
نشان تجارت - هدی کاشانیان: خانهای که دیگر خریدنش در برنامه یک نسل جا نمیگیرد، خودرویی که بهجای مالکیت، ساعتی اجاره میشود و لباسی که بهجای خرید، از پلتفرمهای اشتراکی تأمین میشود. اینها دیگر استثنا نیستند بلکه بخشی از یک تحول عمیق در رفتار مصرفی جامعه ایران شدهاند. پرسشی که این روزها ذهن بسیاری از تحلیلگران اقتصادی را مشغول کرده این است که آیا این تغییر رفتار، یک انتخاب آگاهانه برای سبک زندگی جدید است یا واکنشی اجباری به فشار تورم و نوسانات ارزی که قدرت خرید را هر سال کوچکتر کرده است.
در یک دهه گذشته، شاخص قیمت مسکن، خودرو و کالاهای سرمایهای در ایران با نرخی رشد کرده که بههیچوجه با رشد دستمزد واقعی همخوانی نداشته است. وقتی نرخ تورم سالانه بهطور مستمر دو رقمی باقی میماند و ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی افت پیدا میکند، داراییهایی که قیمتگذاری آنها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به نرخ ارز وابسته است از جمله مسکن و خودرو با سرعتی بسیار بیشتر از حقوق و دستمزد گران میشوند.
نتیجه این فاصله رو به رشد، شکلگیری نسلی است که اساساً امکان مالکیت داراییهای بزرگ را در افق زمانی معقول ندارد. طبق برآوردهای متعدد اقتصادی، نسبت قیمت مسکن به درآمد سالانه خانوار در کلانشهرهای ایران به رقمهایی رسیده که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته بیسابقه است. این وضعیت بهتدریج ذهنیت عمومی را از «باید صاحب شوم» به «شاید بهتر باشد استفاده کنم» سوق داده است.
مدلهای کسبوکار مبتنی بر اشتراک از اجاره خودرو و پلتفرمهای همسفری تا اشتراک لباس و حتی اجاره کوتاهمدت وسایل خانگی در سالهای اخیر رشد قابل توجهی در بازار ایران تجربه کردهاند. این رشد را میتوان از دو زاویه کاملاً متفاوت بررسی کرد. زاویه نخست آن را بخشی از یک تحول فرهنگی جهانی میداند که همراه با نسل جدید و اولویتهای متفاوتش نسبت به مالکیت، وارد ایران هم شده است.
زاویه دوم اما تصویر واقعگرایانهتری ارائه میدهد. بخش قابل توجهی از گرایش به اشتراک در ایران، محصول مستقیم کاهش قدرت خرید است، نه انتخاب سبک زندگی. وقتی خانواری از عهده خرید خودرو برنمیآید، اجاره روزانه یا استفاده از پلتفرمهای اشتراکی تنها گزینه باقیمانده میشود، نه یک ترجیح ارزشی. این تفکیک میان اشتراک از روی انتخاب و اشتراک از روی ناچاری، کلید فهم درست این پدیده اقتصادی است.
نسل جوانتر جامعه، حتی در میان کسانی که از نظر مالی امکان خرید دارایی را دارند، نسبت به نسلهای قبل رابطه متفاوتی با مفهوم مالکیت برقرار کرده است. اولویت بسیاری از این افراد، دسترسی سریع و انعطافپذیر به یک کالا یا خدمت است، نه تعهد بلندمدت نگهداری و مالکیت آن. این نگرش در حوزههایی مانند حملونقل، فناوری و حتی محل سکونت بهوضوح دیده میشود.
با این حال، نباید این بازتعریف فرهنگی را کاملاً مستقل از فشارهای اقتصادی دانست. در شرایطی که ثبات شغلی کاهش یافته و بسیاری از افراد بین شهرها یا حتی کشورها در جابهجایی مستمر هستند، مالکیت داراییهای بزرگ عملاً بار مالی و مدیریتی سنگینی به همراه دارد که با سبک زندگی متغیر امروزی همخوانی ندارد. بنابراین آنچه در ظاهر یک انتخاب فرهنگی به نظر میرسد، در عمق خود ریشه در واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی دارد.

نوسانات شدید نرخ ارز در سالهای اخیر، الگوی رفتاری خاصی را در میان خانوارهای ایرانی شکل داده است که میتوان آن را «رفتار احتیاطی مصرفی» نامید. در این الگو، خانوارها بهجای برنامهریزی بلندمدت برای خرید دارایی، تصمیمات مالی خود را کوتاهمدتتر و واکنشیتر میگیرند. این تغییر افق زمانی تصمیمگیری، بهخودیخود بستر مناسبی برای رشد مدلهای اشتراکی فراهم کرده است.
از سوی دیگر، نوسان ارزی باعث شده قیمتگذاری بسیاری از کالاهای سرمایهای برای خانوارها غیرقابل پیشبینی شود. وقتی قیمت یک خودرو یا حتی لوازم خانگی وارداتی ممکن است در فاصله چند ماه بهطور قابل توجهی تغییر کند، تمایل به تعهد مالی بلندمدت برای مالکیت کاهش مییابد. در چنین فضایی، اجاره یا اشتراک نهتنها گزینه ارزانتر بلکه گزینه امنتر از نظر ریسک مالی به شمار میآید.
اقتصاد اشتراکی پدیده منحصر به ایران نیست و در سطح جهانی نیز با شدتهای متفاوت در حال گسترش است. آنچه تجربه ایران را از بسیاری از کشورهای دیگر متمایز میکند، ترکیب همزمان دو عامل است. رشد اقتصاد اشتراکی به دلیل تغییر نگرش نسلی از یک سو و رشد آن به دلیل فشار تورمی شدید از سوی دیگر. در کشورهای با ثبات اقتصادی بالاتر، اقتصاد اشتراکی بیشتر محصول انتخاب آگاهانه است، در حالی که در ایران این دو انگیزه بهطور همزمان و در هم تنیده عمل میکنند.
این ترکیب دوگانه، تفسیر آماری این پدیده را دشوار میکند. برای مثال، رشد استفاده از پلتفرمهای اجاره خودرو در تهران را نمیتوان صرفاً نشانه تغییر سبک زندگی شهری دانست، همانطور که نمیتوان آن را تنها معلول فشار اقتصادی تفسیر کرد. واقعیت در میانه این دو روایت قرار دارد و بسته به گروه سنی، سطح درآمد و منطقه جغرافیایی، وزن هر یک از این دو عامل متفاوت است.
گذار از مالکیت به اشتراک، پیامدهایی فراتر از رفتار مصرفی فردی برای ساختار بازارهای کالا و خدمات دارد. بازارهایی که تا امروز بر پایه فروش نهایی و مالکیت دائم طراحی شده بودند، بهتدریج ناچار به بازتعریف مدل کسبوکار خود بر اساس دسترسی موقت و اجاره هستند. این تحول در صنایعی مانند خودرو، مسکن و حتی کالاهای دیجیتال قابل مشاهده است.
از منظر کلان اقتصادی، این تغییر میتواند سرعت گردش پول در اقتصاد را تغییر دهد و الگوی سرمایهگذاری خانوارها را از داراییهای فیزیکی بلندمدت به سمت مصرف خدماتی کوتاهمدت سوق دهد. چنین تحولی، در بلندمدت بر ترکیب پسانداز ملی، تقاضای مسکن و حتی ساختار بازار خودرو اثر خواهد گذاشت و تحلیلگران اقتصادی باید این روند را بهعنوان یک متغیر ساختاری، نه یک نوسان موقت، در نظر بگیرند.
تحلیل رفتار مصرفی جامعه ایران در سالهای اخیر نشان میدهد که گذار از مالکیت به اشتراک، نه یک انتخاب صرفاً فرهنگی و نه یک واکنش کاملاً اقتصادی، بلکه ترکیبی از هر دو عامل است. فاصله رو به رشد میان دستمزد و قیمت دارایی، نوسانات ارزی و تغییر نگرش نسل جدید نسبت به مفهوم مالکیت، همه در کنار هم بستری ساختهاند که در آن اشتراک بهجای مالکیت، به یک واقعیت روزمره تبدیل شده است. آنچه مسلم است این است که این تحول، تصادفی و موقت نیست بلکه بازتابی از تغییرات عمیقتر در ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور به شمار میآید.