
نشان تجارت - بانک مرکزی با یک بخشنامه جدید، مسیر استفاده از منابع شبکه بانکی برای خرید طلا، ارز و رمزارز را بست؛ تصمیمی که هم بازار داراییها و هم نحوه تخصیص وامهای بانکی را تحت تأثیر قرار میدهد. اما سؤال اصلی این است: منابعی که دیگر نباید وارد خرید دلار و طلا شوند، قرار است به کدام بخش اقتصاد برسند؟
بانک مرکزی در بخشنامه شماره ۰۵/۱۷۰۵۳۹ مورخ ۸ مهر ۱۴۰۵، بر ممنوعیت اعطای تسهیلات بانکی برای خرید طلا، ارزهای خارجی، انواع رمزارزها و سکوهای مبادلاتی مرتبط با این داراییها تأکید کرده است.
نکته مهم اینجاست که ممنوعیت فقط به وام مستقیم محدود نشده است؛ بانک مرکزی اعلام کرده این محدودیت، روشهای مستقیم و غیرمستقیم و همچنین واحدها و بسترهای دیجیتال بانکی را نیز دربرمیگیرد.
بر اساس بخشنامه جدید، بانکها و مؤسسات اعتباری نباید منابع تسهیلاتی خود را برای خرید: طلا، ارزهای خارجی از جمله دلار، انواع رمزارزها و سکوهای مبادلاتی این داراییها اختصاص دهند.
بنابراین موضوع فقط این نیست که یک شعبه بانکی مستقیماً برای خرید طلا وام بدهد. بانک مرکزی روشهای غیرمستقیم و بسترهای دیجیتال را نیز در دامنه این ممنوعیت قرار داده است.
دلیل اعلامشده بانک مرکزی، جلوگیری از انحراف منابع بانکی به سمت فعالیتهای سفتهبازانه و غیرمولد و تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد است.
در بخشنامه تأکید شده بانکها باید در تخصیص تسهیلات، موضوعاتی مانند اهلیتسنجی و اعتبارسنجی متقاضیان را جدیتر دنبال کنند و منابع را با نظارت بیشتر به سمت بنگاههای اقتصادی مولد هدایت کنند.
منطق اقتصادی این تصمیم را میتوان سادهتر توضیح داد: وقتی فردی با پول خودش طلا یا دلار میخرد، اندازه تقاضای او محدود به سرمایه شخصیاش است. اما وقتی خرید با وام انجام میشود، قدرت خرید او از سرمایه واقعیاش بیشتر میشود. در اقتصاد به این وضعیت میتوان تقاضای اهرمی گفت؛ یعنی خرید دارایی با استفاده از منابع قرضی. بانک مرکزی اکنون میخواهد این نوع تقاضای اهرمی از منابع بانکی برای بازارهای طلا، ارز و رمزارز ایجاد نشود.
این مهمترین پرسشی است که ممکن است برای افکار عمومی ایجاد شود، اما پاسخ آن به این سادگی نیست. ممنوعیت وام برای خرید طلا و ارز، یک مسیر تأمین مالی تقاضا را محدود میکند؛ با این حال قیمت این داراییها فقط به وام بانکی وابسته نیست.
نرخ ارز تحت تأثیر عواملی مانند عرضه و تقاضای ارز، شرایط تجارت خارجی، انتظارات اقتصادی و سیاستهای ارزی قرار دارد. قیمت طلای داخلی نیز علاوه بر دلار، از قیمت جهانی طلا و شرایط عرضه و تقاضای داخلی تأثیر میگیرد. بنابراین این بخشنامه بهتنهایی به معنای کاهش قیمت دلار یا طلا نیست.
حتی آمار رسمی درباره سهم خریدهای تأمینشده از محل تسهیلات بانکی در کل تقاضای طلا، ارز و رمزارز در دسترس نیست؛ در نتیجه نمیتوان بدون دادههای بیشتر، اندازه اثر این تصمیم بر قیمت بازارها را دقیقاً محاسبه کرد.
برای افرادی که قصد داشتند با دریافت وام بانکی اقدام به خرید طلا، ارز یا رمزارز کنند، یک مسیر تأمین مالی محدود شده است. به زبان ساده، اگر هدف یک تسهیلات، خرید یکی از این داراییها باشد، بانک دیگر نباید آن تسهیلات را در اختیار متقاضی قرار دهد.
اما این تصمیم به معنای ممنوعیت خرید طلا، ارز یا رمزارز با منابع شخصی نیست. موضوع بخشنامه، استفاده از منابع تسهیلاتی شبکه بانکی برای این منظور است.
یک تغییر مهم برای بانکها
بخشنامه جدید تنها یک «نه» به وام خرید طلا و ارز نیست؛ بخش دوم ماجرا، دستور به بانکها برای تغییر مسیر منابع است. بانک مرکزی تأکید کرده که منابع باید با دقت بیشتر به سمت بخش واقعی اقتصاد و بنگاههای مولد هدایت شوند و مصرف تسهیلات نیز مورد نظارت قرار گیرد. اینجاست که یک پرسش مهم مطرح میشود: اگر پول وارد طلا و دلار نشود، آیا واقعاً وارد تولید میشود؟ پاسخ این سؤال به نحوه اجرای سیاست بستگی دارد.
محدود کردن یک نوع مصرف تسهیلات بهتنهایی تضمین نمیکند که همان منابع به تولید برسند. برای تحقق هدف اعلامشده بانک مرکزی، لازم است فرآیند اعتبارسنجی، تشخیص بنگاه مولد، پرداخت تسهیلات و نظارت بر مصرف منابع نیز بهدرستی اجرا شود.
در واقع، موفقیت این سیاست را باید نه فقط با میزان کاهش وامهای مرتبط با داراییها، بلکه با میزان افزایش تأمین مالی واقعی تولید سنجید.
خطر دیگر؛ دور زدن ممنوعیت
یکی از نکات قابل توجه در متن بخشنامه، تأکید بر ممنوعیت روشهای غیرمستقیم است. این موضوع اهمیت دارد، زیرا اگر صرفاً عنوان وام تغییر کند اما مصرف واقعی پول همچنان خرید طلا، ارز یا رمزارز باشد، هدف سیاستگذار محقق نمیشود.
به همین دلیل بانک مرکزی علاوه بر تأکید بر اعتبارسنجی، بر نظارت بر مصرف تسهیلات نیز تأکید کرده است. حتی در بخشنامه آمده است که مسئولیت انحراف منابع از چارچوبهای تعیینشده متوجه مدیران ذیربط خواهد بود و در صورت مشاهده تخلف، موضوع میتواند به مراجع انتظامی، نظارتی و قضایی ارجاع شود.
بعد از این تصمیم، سه متغیر اهمیت بیشتری پیدا میکند: اول، سهم واقعی وام و اعتبار در تقاضای طلا و ارز. اگر سهم این منابع پایین باشد، اثر مستقیم بخشنامه بر قیمتها نیز احتمالاً محدودتر خواهد بود. دوم، میزان اجرای بخشنامه در شبکه بانکی. تفاوت میان «ابلاغ یک دستور» و «اجرای کامل آن» میتواند در نتیجه نهایی بسیار مهم باشد. سوم، مقصد منابع آزادشده. اگر منابع بانکی واقعاً به سرمایه در گردش، تولید و بنگاههای اقتصادی برسد، سیاست بانک مرکزی معنای متفاوتی پیدا خواهد کرد.