کد خبر: ۷۷۵۳۶
۱۶:۳۰ -۰۴ مهر ۱۴۰۵
نشان تجارت بررسی می‌کند

هزینه‌های زیر یک میلیون تومان؛ خرج‌های کوچکی که جیب خانوار را خالی می‌کنند

گاهی فشار مالی زندگی نه از خرید یک کالای گران‌قیمت، بلکه از مجموعه‌ای از خرید‌های کوچک و به ظاهر کم‌اهمیت ایجاد می‌شود؛ خرید‌هایی که هرکدام به تنهایی رقم بزرگی نیستند، اما وقتی در طول ماه بار‌ها تکرار می‌شوند، می‌توانند بخش قابل‌توجهی از درآمد خانوار را مصرف کنند.

هزینه کرد

نشان تجارت - در مدیریت هزینه‌های زندگی، یک سؤال ساده می‌تواند بسیاری از خرید‌های غیرضروری را متوقف کند: «اگر این کالا را نخرم، چه اتفاقی می‌افتد؟»

خرید یک قهوه، سفارش غذای بیرون، خرید اینترنتی یک وسیله کوچک، اشتراک یک سرویس، تاکسی اینترنتی در مسیری که امکان استفاده از حمل‌ونقل عمومی وجود دارد یا حتی خرید‌های روزمره‌ای که بدون برنامه انجام می‌شوند، ممکن است هر بار هزینه سنگینی ایجاد نکنند. مشکل زمانی شکل می‌گیرد که این هزینه‌ها بار‌ها و بار‌ها تکرار شوند.

به همین دلیل، برخی کارشناسان مدیریت مالی شخصی پیشنهاد می‌کنند خانوار‌ها برای خرید‌های غیرضروری و زیر یک سقف مشخص، یک مکث اجباری در نظر بگیرند؛ مثلاً هر خرید غیرضروری زیر یک میلیون تومان را پیش از پرداخت، ۲۴ ساعت به تعویق بیندازند.

البته یک میلیون تومان یک عدد اقتصادی ثابت یا یک توصیه عمومی برای همه خانوار‌ها نیست. سطح درآمد، تعداد اعضای خانواده، هزینه مسکن، بدهی‌ها و قدرت خرید افراد متفاوت است. ایده اصلی، تعیین یک «آستانه خرید» متناسب با شرایط مالی هر فرد است.

چرا خرید‌های کوچک خطرناک‌ترند؟

ذهن انسان معمولاً در برابر پرداخت‌های کوچک مقاومت کمتری نشان می‌دهد. پرداخت ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار تومان ممکن است در لحظه چندان مهم به نظر نرسد؛ اما اگر چنین خرید‌هایی چند بار در هفته اتفاق بیفتند، مجموع آن‌ها در پایان ماه می‌تواند رقم قابل‌توجهی شود.

برای مثال، فرض کنید فردی در طول هفته فقط پنج هزینه غیرضروری ۲۰۰ هزار تومانی داشته باشد. این رقم در یک ماه تقریباً به ۴ میلیون تومان می‌رسد؛ بدون اینکه هیچ‌کدام از خرید‌ها به تنهایی «بزرگ» به نظر برسد.

مسئله مهم‌تر این است که بسیاری از این هزینه‌ها در حساب بانکی گم می‌شوند؛ یعنی فرد در پایان ماه متوجه می‌شود پول زیادی خرج کرده، اما نمی‌تواند به‌سادگی بگوید دقیقاً کجا.

قانون «صبر قبل از خرید»

یکی از روش‌های ساده برای کنترل این هزینه‌ها، ایجاد فاصله میان «میل به خرید» و «خود خرید» است.‌

می‌توان یک قانون شخصی تعریف کرد:

خرید ضروری بدون تأخیر

خرید غیرضروری و گران‌تر از سقف تعیین‌شده حداقل ۲۴ ساعت تأمل

در این فاصله، سه سؤال باید پاسخ داده شود:

آیا واقعاً به این کالا یا خدمت نیاز دارم؟

آیا مشابه آن را در خانه دارم؟

اگر امروز آن را نخرم، یک هفته بعد همچنان به آن نیاز خواهم داشت؟

اگر پاسخ به این سؤال‌ها منفی باشد، احتمالاً خرید، بیشتر یک تصمیم لحظه‌ای است تا یک نیاز واقعی.

خریدهای کوچک

یک میلیون تومان را «خط قرمز» ندانید

نکته مهم این است که هدف این روش، تبدیل یک عدد به قانون اقتصادی برای همه مردم نیست. برای فردی با درآمد مشخص، ممکن است سقف مناسب ۳۰۰ هزار تومان باشد و برای فرد دیگری یک میلیون یا چند میلیون تومان؛ بنابراین بهتر است به جای پرسیدن اینکه «چه خریدی زیر یک میلیون تومان است؟»، پرسیده شود: «چه میزان از درآمد ماهانه من صرف خرید‌هایی می‌شود که واقعاً به آن‌ها نیاز ندارم؟»

این نگاه، مدیریت هزینه را از حذف تفریح و کیفیت زندگی جدا می‌کند. قرار نیست هر هزینه کوچکی حذف شود؛ هدف، شناسایی هزینه‌هایی است که ارزش واقعی آن‌ها برای فرد کمتر از پولی است که بابت‌شان پرداخت می‌شود.

پول‌های کوچک، پس‌انداز‌های بزرگ

اگر یک خانوار بتواند فقط بخشی از خرید‌های غیرضروری خود را حذف یا کاهش دهد، همان پول می‌تواند به صندوق اضطراری، پرداخت بدهی، سرمایه‌گذاری یا حتی یک خرید ضروری آینده اختصاص پیدا کند.

در اقتصادی که هزینه‌های روزمره سهم قابل‌توجهی از درآمد خانوار را مصرف می‌کند، مدیریت همین هزینه‌های کوچک می‌تواند به اندازه پیدا کردن یک منبع درآمد جدید اهمیت پیدا کند.

گاهی مشکل از یک خرید یک‌ میلیونی نیست؛ مشکل از صد‌ها خریدی است که هرکدام «فقط کمی» هزینه دارند.

ارسال نظرات
captcha
آخرین اخبار
نبض بازار
گوناگون