
نشان تجارت - زندگی مدرن میتواند برای کتابها بیش از حد شلوغ و پرهیاهو به نظر برسد. از اینرو از راهکارهای عادتسازی برای اختصاص دادن زمانی برای لذت بردن از مطالعه استفاده کنید.
خوانندگان مشتاق اغلب با علاقه به کتاب خواندن خود نگاه میکنند. کلر رینولدز، نویسنده وبلاگ «سالهای مطالعه خودخواهانه» میگوید: «اولین خاطرات من از مطالعه مربوط به مادرم است که مرا به کتابخانه محلیمان میبرد و هر دوی ما تا جایی که میتوانستیم کتاب بیرون میآوردیم. ما ماشین نداشتیم، بنابراین باید مطمئن میشدیم که میتوانیم همه آنها را در اتوبوس جا بدهیم.»
دادهها این را تأیید میکنند: یک نظرسنجی در ایالات متحده نشان داد که بیش از یک سوم بزرگسالان تمایل به خواندن کتابهای بیشتر دارند و کتابخوانی پس از ورزش، دومین فعالیت مورد علاقه است. به طور مشابه، در فرانسه، ۶۵ درصد از افراد ۱۵ سال به بالا گفتهاند که آرزو دارند کتابهای بیشتری بخوانند و این رقم در بین کسانی که در حال حاضر در سطح متوسط مطالعه میکنند، به ۷۷ درصد افزایش مییابد.
اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید، باز کردن کتاب ممکن است به کاری تبدیل شده باشد که وقتی هیچ کار دیگری ندارید انجام میدهید، که تقریباً هرگز این اتفاق نمیافتد. انگار در مقطعی، احتمالاً بدون فکر آگاهانه، تصمیم گرفتهاید که با وجود اینکه عاشق کتاب هستید، کتاب خواندن عملاً کماهمیتترین چیز در زندگی شماست. -اگر بتوانید، آن را در زندگیتان جا میدهید؛ و اگر به بقایای عادت کتاب خواندن چسبیدهاید، شرط میبندم که آن را برای آخر روز یا شاید فقط برای زمانی که در تعطیلات هستید، نگه میدارید.-
برای خواندن کتابهای بیشتر، باید آن را در اولویت بالاتری قرار دهید، که به معنای تغییر عادات و روالهای روزانهتان برای تطبیق با مطالعه بیشتر است. افرادی که به دلیل حرفه خود «خوانندگان فوقالعاده» هستند -مانند ویراستاران ادبی، نمایندگان و داوران جوایز کتاب- به ما نشان میدهند که اگر مایل باشید و بتوانید به آن اولویت کافی بدهید، چقدر مطالعه امکانپذیر است. اد نیدهام، سردبیر سابق مجلاتی مانند FHM و رولینگ استون را در نظر بگیرید که در سال ۲۰۱۸ مجله خود، Strong Words، را راهاندازی کرد که هر ماه بیش از ۱۰۰ نقد کتاب منتشر میکند. نیدهام تک تک کتابهای نقد شده را میخواند یا گوش میدهد. او میگوید: «من فقط باید وقت پیدا کنم، هیچ راه گریزی از آن نیست. من هر شش هفته یک شماره از Strong Words منتشر میکنم و ما محاسبه کردیم که برای پنج هفته از آن شش هفته، معادل کتاب جنگ و صلح را هر هفته میخوانم.»
وقتی خواندن کتاب برای امرار معاش یا انجام مسئولیتهایتان ضروری باشد، آنگاه به اولویتی تبدیل میشود که بقیه زندگی باید حول آن بچرخد. البته لازم نیست تا حد نیدهام پیش بروید، اما برای خواندن کتابهای بیشتر باید به این موضوع توجه کنید که آیا با توجه به ارزشی که برای کتابها قائل هستید، به این فعالیت توجه و زمانی را که شایسته آن است در زندگی خود اختصاص میدهید یا خیر.
«گاهی اوقات، فقط به کوچکترین تشویقی نیاز دارید تا چیزی را که در برنامهی روزانهتان جایی ندارد، کنار بگذارید. واقعاً آسان است که هر شب کتاب بخوانید، چون هرگز تلویزیون تماشا نمیکنید. این باعث شد بفهمید که کنار گذاشتن تلویزیون واقعاً آسان است، چون از کتابها بیشتر از اکثر برنامههای تلویزیونی چیز یاد میگیرید.»
وقتی گزینههای زیادی برای تصاحب زمان ما وجود دارد، ارزش دارد که به خودتان پاداشهای منحصربهفرد کتاب خواندن را یادآوری کنید. من هر روز صبح روزنامه میخوانم و شغل روزانهام شامل خواندن مقالات و نوشتههای بیشماری است، اما وقتی موفق میشوم زمانی را برای غرق شدن در یک کتاب غیرداستانی باکیفیت پیدا کنم، تجربهای کاملاً متفاوت است. تقریباً میتوانید حضور نویسنده را در کنار خود در یک سفر فکری شخصی احساس کنید. در پایان، به نوعی تغییر میکنید، دنیا را متفاوت میبینید؛ و اگرچه تلویزیون و بازیهای ویدیویی البته گریز از واقعیت را ارائه میدهند، اما هیچ چیز کاملاً شبیه بلعیدن صفحات یک رمان زیبا، نشستن آرام در یک مکان و اجازه دادن به کلمات برای انتقال شما به مکانی دیگر نیست. صفحه نمایشها به شما نشان میدهند که چه اتفاقی میافتد؛ در مقابل، رمانها آن داستانها را در ذهن شما میسازند و به شما اجازه میدهند هر کسی شوید و به هر جایی بروید.
حداقل در ابتدا، خواندن کتابهای بیشتر به تلاش قابل توجهی نیاز دارد. برای موفقیت در درازمدت، باید عادات مطالعه جدیدی را در خود پرورش دهید، به طوری که مطالعه کاری باشد که بدون توسل به تلاش آگاهانه و اراده انجام میدهید. اما قبل از پرداختن به جزئیات نحوه انجام این کار، چند مرحله مقدماتی برای آسانتر کردن مسیر وجود دارد.
شکی نیست که از خواندن کتابهای بیشتر سود خواهید برد. افرادی که به طور خاص داستانهای ادبی میخوانند، در خواندن احساسات دیگران بهتر عمل میکنند و حساسیت اخلاقی بیشتری دارند، احتمالاً به دلیل شبیهسازی زندگی شخصیتهای پیچیده؛ و خواندن کتابهای غیرداستانی دانش شما را افزایش داده و ذهن شما را گسترش میدهد. در واقع، خواندن کتاب یک فعالیت شناختی "ذخیرهسازی" محسوب میشود که میتواند به محافظت از شما در برابر آلزایمر و بیماریهای مرتبط کمک کند. با این حال، در اینجا تمایز بین انگیزه ذاتی، به این معنی که شما در انجام کاری به خاطر خود آن پاداش میگیرید، و انگیزه بیرونی، که زمانی است که با وعده نوعی پاداش خارجی انگیزه میگیرید، نیز مرتبط است. توجه داشته باشید که، به خصوص هنگام شروع کار، اگر کتابهایی را برای خواندن انتخاب کنید که ذاتاً برای شما لذتبخش باشند، به این دلیل که آنها را سرگرمکننده، آرامشبخش، تأثیرگذار یا از نظر فکری تحریککننده و جذاب میدانید، احتمال بیشتری دارد که موفق شوید. این ممکن است نیاز به کمی آزمون و خطا داشته باشد تا زمانی که ژانر و/یا نویسندهای را پیدا کنید که با سلیقه و اولویتهای شما مطابقت داشته باشد.
قدم اولیه بعدی این است که به محیط اطراف خود نگاه کنید. چقدر برداشتن یک کتاب -کاغذی یا دیجیتال- و شروع به خواندن برای شما آسان است؟ کلییر میگوید: «هرچه [یک عادت]بدون اصطکاکتر باشد، برداشتن آن آسانتر است.» او توصیه میکند تغییراتی در محیطهای دیجیتال و فیزیکی خود ایجاد کنید تا خواندن آسان و بیدردسر شود - از جمله برجسته کردن برنامههای مطالعه به ویژه در تلفن همراه خود و قرار دادن کتابها در مکانهای فیزیکی که بیشتر اوقات به آنها سر میزنید. «بودن در کنار کتابها، برداشتن و بررسی آنها را بسیار آسان میکند. اگر میخواهید چیزی بخش بزرگی از زندگی شما باشد، آن را به بخش بزرگی از محیط خود تبدیل کنید.» البته، اگر مستعد ابتلا به تسوندوکو هستید، این یک نکته سبک زندگی است که قبلاً به آن تسلط پیدا کردهاید - فقط سعی کنید به یاد داشته باشید که واقعاً آن کتابها را بردارید.
گام مقدماتی نهایی، در نظر گرفتن اهدافتان است. در ابتدا اهداف متوسطی برای عادت مطالعه جدید خود داشته باشید. اگر سعی کنید خیلی سریع و خیلی زیاد به اهدافتان برسید، احتمال شکست شما بیشتر است. او میگوید: «به نظر من به خودتان اجازه دهید فقط یک صفحه در روز یا چیزی شبیه به آن بخوانید.» این «قانون دو دقیقه» نامیده میشود. با شروع روال «حضور داشتن»، حتی فقط برای ۱۲۰ ثانیه، فعالیت جدید به احتمال زیاد به بخشی جداییناپذیر از برنامه روزانه شما تبدیل میشود. «یک حقیقت عمیق در مورد عادتها وجود دارد که مردم به طور کلی آن را نادیده میگیرند، و آن این است که عادتی است که باید قبل از بهبود، ایجاد شود.»
زمانی را صرف فکر کردن به این کنید که میخواهید چه نوع شخصیتی باشید و چگونه خواندن کتابهای بیشتر به شما در رسیدن به این هدف کمک میکند. شاید بیان این موضوع برای همه خیلی صریح نباشد، اما اگر فکر میکنید ممکن است مفید باشد، میتوانید جملهای مانند «من از آن دسته افرادی هستم که عاشق خواندن کتاب هستند» یا «من از آن دسته افرادی هستم که عاشق خواندن درباره فرهنگهای دیگر هستند» را بنویسید و مرتباً آن هویت را به خودتان یادآوری کنید. سپس این کار چارچوبی برای اقداماتی که هر روز انتخاب میکنید، فراهم میکند. آیا روشن کردن تلویزیون بلافاصله بعد از کار، کاری است که یک عاشق کتاب انجام میدهد؟ خیر. آیا برداشتن یک کتاب و خواندن برای چند دقیقه؟ بله. «کاری که انجام میدهد، مانند هر عملی که انجام میدهید، رأی دادن به نوع شخصیتی است که میخواهید به آن تبدیل شوید؛ و حالا ناگهان خواندن را در این نور قدرتمندتر میبینید. انگار هر بار که کتابی برمیدارم و یک صفحه میخوانم، به این رأی تبدیل میشود، هویت جدیدی که سعی در ساختن آن دارم.»
ترجمه و گردآوری: مانا یزدانی امیری