کد خبر: ۷۷۴۷۴
۱۳:۰۶ -۰۲ مهر ۱۴۰۵

ترکش‌های «مهاجرت» بر یک صنعت پول‌ساز

مهاجرت گسترده نیرو‌های متخصص و کلیدی با تخلیه دانش فنی و تجربه عملی، منجر به افت بهره‌وری و توقف پروژه‌های توسعه‌ای در صنایع استراتژیک می‌شود.

ترکش‌های «مهاجرت» بر یک صنعت پول‌ساز

نشان تجارت - چند سال پیش، اگر می‌گفتی «بازی‌های رایانه‌ای محل درآمد ارزی است»، شاید خنده‌ات می‌گرفت. امروز، اما آمار‌ها جای خنده ندارند؛ صنعت گیم ایران دیگر یک تفننِ نوجوانانه نیست، بلکه یک صنعت پول‌ساز با ظرفیت‌هایی است که تازه داریم ارزش واقعی‌اش را می‌فهمیم؛ درست در روز‌هایی که دارد از متخصص‌هایش خالی می‌شود.

روایت بنیاد، تصویری از یک صنعتِ بی‌نفس

نگاهی به تصویری که بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای از حال و روز این صنعت ترسیم می‌کند، چندان امیدوارانه نیست. ترکش‌های موج مهاجرت سال‌های گذشته، دست سازندگان را از نیرو‌های زبده خالی کرده است. برنامه‌نویسی که موتور بازیسازی را می‌شناخت، طراح صحنه‌ای که دنیای بازی را زنده می‌کرد، و صدابرداری که حس بازی را می‌ساخت، همه رفته‌اند؛ و صنعت مانده با دست‌های خالی.

از همین روست که بنیاد به سمت «آموزش‌های فشرده» کشانده شده است؛ تلاشی برای پر کردنِ سریعِ جای خالی‌ها. اما این‌جا یک سؤال جدی مطرح می‌شود: آیا با کارگاه‌های کوتاه‌مدت می‌شود جای یک دهه تجربه را پر کرد؟ تجربه‌ای که در دل پروژه‌های بزرگ، در آزمون‌وخطا‌های واقعی، و در کنار هم‌تیمی‌های باتجربه شکل می‌گیرد، نه در یک دورهٔ فشردهٔ سه‌ماهه.

کوتاهی عمر مدیریت‌ها؛ معمای همیشگی

دومین بحران، بحرانِ مدیریت است. صنعت گیم ایران از بی‌ثباتی مدیریتی رنج می‌برد؛ مدیرانی که به‌محض شکل‌گیری یک برنامهٔ بلندمدت، جابه‌جا می‌شوند و زنجیرهٔ تصمیم‌گیری پاره می‌شود. صنعتی که محصولش در بازه‌های سه تا پنج‌ساله ساخته می‌شود، نمی‌تواند خودش را با مدیریت هایِ شش‌ماهه و یک‌ساله هماهنگ کند. نتیجه می‌شود: پروژه‌های نیمه‌کاره، استراتژی‌های آشفته و سرمایه‌گذاری‌هایی که هرگز به بار نمی‌نشینند.

جذب سرمایه؛ سخت‌ترین رقابت

در کنار این، بحران جذب سرمایه هم هست. سرمایه‌گذار ایرانی هنوز بازی را «کسب‌وکار» نمی‌داند؛ آن را یا تفریحی بچه‌ها می‌بیند یا ریسکی بی‌بازگشت. در حالی که بازار جهانی بازی‌های ویدیویی در زمرهٔ بزرگ‌ترین صنایع سرگرمی جهان است، سرمایهٔ داخلی هنوز سراغ املاک و سفته‌بازی می‌رود تا جایی که می‌تواند محصولی صادراتی و ارزآور بسازد. این یعنی صنعت گیم ایران دارد با یک دست، و با زنجیر به پا، می‌دود.

سواد بازی؛ گمشدهٔ بزرگ

و شاید مهم‌ترین حلقه گمشده، «سواد بازی» باشد. تا وقتی خانواده‌ها بازی را صرفاً سرگرم‌کننده مضر» ببینند و ندای آنها اعتراضِ اخلاقی باشد به‌جای همکاری برای تربیت نسل «بازی‌آگاه»، بازار داخلی همیشه کوچک و بی‌اعتماد می‌ماند. سواد بازی نه به معنای ترویج اعتیاد، که به معنای درک این حقیقت است که بازی امروز زبانِ روایت، رسانه آموزش و بسترِ تعامل اجتماعی نسل جدید است. خانواده‌ای که این را نفهمد، نه مخاطبِ مصرف‌کننده خوبی است، نه حامیِ فرزندِ سازنده‌اش.

پایان خوش ممکن است؟

اما نباید روایت را فقط سیاه کشید. صنعت گیم ایران استعداد‌های نابی دارد؛ جوانانی که با حداقل امکانات، دنیا‌هایی ساخته‌اند که در جشنواره‌های جهانی درخشیده‌اند. اگر این استعداد‌ها با مدیریت پایدار، سرمایه واقع‌بین، و سوادِ اجتماعیِ تازه پیوند بخورند، می‌توانند صنعتی بسازند که نه‌فقط بازار داخلی، بلکه بازار منطقه را هم در دست بگیرد.

مسیر روشن است؛ آنچه مانده، اراده است. اراده‌ای برای نگه‌داشتن متخصص‌ها، برای بلندمدت اندیشیدن، برای سرمایه‌گذاری در محصول به‌جای سفته، و برای نهادینه کردن سواد بازی در خانه‌ها. آن روز که این اراده شکل بگیرد، صنعت گیم ایران از یک صنعتِ پول‌سازِ حرف‌نخورده، به یک برندِ جهانیِ پول‌ساز تبدیل می‌شود.

گزارش از مینا قدرتی

منبع: پایگاه خبری صدای چراغ امیدنیوز

برچسب‌ها:
ارسال نظرات
captcha
آخرین اخبار
نبض بازار
گوناگون