کشیدن بی‌عدالتی همواره راه خود را هموار کرده و به پیش برود.

هنر فقط اعتراضات را منعکس نمی‌کند بلکه به آن‌ها قدرت می‌دهد. کنشگری سیاسی هنری، دیوارها، آهنگ‌ها و نماد‌ها را به فراخوان‌هایی برای تغییر تبدیل می‌کند. هنر با شور و اشتیاقی که در خود متبلور است جنبش‌های اجتماعی تقویت می‌کند. تأثیر آن ثابت می‌کند که خلاقیت می‌تواند قوانین و ذهن‌های کوچک را تغییر دهد و به سوی درک و آگاهی هدایت کند.

هنرمندان نقش کلیدی در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی دارند و از آثار خود به عنوان رسانه‌ای برای بیان دیدگاه‌های خود در مورد جهان پیرامونشان بهره می‌برند. در عصری که به طور فزاینده‌ای بصری است، هنر می‌تواند نیروی محرکه‌ای برای جنبش‌ها و تغییرات اجتماعی و مردمی باشد.

هنر اعتراضی این قدرت را دارد که به شیوه‌هایی که کلمات نمی‌توانند، اقتدار را به چالش بکشد، از طریق نماد‌ها و بیان، اغلب مردم را به اقدام و تفکر ترغیب می‌کند و جوامع را می‌سازد. می‌توان از آن برای افزایش آگاهی در مورد مسائل اجتماعی و دادن صدا به گروه‌های به حاشیه رانده شده استفاده کرد.

هنرمندانی که هنر اعتراضی خلق می‌کنند، اغلب خود به عنوان فعال دیده می‌شوند. برای برخی از هنرمندان، این عمل اعتراض است که به عمل آن‌ها را هدایت و انگیزه می‌دهد و از کار خود برای به چالش کشیدن وضع موجود و پرداختن به تغییری که می‌خواهند ببینند، استفاده می‌کند. بسیاری از هنرمندانی که هنر اعتراضی خلق می‌کنند، به نماد بصری یک جنبش تبدیل می‌شوند یا در خارج از کار خود در کمپین‌های مردمی شرکت می‌کنند. یک نمونه مدرن جدیدتر، هنرمندان برای زمین است، گروهی از افراد خلاق که متعهد به استفاده از هنر برای درگیر کردن عموم با مسائل مهم محیط زیست هستند.

پابلو پیکاسو به عنوان یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم شناخته می‌شود. او به خاطر نقشش در توسعه کوبیسم، جنبشی مرتبط با فعالیت سیاسی‌اش، شناخته می‌شود. آثار پیکاسو اغلب منعکس‌کننده دیدگاه‌های او بود و او منتقد صریح جنگ و خشونتی بود که زمینه اجتماعی فعال‌ترین سال‌های زندگی‌اش را مشخص می‌کرد.

یکی از مشهورترین آثار او، گرنیکا است، یک نقاشی ضد جنگ قدرتمند که وحشت جنگ داخلی اسپانیا را به تصویر می‌کشد. این اثر در پاسخ به بمباران وحشیانه شهر گرنیکا اسپانیا توسط هواپیما‌های جنگی آلمانی و ایتالیایی در طول جنگ داخلی اسپانیا که منجر به تلفات غیرنظامیان زیادی شد، خلق شد. این نقاشی یک بیانیه ضد فاشیستی قدرتمند است که وحشت جنگ و رنج غیرنظامیان بی‌گناه را به تصویر می‌کشد. این نقاشی به نمادی نمادین از صلح تبدیل شده و الهام‌بخش نسل‌های هنرمندان برای استفاده از آثارشان به عنوان نوعی اعتراض اجتماعی و سیاسی بوده است.

بنکسی یک هنرمند خیابانی ناشناس است که به خاطر آثار هنری سیاسی‌اش که در مکان‌های عمومی به نمایش گذاشته می‌شود، شناخته می‌شود. او که با مسائلی مانند جنگ، فقر و نابرابری دست و پنجه نرم می‌کند، آثارش در گالری‌های سراسر جهان به نمایش گذاشته شده و الهام‌بخش نسل جدیدی از هنرمندان خیابانی شده است تا از آثارشان به عنوان نوعی اعتراض اجتماعی و سیاسی استفاده کنند.

دختری با بادکنک، نمادین‌ترین تصویر بنکسی است که دختر جوانی را نشان می‌دهد که به دنبال بادکنکی به شکل قلب می‌گردد، درست در حالی که از دستش رها شده است. این تصویر که مملو از تفاسیر احساسی است برخی دختر را در حال از دست دادن بادکنک می‌دانند، در حالی که برخی دیگر او را در آستانه گرفتن آن می‌دانند تمثیلی از امید، عشق و آزادی است. این نقاشی، موضوع مجموعه‌ای از نقاشی‌های دیواری شابلونی در لندن در سال ۲۰۰۲ بود، اما از آن زمان توسط کمپین‌های اجتماعی از جمله بحران پناهندگان سوری در سال ۲۰۱۴ مورد حمایت قرار گرفته است.

هنر همیشه جرقه‌ای برای تغییر بوده و ایده‌ها را به تصاویری تبدیل کرده که مردم را به حرکت درمی‌آورد. از پوستر‌ها گرفته تا آهنگ‌ها، هنر به مبارزه برای عدالت و آزادی دامن می‌زند. کنشگری سیاسی هنری، چگونگی بازاندیشی جوامع در مورد قدرت و عدالت را شکل می‌دهد. 

هنر زمانی توجه را جلب می‌کند که کلمات به تنهایی قادر به بیان نیستند. جلوه‌های بصری جسورانه یا آهنگ‌های جذاب، جمعیت را پیرامون یک هدف متحد می‌کنند.

یک نقاشی دیواری روشن که خواستار برابری است می‌تواند رهگذران را در مسیرشان متوقف کند. این نقاشی بدون اینکه کلمه‌ای بگوید، صدای بلندی دارد. دانش‌آموزان می‌بینند که چگونه هنر، کنشگری سیاسی، احساسات را به عمل تبدیل می‌کند.

پوستر‌های اعتراضی، ایده‌های بزرگ را در قالب طرح‌های ساده ارائه می‌دهند. آن‌ها ارزان، سریع و ماندگار هستند. موسیقی اعتراض را به دوردست‌ها می‌برد و به راحتی از مرز‌ها عبور می‌کند. اشعار امید می‌دهند یا اشتباهات را فریاد می‌زنند و شنوندگان را به خود جذب می‌کنند.

نقاشی‌های دیواری و گرافیتی دیوار‌ها را به بلندگو تبدیل می‌کنند. آن‌ها در جایی که صدا‌ها خاموش هستند، صحبت می‌کنند و اغلب خطر دستگیری را به همراه دارند. تئاتر و رقص، بدن‌ها را در معرض تغییر قرار می‌دهند. اجراکنندگان، کشمکش‌ها را به نمایش می‌گذارند و مسائل را برای تماشاگران واقعی جلوه می‌دهند.

لباس‌ها می‌توانند ایده‌ها را بدون هیچ کلامی فریاد بزنند. تی‌شرت‌ها یا کلاه‌هایی که شعار‌هایی روی آن‌ها نوشته شده، پیام‌ها را به سرعت پخش می‌کنند. یان سیاسی هنری در مد، درسی پوشیدنی در مورد کنشگری سیاسی هنری به دانشجویان می‌دهد.

یک تصویر واحد می‌تواند نحوه‌ی نگاه مردم به یک دعوا را تغییر دهد. عکس‌های نمادین، درد یا امید را منجمد می‌کنند و به سرعت در فضای مجازی پخش می‌شوند. تأثیر هنر سیاسی از طریق لنز‌ها بیشترین تأثیر را می‌گذارد.

تاریخ نشان می‌دهد که هنر ابزاری قدرتمند برای مقاومت است. هنرمندان با پذیرفتن نقش خود به عنوان حقیقت‌گو، می‌توانند سیستم‌های قدرت را به چالش بکشند، عاملیت خود را بازیابند و اطمینان حاصل کنند که هنر همچنان نیرویی برای تغییر‌های مهم اجتماعی است.

ارسال نظرات
آخرین اخبار
نبض بازار
گوناگون