
نشان تجارت - سجاد بهزادی نوشت: ماه مهر همیشه برای خانوادههای ایرانی بوی خاصی داشته است؛ برای نسلهای گذشته، بازگشایی مدارس بخشی از خاطرات شیرین کودکی بود؛ اما امروز برای بخشی از خانوادههای ایرانی امروز، رسیدن مهر بیش از آنکه یادآور شور و شوق مدرسه باشد، با دو مسئله جدی آغاز شده است. در حقیقت بسیاری از دانشآموزان ایرانی در سال تحصیلی جدید با دو چالش مهم و بههمپیوسته روبهرو هستند؛ چالشهایی که یکی از بیرون مدرسه و دیگری از درون تجربه آموزشی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد.
کتاب در تصویر این شعر، موجودی دوستداشتنی بود؛ یاری که کودک را به دنیایی تازه میبرد، چیزی به او میآموخت و تخیلش را پرورش میداد. اما رابطه امروز بسیاری از دانشآموزان با کتاب و مدرسه، الزاماً چنین رابطهای نیست. انها نگران آینده خود هستند.
مسئله فقط محتوای کتابهای درسی نیست. مدرسه امروز با نسلی مواجه است که جهان را از طریق تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، ویدئو، هوش مصنوعی و دسترسی سریع به اطلاعات تجربه میکند. دانشآموزی که با چند لمس صفحه تلفن میتواند به هزاران تصویر، فیلم، روایت و اطلاعات دسترسی پیدا کند، ممکن است با کتابی که زبان آن برایش دور از تجربه زیستهاش است، احساس بیگانگی کند؛ بنابراین پرسش مهم این نیست که چرا دانشآموز امروز کتاب نمیخواند؛ پرسش عمیقتر این است که آیا مدرسه توانسته است تجربه یادگیری را برای نسل جدید معنادار کند؟
با این توصیف بسیار کوتاه، کلی، اما ملموس و حقیقت محور، خانوادههای ایرانی در آستانه بازگشایی مدارس، "دو نامهربانی در ماه مهر" را تجربه میکنند که مسئله را بسیار پیچیدهتر کرده است. ما امروز با دانش آموزی روبهرو هستیم که یا به خاطر فقر، ترک تحصیل کرده است و یا انگیزهای برای تلاش بیشتر در سر کلاس درس ندارد. بدون شک او معلول این وضعیت است. انگیزه، محصول یک رابطه است؛ رابطه میان دانشآموز، خانواده، معلم، مدرسه و جامعه. رابطه نظام حکم رانی و سیاست گذاری برای امر آموزش.
اگر جامعهای میخواهد کودکانش درس بخوانند، باید ابتدا این تورم افسارگسیخته را کنترل کند و سپس به مولفههایی اعتناء شود که نبود آن مولفهها سبب شده است که کتاب دیگر برای کودکان " یار مهربان" نباشد.
تورم افسارگسیخته یعنی اینکه براساس آمارهای منتشرشده، "تورم نقطه به نقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها در مرداد ۱۴۰۵ به بیش از ۱۲۷ درصد رسیده است؛ یعنی قیمت این گروه از کالاها نسبت به مرداد سال گذشته بهطور متوسط بیش از دو برابر شده است. تورم سالانه خوراکیها نیز در همین ماه از صد درصد عبور کرده است. "
مسئله تورم، در این سطح، دیگر صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست؛ بلکه به یک مسئله اجتماعی با پیامدهای شدید تبدیل شده است. الگوی زندگی بسیاری از ایرانیان با این تورم تغییر میکند و نابرابری آموزشی و تحصیل فرزندان نخستین قربانی این وضعیت خواهد بود. " باز تولید" نابرابری و فقر اقتصادی برای کودکان و دانش آموزان امروز، نتایج بسیار بدی برای آینده میهن بر جای خواهد گذاشت.
بی انگیزه گی دانش آموزان امروز جامعه ایران، ریشه در ساختار اقتصادی و کیفیت زیست اجتماعی خانوادهها دارد. کتاب زمانی میتواند دوباره "یار مهربان" کودک باشد که کودک از حداقلی از امنیت اقتصادی، آرامش اجتماعی و امید به آینده برخوردار باشد.
جامعه امروز ایران گرفتار چرخهای از فقر، کاهش سرمایه اجتماعی، افت فرصتهای آموزشی و بازتولید نابرابری است. حس ناامنی که امروز در بسیاری از ابعاد بر روی جامعه ایران سایه سنگینی انداخته است، سبب شده مسئله خانوادهها در ماه مهر تنها مسئله مدرسه و درس فرزندان نباشد. مسئلهای درباره آینده جامعه است.