
نشان تجارت - حذف ارز ترجیحی و یکسانسازی نرخ ارز، یکی از مهمترین تحولات اقتصادی امسال بوده که آثار عمیقی بر ساختار مالی و سودآوری شرکتهای فعال در بازار سرمایه بر جای خواهد گذاشت. این تصمیم که با هدف شفافسازی یارانههای ارزی و واقعیسازی قیمتها اتخاذ شده، گروههای صنعتی مختلف را تحت تاثیر قرار داده است؛ به طوری که برخی صنایع از افزایش نرخ فروش و برخی دیگر از رشد هزینههای تمامشده متاثر خواهند شد.
در این راستا، مجتبی معتمدنیا، کارشناس بازار سرمایه در پاسخ به این سوال که حذف ارز ترجیحی بر کدامیک از گروههای صنایع بازار سرمایه تاثیر میگذارد، به تجارتنیوز گفت: «اگر بخواهیم چرخههای مختلف را در زمانهای گوناگون در بازار سرمایه بررسی کنیم، مهمترین دلیلی که عامل رشد بازار سرمایه بوده، میتوانم بگویم متاسفانه فقط دلار است.»
معتمدنیا ادامه داد: «یعنی افزایش نرخ دلار بوده که موجب رشد سهام در حوزه بازار سرمایه شده است. دلیل این امر نیز آن است که متاسفانه شرکتها طرحهای توسعهای قابل توجهی مانند دو دهه پیش ندارند و سرمایهگذاری جدیدی به صورت چشمگیری انجام ندادهاند.»
او افزود: «طبیعتا این تورم است که صرفا باعث شده شرکتها از محل آن منتفع شوند.»
معتمدنیا گفت: «مهمترین و جذابترین صنایع بعد از حذف ارز ترجیحی و یکسانسازی نرخ ارز، صنایع فلزی و کانیهای اساسی هستند. این صنایع چسبندگی بیشتری به قیمتهای جهانی دارند و تاثیرپذیری قیمت آنها در مقایسه با سایر صنایع برای بازار سرمایه فوقالعاده بیشتر است.»
او ادامه داد: «علاوه بر این، در گروه بانکی نیز، بانکهایی که ذخایر ارزی قابل توجهی دارند، میتوانند از این موضوع منتفع شوند. بازار هم بیشتر به این سمت حرکت کرده است؛ یعنی اگر دقت کنید، بیشترین تقاضا در حوزه بازار مربوط به فلزات، پالایشیها و شرکتهای بانکی بوده که ارز در سیستم خود رسوب دادهاند و نرخ تسعیر بر روی آنها تاثیر میگذارد.»
معتمدنیا افزود: «اگر بخواهیم شرکتهای اهرمی را هم در نظر بگیریم، شرکتهایی مورد اقبال بودهاند که وزن این صنایع (فلزات، کانیها، پالایشی و بانکی) در سبدشان بیشتر بوده است. این مساله به جذابیت سهام آنها برای سهامداران افزوده است؛ اما این بحث روند سودآوری آنهاست.»
این کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر اینکه سیاستهای دولت پس از حذف ارز ترجیحی نقش تعیینکنندهای دارد، ادامه داد: «باید ببینیم سیاست دولت در خصوص چند شاخص پس از حذف ارز ترجیحی به چه صورت خواهد بود. یکی بحث حاملهای انرژی و خوراک است که باید ببینیم محاسبه نرخ آنها برای صنایعی که از این موضوع منتفع میشوند، به چه شکل خواهد بود.»
او گفت: «من فکر میکنم دولت به دنبال حذف یارانههای پنهان است که به برخی از صنایع میداده. با این حال، تا زمانی که صورتهای مالی شرکتها منتشر نشود، نمیتوان به طور قطع اظهار نظر کرد.»
معتمدنیا افزود: «از سوی دیگر، ما یک بحث منفی داریم. با وجود تمام اتفاقات مثبتی که در حوزه اقتصادی میتواند برای بازار سرمایه رخ دهد، اقبال در این بازار به اندازهای که انتظار فعالان بود، محقق نشد که این ناشی از ریسکهای سیستماتیک سیاسی است. اگر این ریسکها وجود نداشت، من فکر میکنم به هیچ وجه این سهام در این قیمتها معامله نمیشدند و سهامداران نمیتوانستند به راحتی خرید کنند.»
او ادامه داد: «از نظر من، برای کسی که ریسکهای سیاسی در کشور را نادیده میگیرد و ریسک عملیاتی داخل شرکتها برایش مطرح نیست، سهام در این قیمتها فوقالعاده ارزنده است.»
معتمدنیا در خصوص مکانیزم اثرگذاری حذف ارز ترجیحی بر صنایع مختلف توضیح داد: «مکانیزم اثرگذاری حذف ارز ترجیحی، چه مثبت و چه منفی، بر اساس بحث قیمتگذاری، فروش و قیمت تمام شده عمل میکند.»
او گفت: «برخی از شرکتها به دلیل آزادسازی نرخ، نرخ فروششان افزایش مییابد؛ اما قیمت تمام شده آنها تغییری نمیکند؛ مانند شرکتهایی که معدن دارند. این شرکتها طبیعتا بیشترین منفعت را خواهند برد.»
معتمدنیا افزود: «در مقابل، شرکتهای دیگر که در وسط چرخه تولید قرار دارند، از دو طرف صورت مالی متوازنتری خواهند داشت؛ یعنی هم قیمت تمام شده و هم قیمت فروششان بالاتر میرود. حتی در بدترین حالت ممکن که یکسانی در افزایش اتفاق بیفتد، رقم ریالی افزایش پیدا میکند و ما رشد ریالی در سود را خواهیم داشت، حتی اگر حاشیه سود به صورت درصدی تغییر نکند.»
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: «اما این امر مستلزم این است که شرکتها بتوانند سرمایه در گردش خود را برای تامین مواد اولیه تامین کنند.»
معتمدنیا گفت: «آیا شرکتهایی که قیمت تمام شده کالای آنها بالا میرود، توان این را دارند که سرمایه در گردش خود را به همان میزان بالاتر ببرند؟ یا مجبور به تامین مالی در این خصوص هستند؟ همه اینها از مولفههایی هستند که بر روند سودآوری شرکتها تاثیر میگذارند.»