نشان تجارت - این روزها در فضای بازار سرمایه نگاه به بازار از منظر ارزش دلاری و نسبت قیمت به سود ۱۲ماهه گذشته (P/E TTM) بیش از پیش مورد توجه فعالان است. برای مدتها فعالان این حوزه یک کف ذهنی برای ارزش دلاری کل بازار متصور بودند؛ کفی که به باور آنان، رسیدن به آن معمولا باعث واکنش حمایتی بازار میشد اما در روزهای اخیر با عبور ارزش دلاری بازار به زیر ۱۰۰میلیارد دلار، بسیاری غافلگیر شدند و این عدد را حتی به عنوان یک کف تاریخی تحلیل کردند. در گذشته واکنش بازار به چنین سطوحی اغلب مثبت بود اما اینبار چنین اتفاقی نیفتاده است.
همزمان نسبت P/E TTM نیز به محدودههای کمسابقهای در حدود ۲/۵ واحد رسیده است؛ سطحی که پیشتر معمولا با تحرک مثبت تقاضا همراه میشد. با این حال روند نزولی ارزش دلاری بازار همچنان ادامه دارد و حتی به حدود ۷۷میلیارد دلار هم رسیده است و احتمال افت بیشتر آن نیز وجود دارد. برای تحلیل این پدیده باید از دو زاویه به ماجرا نگریست؛ از منظر عملیاتی شرکتها و از منظر فضای کلی ریسک و انتظارات. در بخش عملیاتی شاهد فشار فزاینده ناترازی انرژی هستیم؛ مسالهای که سالها صنایع را در حوزههای برق، آب و گاز تحت تاثیر قرار داده و اکنون اثرات آن در زندگی روزمره خانوارها نیز محسوس شده است. صنعت پتروشیمی نمونه بارزی از این چالش است: پتروشیمی زاگرس که در برههای توانایی تولید سالانه بیش از ۳میلیون و ۲۰۰هزار تن متانول را داشت، در سال گذشته به تولید حدود یکمیلیون و ۷۰۰هزار تن کاهش یافته است. این افت تولید، مستقل از نوسانات نرخ جهانی متانول نشاندهنده کاهش واقعی درآمد شرکتهای بزرگ است. شرایط مشابه در صنعت فولاد نیز دیده میشود. فولاد خوزستان که انتظار میرفت سالانه بیش از ۳میلیون و ۶۰۰هزار تن تولید کند، در سال گذشته به ۳میلیون تن رسیده است. نتیجه این روند آن است که حتی اگر درآمد ریالی شرکتها به دلیل تورم افزایش یابد، از نظر واقعی و دلاری این درآمدها کاهش پیدا کرده و طبعا ارزش بازار آنها باید این افت را بازتاب دهد.
افزون بر این مشکلات، چشمانداز و فضای ریسک بازار امروز با گذشته تفاوت بنیادین دارد. در سالهایی مانند ۱۳۹۲ یا ۱۳۹۴، بازگشت ارزش دلاری بازار به محدودههای پایینتر همراه با عواملی چون توافق برجام و امید به بهبود شرایط اقتصادی بود. آن دوره سطح ناترازیها و ریسکهای سیستماتیک قابل مقایسه با امروز نبود و فضای کلی از آینده تصوری مثبت داشت. برعکس اکنون نهتنها ناترازیهای ساختاری در انرژی و سایر بخشها تشدید شده بلکه ریسکهای ژئوپلیتیک به سطوح بالایی رسیده و چشمانداز میانمدت و بلندمدت اقتصاد نیز روشن نیست.
برآیند این شرایط پیامی ساده و هشداردهنده برای سرمایهگذاران دارد: کاهش ارزش دلاری بازار و رسیدن نسبت P/E TTM به کفهای تاریخی لزوما تضمینی برای برگشت مثبت بازار نیست. تا زمانی که متغیرهای بنیادی دچار بهبود معنادار نشوند و فضای ریسک کاهش پیدا نکند، بازار توان لازم برای واکنش مثبت پایدار از این سطوح را نخواهد داشت بنابراین حرکت در این فضا نیازمند احتیاط و بررسی عمیقتری است؛ احتیاطی که میتواند فاصله میان سرمایهگذاری متعهدانه و گرفتار شدن در دام هیجانات مقطعی را تعیین کند.
*کارشناس بازار سرمایه
منبع: جهان صنعت