
نشان تجارت - مریم آیتی: تا چند سال پیش، وقتی از «استایل شخصی» حرف میزدیم، ذهنمان بیشتر به سمت لباس، رنگ، کیف، کفش و اکسسوری میرفت، اما در ۲۰۲۶، ماجرا کمی پیچیدهتر شده است.
امروز استایل فقط چیزی نیست که میپوشیم؛ چیزی است که با آن به دیگران میگوییم چه کسی هستیم، چه چیزهایی برایمان اهمیت دارد و حتی چقدر حاضر نیستیم شبیه بقیه باشیم.
در جهانی که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هر روز صدها تصویر مشابه مقابل چشم ما میگذارند، «خاص بودن» سختتر شده است. شاید به همین دلیل، یکی از روندهای قابل توجه ۲۰۲۶، فاصله گرفتن بخشی از مصرفکنندگان از دنبالکردن کورکورانه ترندها و حرکت به سمت استایل شخصی، انتخاب آگاهانه و ترکیبهای منحصربهفرد است.
یکی از تناقضهای جالب دنیای امروز این است که هرچه فناوری بهتر میتواند سلیقه ما را پیشبینی کند، بخشی از مردم بیشتر دنبال چیزی میروند که قابل پیشبینی نباشد.
گزارش ۲۰۲۶ Mintel نشان میدهد خودابرازی در میان مصرفکنندگان آمریکایی اهمیت بیشتری پیدا کرده و بخش «Self-Expressive» به ۶۷ درصد جمعیت رسیده است. این گزارش همچنین از رشد گرایش ضدالگوریتمی و تمایل به اصالت به جای کمال سخن میگوید. یعنی مصرفکننده امروز لزوماً نمیخواهد لباسی را بخرد که همه در صفحه اول شبکه اجتماعی دیدهاند. گاهی دقیقاً برعکس است. میخواهد چیزی پیدا کند که حس کند متعلق به خودش است.
یکی از مشکلات عصر شبکههای اجتماعی، سرعت عجیب ترندهاست. یک لباس امروز همهجا دیده میشود، فردا به یک «ترند» تبدیل میشود و چند هفته بعد هزاران نفر دیگر همان ظاهر را تکرار میکنند.
نتیجه؟ چیزی که قرار بود ابزار خودابرازی باشد، میتواند به ابزار شبیهشدن تبدیل شود.
گزارش جدید Oxfam در بریتانیا نشان میدهد ۷۸ درصد افراد احساس میکنند پیدا کردن لباسهایی که واقعاً منحصربهفرد باشند دشوارتر شده است. همچنین ۵۷ درصد گفتهاند برای بهروز نگهداشتن کمد لباس خود و دنبال کردن تغییرات مد احساس فشار میکنند. در میان ۱۸ تا ۲۴ سالهها نیز الگوریتمها برای ۴۵ درصد، مهمترین تأثیرگذار بر انتخاب لباس یا خرید عنوان شدهاند.
این اعداد یک تغییر مهم را نشان میدهند: مردم بیش از آنکه از کمبود انتخاب رنج ببرند، از زیادی انتخاب و شباهت انتخابها خسته شدهاند.
در سال ۲۰۲۶، یکی از جذابترین تغییرات این است که شخصیبودن میتواند خودش یک انتخاب مد باشد. گزارش Depop برای ۲۰۲۶ از حرکت به سمت چیزی با عنوان «The Edited Self» صحبت میکند؛ یعنی افراد به جای پر کردن کمد با تعداد زیادی آیتم ترندی، بیشتر به سراغ لباسهای محدودتر، کاربردیتر و هماهنگ با هویت شخصی خود میروند. در همین گزارش، تکرار یک فرم یا لباس دیگر الزاماً نشانه بیسلیقگی نیست؛ بلکه میتواند نوعی اعلام اعتمادبهنفس باشد. این نگاه، تعریف قدیمی «خوشپوشی» را تغییر میدهد.
خوشپوش بودن الزاماً یعنی هر هفته ظاهر جدیدی داشته باشیم؟ نه. گاهی یعنی یک ترکیب مشخص را آنقدر خوب بشناسیم که بتوانیم بارها و بارها آن را به شیوه خودمان اجرا کنیم.
رشد بازار دستدوم فقط به دلیل قیمت پایینتر نیست. یکی از دلایل مهم، کمیاب بودن است. وقتی لباس یک برند یا یک دوره خاص دیگر به شکل گسترده تولید نمیشود، احتمال اینکه دقیقاً همان چیزی را تن شخص دیگری ببینیم کمتر است.
گزارش ۲۰۲۶ The RealReal نشان میدهد خریداران بازار دستدوم حالا جستوجوهای بسیار دقیقتری انجام میدهند؛ برای مثال به جای جستوجوی صرف نام برند، به دنبال یک سال، جنس، مجموعه یا حتی یک آیتم مشخص از یک دوره هستند. این رفتار نشان میدهد خریدار در حال تبدیل شدن به «کارشناس سلیقه خودش» است.
اینجا یک اتفاق مهم رخ داده است: ارزش یک لباس فقط به برند روی آن وابسته نیست؛ داستان، کمیابی، دوره تولید و امکان شخصیسازی هم ارزش ایجاد میکند.
خودابرازی فقط در کمد لباس اتفاق نمیافتد. گزارش Mintel نشان میدهد افراد برای بیان هویت خود بیش از گذشته به حوزههایی مانند موسیقی، کلکسیونها و صنایعدستی نیز روی میآورند.
این یعنی استایل شخصی را باید گستردهتر دید:
• نوع لباس پوشیدن
• مدل مو و آرایش
• انتخاب عطر
• موسیقی مورد علاقه
• وسایل روی میز کار
• قاب گوشی
• دکور اتاق
• اکسسوریها
• کتابهایی که انتخاب میکنیم
• حتی نوع عکسهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر میکنیم
در واقع، سبک زندگی در حال تبدیل شدن به یک «زبان بصری» است.
نسل جوان امروز از یک طرف بیش از هر نسل دیگری در معرض تصویر و تبلیغات قرار دارد و از طرف دیگر، سریعتر متوجه تکراری بودن آنها میشود.
تحلیل Business of Fashion در آوریل ۲۰۲۶ نیز به همین تغییر اشاره میکند و مینویسد نسل Z در واکنش به فشارهای اقتصادی، مصرفگرایی و خستگی از «microtrend» ها، بیشتر درگیر این پرسش شده که چه چیزی واقعاً سلیقه شخصی او را شکل میدهد.
در چنین شرایطی، فرد دیگر فقط نمیپرسد:
«الان چه چیزی مد است؟»
سؤال مهمتر این است:
«چه چیزی واقعاً شبیه من است؟»
این تغییر سؤال، شاید مهمترین اتفاق در فرهنگ استایل امروز باشد.
فشارهای اقتصادی هم در این تغییر، نقش دارند. وقتی قیمت کالاها بالا میرود، خرید مداوم لباس جدید برای دنبال کردن هر ترند، برای بسیاری از افراد منطقی نیست. در نتیجه، ارزش یک لباس میتواند از «نو بودن» به سمت دوام، کاربرد، قابلیت ترکیب و هویت حرکت کند.
گزارش Oxfam نشان میدهد ۳۲ درصد از کمد لباس افراد در بریتانیا اصلاً پوشیده نمیشود و به طور متوسط هر فرد سالانه حدود ۲۰ خرید لباس انجام میدهد. همین شکاف میان «خرید» و «استفاده» یکی از دلایلی است که بحث استفاده مجدد و خرید آگاهانه را جدیتر کرده است. پس شاید آینده استایل شخصی الزاماً در خرید بیشتر نباشد. ممکن است در انتخاب کمتر، اما بهتر باشد.
یک اتفاق تازه دیگر هم در راه است: هوش مصنوعی. امروز ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند بر اساس رنگ پوست، فرم بدن، لباسهای موجود در کمد یا حتی سبک زندگی، پیشنهادهای شخصی ارائه کنند. این اتفاق میتواند دو نتیجه کاملاً متفاوت داشته باشد. از یک طرف، AI میتواند به فرد کمک کند انتخابهای بیشتری را امتحان کند و ترکیبهایی را ببیند که شاید خودش به آنها فکر نکرده باشد. از طرف دیگر، اگر همه از ابزارهای مشابه برای رسیدن به «ظاهر ایدهآل» استفاده کنند، احتمال دارد دوباره به همان مشکل قدیمی برسیم: شخصیسازی برای همه، اما با نتیجهای شبیه به هم.
به همین دلیل، آینده جذابتر احتمالاً متعلق به کسی نیست که بهترین پیشنهاد الگوریتم را میپذیرد؛ بلکه متعلق به کسی است که از فناوری استفاده میکند، اما تصمیم نهایی را خودش میگیرد.
شاید مهمترین تحول استایل در سال ۲۰۲۶ همین باشد: مد میگوید «الان چه چیزی محبوب است؟» استایل شخصی میپرسد «چه چیزی قرار است بخشی از من باشد؟» این دو سؤال تفاوت زیادی دارند. ممکن است یک نفر لباس سادهای بپوشد، اما انتخاب رنگ، ساعت، کفش، عطر و نحوه ترکیب آنها آنقدر شخصی باشد که ظاهرش بهسرعت قابل تشخیص شود. اینجا دیگر لباس فقط لباس نیست. تبدیل میشود به امضای فردی.
در دنیایی که شبکههای اجتماعی دائماً تصویرهای «بینقص» تولید میکنند، شاید طبیعی باشد که بخشی از جامعه دوباره به سمت نقص، اصالت و تفاوت حرکت کند.
حتی در صنعت لوکس نیز نشانههایی از این تغییر دیده میشود؛ Vogue در سپتامبر ۲۰۲۶ از گرایش بخشی از برندهای بزرگ به ظاهرهای نامرتبتر، ترکیبهای غیرمنتظره و ارجاع به خردهفرهنگهای جوانان گزارش کرده است.
این تغییر را میتوان یک پیام فرهنگی دانست: قرار نیست همهچیز کاملاً هماهنگ، بینقص و قابل پیشبینی باشد. گاهی چیزی که کمی عجیب است، کمی قدیمی است یا حتی با بقیه لباسها «جور درنمیآید»، دقیقاً همان چیزی است که شخصیت فرد را نشان میدهد.
شاید در نهایت، آینده استایل متعلق به کسی نباشد که بیشترین لباس را دارد، بلکه متعلق به کسی باشد که وقتی وارد یک اتاق میشود، بدون اینکه چیزی توضیح دهد، ظاهرش بخشی از داستان خودش را تعریف کند؛ و این دقیقاً همان جایی است که «مد» تمام میشود و خودابرازی آغاز میشود.