
در شرایط نااطمینانی و ادامه روند افزایش قیمت کالاهای اساسی، انتظارات افراد منجر به رفتارهای متفاوت میشود. افزایش تقاضا برای خرید و در مواردی خودداری از فروش، از مواردی هستند که میتوانند کمبود را شدت ببخشند. در این شرایط افرادی هستند که دست به احتکار بزنند و مقادیر زیادی از کالا را در انبار نگه دارند.
گزارشها از کشف احتکار کالاهای اساسی خبر میدهند. فارس در مطلبی خبر داده، در پی عملیاتی در ورامین، سه انبار بزرگ احتکار روغن کشف شدهاند. محموله مذکور پانزده تن روغن خوراکی بوده است. به بیان فرمانده نیروی انتظامی ویژه شرق تهران، فرد محتکر دستگیر و پرونده او به مقامهای ذیصلاح تحویل داده شده است. محمود اولاد، کارشناس اقتصادی با اشاره به وضعیت بازار کالا، حذف ارز ترجیحی و میزان عرضه و تقاضا، بیان میکند مقدار کشفیات هیچ تناسبی با بحث احتکار ندارد. در ادامه متن کامل گفتوگوی تجارتنیوز با این کارشناس اقتصادی را میخوانید.
*در نتیجه افزایش قیمت و کمبود برخی کالاهای اساسی، بحث احتکار به کرات مطرح میشود. کمبود کالاهایی مثل روغن به نظر شما چقدر به احتکار مرتبط است؟
من از میزان کمبود اطلاعی ندارم. نکته این است که وقتی انتظار افزایش قیمت و التهاب در بازار وجود داشته باشد، جامعه هم انتظار ادامه روند افزایش قیمت و کمیابی را داشته باشد، تقاضا از سمت مردم هم افزایش پیدا میکند. جدا از مسائل سمت عرضه، انتظارات افزایشدهنده تقاضا نیز به کمبود دامن میزند.
اگر عرضه هم به دلیل دشواری در تأمین مواد اولیه یا وابستگی به واردات با مشکل مواجه شود، وخامت اوضاع بیشتر میشود. اگر تاجران فکر کنند شرایط به همین شکل در آینده ادامه مییابد، ممکن است احتکار هم شکل بگیرد. احتکار زمانی شکل میگیرد که افراد با احتمال زیاد حدس بزنند که کمیابی و افزایش قیمت وجود خواهد داشت. اما اگر حدس افراد در راستای ثبات شرایط باشد، احتکار از نظر افراد توجیهی ندارد.
بهنظر میآید احتکارهای کشفشده که اخیراً بیان شدهاند در حد انبارداری متداول هستند. شرایط توزیع فرآیند زمانی مشخصی دارد. غالب مقیاسهای بیانشده در مقیاس عادی انبارداری هستند. برای مثال کشف ۱۵ تن روغن در انبار، کشف احتکار نیست. پانزده تن روغن بار یک کامیون است. بار روغن که برسد، ابتدا در انبار تخلیه میشود و بعد با وانتبارها در مراکز پخش و سوپرمارکتها توزیع میشود. ثبت سفارش و رسیدگی به امور توزیع بههرحال به زمان نیاز دارد. اگر مقیاسها بالاتر باشد، ظن احتکار میرود. اما بعضی مواردی که مطرح میشوند بهاندازه فروش روزانه مغازهها است.
باید به بعد روانی جامعه نیز توجه کرد. بحث نوسانات نرخ ارز و سیاستهای اخیر دولت و مسائل واردکنندگان و تولیدکنندگان به این بعد روانی دامن میزند. منظور من این نیست که انتظارات و شرایط روانی اکنون نادرست است یا درست. تقاضای بیشاز نیاز بههرحال شکل میگیرد. وقتی خانوار بیثباتی را میبیند، اگر قبلاً برای مثال یک بطری روغن میخریده، حالا دو یا بیشتر بطری میخرد. این تقاضای اضافه هم یکی از دلایل خالی شدن قفسهها از اقلامی مثل روغن است. برآورد من این است که هر روز 27 تن روغن در فروشگاهها معامله میشود. در نتیجه افزایش تقاضا اگر همین عدد مثلاً دو برابر شود، در طی روز کمبود اقلام در قفسههای فروشگاه محسوس است. بسیاری از مواردی که بهعنوان احتکار بیان میشوند، به شوخی میمانند.
از نظر تاریخی احتکار در برهههای مختلف زمانی در ایران مطرح میشود. وقتی بحران پدید میآید، سیاستمداران به دنبال کسی هستند که تقصیر را به گردنش بیاندازند. یک روز سلطان سکه است، یک روز جمشید بسمالله.
*وزیر اقتصاد بیان کرده است که در نتیجه سیاستهای ارزی جدید قیمت کالاهای اساسی تا ۳۰ درصد افزایش مییابد. سخنگوی دولت نیز گفته است که ۱۱ کالای اساسی در کالابرگهای جدید قرار دارند. این مسائل چقدر به انتظاراتی که شما فرمودید اثر میگذارند؟
دوستان از یک طرف بیان میکنند که ما به بازار آزاد پایبندیم، از سمت دیگر بیان میکنند که قیمت ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت. اگر بحث بازار است؛ باید به عرضه و تقاضا توجه کرد. به هر دلیلی اگر تقاضا چند برابر شود، حتی اگر تولید ثابت بماند، کمبود پدید میآید. پس از کمبود، از روز دوم و سوم بهبعد، مغازهدار هم با قیمت بیشتری کالا را به افراد متقاضی میفروشد. نوعی از بازار سیاه شکل میگیرد. این بازار را چه کسی کنترل میکند؟ حرفها ناهمخوانی دارند.
*التهابات اخیر چه ارتباطی به سیاستهای اقتصادی اخیر دارد؟
پساز فعال شدن مکانیسم ماشه و شدت گرفتن تحریمها، تخصیص ارز به تاجران با مشکل مواجه شد. البته که در بحث تجارت نوعی از انحصار هم بود و فقط افراد مشخصی قادر به اخذ مجوزهای لازم بودند. واردات کالا با مشکل مواجه شد و روی تولید هم اثر گذاشت. دولت هم برای رفع کسری سیاست تکنرخی شدن ارز رو میآورد. این مساله قیمتها را تحتتأثیر قرارداد. بعد برای رفع و رجوع گفتند افزایش قیمتها را با کالابرگ جبران میکنیم. همه این مسائل به هم مرتبط هستند. مردم متوجه اوضاع هستند. میانگین تحصیلات مردم با صد سال پیش فرق دارند. امروز مردم میخوانند، میبینند، آینده را تحلیل و پیشبینی میکنند. چشمبسته کاری را انجام نمیدهند. نگرانی برای آینده و مشاهده التهابات به اعتراضات دامن میزند.