کد خبر: ۷۶۵۸۷
۱۸:۴۹ -۰۶ شهريور ۱۴۰۵
در گفت‌و‌گوی نشان تجارت با گلشید مهربانی

از فر خانگی تا میز کافه؛ روایت دختر نوجوان قناد

گلشید مهربانی، کارآفرین نوجوان می‌گوید منتظر نباشد همه‌چیز از اول عالی و کامل باشد. من هم از یک فر کوچک و کلی اشتباه شروع کردم. مهم این است که علاقه داشته باشی، تمرین کنی و از شکست نترسی.

گلشید مهربانی

نشان تجارت - مینا قدرتی: از آشپزخانه خانه تا میز کافه‌های شهر؛ دختر نوجوانی که شش سال پیش با یک فر کوچک خانگی شروع کرد و امروز به قناد حرفه‌ای و تأمین‌کننده کیک چندین کافه تبدیل شده است. در گفت‌وگویی صمیمی با گلشید مهربانی، از مسیر پرفرازونشیب این اتفاق، زندگی تلخ و شیرین یک نوجوان کارآفرین و تلاش برای ادامه مسیر در روز‌های گرانی صحبت کردیم که از نظر شما می‌گذرد.

*در ابتدا خودت را معرفی کن و بگو از چه زمانی و کجا وارد دنیای کیک‌پزی شدی؟

سلام، من گلشید مهربانی هستم، ۱۷ سال دارم و حدود شش سال است که وارد دنیای کیک و شیرینی شدم. از ۱۱ سالگی، وقتی هنوز خیلی کوچک بودم، با یک فر کوچک خانگی شروع کردم. اولش فقط از روی علاقه و کنجکاوی بود، ولی کم‌کم این علاقه تبدیل شد به کاری که امروز خیلی جدی دنبالش می‌کنم.

*۱۱ سالگی سن خیلی کمی برای شروع کار است. یادت می‌آید اولین کیکی که پختی چی بود؟ نتیجه‌اش چی شد؟

آره، یادمه! اولین کیکی که درست کردم یک کیک ساده بود و طبیعتاً خیلی هم حرفه‌ای از آب درنیامد. هم ظاهرش آن چیزی نبود که می‌خواستم و هم کلی ایراد داشت، ولی برای من خیلی شیرین بود، چون اولین تجربه‌ام بود. مامانم هم با محبت خورد و تشویقم کرد؛ فکر کنم بیشتر از اینکه کیکم خوشمزه باشد، دلش نمی‌آمد ناراحتم کند!

*چطور شد که یک بچه ۱۱ ساله به جای کارتون دیدن، سراغ فر و کیک رفت؟ چه کسی اولین جرقه را توی ذهنت زد؟

از بچگی به درست کردن چیز‌های مختلف علاقه داشتم و همیشه دوست داشتم خودم چیزی درست کنم. دیدن آموزش‌های کیک و شیرینی هم خیلی برام جذاب بود. خانواده‌ام هم خیلی تشویقم کردند و هیچ‌وقت نگفتند که «تو بچه‌ای و نمی‌تونی». همین حمایت باعث شد جدی‌تر ادامه دهم.

*الان ۱۷ ساله هستی، از ۱۱ تا ۱۷ سالگی، مسیرت چطور بود؟ چی شد که از یک تفریح بچگانه به یک شغل حرفه‌ای تبدیل شد؟

اوایل واقعاً فقط تفریح بود. کیک درست می‌کردم، عکس می‌گرفتم و از نتیجه کارم خوشحال می‌شدم. بعد کم‌کم اطرافیان سفارش دادند و من فهمیدم می‌توانم این علاقه را تبدیل به کار کنم. هر سال چیز‌های بیشتری یاد گرفتم، تمرین کردم، اشتباه کردم و دوباره از اول شروع کردم. به مرور تعداد سفارش‌ها بیشتر شد و بعد از مدتی، همکاری با کافه‌ها هم شروع شد. فکر می‌کنم چیزی که باعث شد ادامه دهم، این بود که هیچ‌وقت یادگیری را متوقف نکردم.

*حتماً کلی کیک سوخته و ناموفق هم داشتی! سخت‌ترین شکستت در این مسیر چی بود و چطوری دوباره بلند شدی؟

خیلی زیاد! (با خنده) کیک‌هایی داشتم که پف نکردند، ترک خوردند، سوختند یا اصلاً اون چیزی نشدند که تصور می‌کردم. سخت‌ترین قسمت زمانی بود که برای یک سفارش زحمت زیادی کشیده بودم، ولی نتیجه طبق انتظارم نشد. آن موقع خیلی ناراحت شدم، ولی بعد فهمیدم شکست بخشی از یادگیری است. سعی کردم به جای ناامید شدن، دلیل مشکل را پیدا کنم و دوباره امتحان کنم.

*در این سن، هم درس و هم کار فشار زیادی دارد. برنامه روزانه‌ات چطوری است؟ چطوری بین مدرسه و فر و قنادی هماهنگی ایجاد می‌کنید؟

واقعاً گاهی سخت می‌شود، مخصوصاً وقتی سفارش زیاد باشد. سعی می‌کنم برنامه‌ریزی داشته باشم و کار‌ها را از قبل مشخص کنم. درس برایم مهم است و در کنارش زمان مشخصی را برای سفارش‌ها و آماده‌سازی اختصاص می‌دهم. بعضی روز‌ها هم مجبور می‌شوم کمتر استراحت کنم، ولی وقتی کاری را دوست داشته باشی، خستگی‌اش هم برایت قابل تحمل‌تر می‌شود.

*چه کسی بیشتر از همه در این مسیر به تو کمک کرد؟

خانواده‌ام واقعاً نقش بزرگی داشتند، مخصوصاً مادرم. از همان روز‌های اول که فقط یک بچه بودم و کیک‌های ساده درست می‌کردم، حمایتم کرد. اگر خانواده‌ام پشتم نبودند، شاید این مسیر هیچ‌وقت به اینجا نمی‌رسید. همیشه از آن‌ها بابت اعتماد و حمایتشان ممنونم.

*الان دقیقاً چه کار‌هایی انجام می‌دهی؟ فقط کیک تولد می‌پزی یا سفارش‌های دیگه‌ای هم داری؟

نه، فقط کیک تولد نیست. انواع کیک، دسر و شیرینی سفارش می‌گیرم و بخشی از کارم هم تأمین کیک برای کافه‌هاست. سفارش‌های مناسبتی و مدل‌های مختلف کیک هم دارم و همیشه سعی می‌کنم چیز‌های جدید یاد بگیرم و به کارهام اضافه کنم.

*کیک کافه‌ها را هم تأمین می‌کنی؛ اولین قراردادت با یک کافه چطور رقم خورد؟ اصلاً می‌دونستی باید سراغ کافه‌ها بروی یا اتفاقی پیش آمد؟

اولش اصلاً فکر نمی‌کردم در این سن بتوانم با کافه همکاری کنم. یکی از همکاری‌ها از طریق معرفی و شناخت کارم شکل گرفت و وقتی بازخورد خوبی گرفتم، کم‌کم همکاری‌های بیشتری ایجاد شد. بعد فهمیدم که می‌توانم علاوه بر سفارش‌های شخصی، با کافه‌ها هم همکاری مستمر داشته باشم.

*مشتری‌ها همیشه می‌گویند کیک‌هایت زبانزد خاص و عامه. راز این همه تعریف چیست؟ دستور پخت خاصی داری یا فقط از روی عشق است؟

فکر می‌کنم ترکیبی از هر دو باشد؛ هم کیفیت مواد اولیه مهم است و هم دستور و تکنیک، ولی مهم‌تر از همه عشق و حوصله‌ای است که برای هر سفارش می‌گذارم. من دوست دارم وقتی مشتری کیکش را تحویل می‌گیرد، هم از ظاهرش خوشش بیاید و هم وقتی می‌خورد واقعاً لذت ببرد. رضایت مشتری برای من خیلی ارزشمند است.

*جذاب‌ترین و خاطره‌انگیزترین سفارشی که تا حالا داشتی چه بود؟

سفارش‌هایی که برای مناسبت‌های خاص بودن همیشه برایم خاطره‌انگیزند، چون می‌دانم کیک فقط یک خوراکی نیست و بخشی از یک خاطره است. یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های کارم هم سفارش‌هایی هست که مشتری ایده خاصی می‌دهد و من باید آن ایده را تبدیل به یک کیک واقعی کنم. حس اینکه چیزی را که در ذهن یک نفر است با دست‌های خودم درست کنم خیلی لذت‌بخش است.

*این روز‌ها همه از گرانی می‌گویند؛ تو به عنوان یک قناد نوجوان، گرانی مواد اولیه مثل شکر، کره، آرد، شکلات و… چقدر روی کارت اثر گذاشته؟

خیلی زیاد. واقعاً قیمت مواد اولیه نسبت به قبل تغییر کرده و این موضوع برای کسی که با مواد اولیه کار می‌کند کاملاً محسوس است. مخصوصاً موادی مثل کره و شکلات که بخش قابل توجهی از هزینه کیک را تشکیل می‌دهند. گاهی قیمت یک ماده در مدت کوتاهی تغییر می‌کند و برنامه‌ریزی برای قیمت‌گذاری را سخت می‌کند.

*وقتی هزینه مواد اولیه بالا می‌رود، مجبوری قیمت کیک‌هایت را هم بالا ببری؟ مشتری‌ها چطور واکنش نشان می‌دهند؟

بله، وقتی هزینه مواد اولیه بالا می‌رود طبیعتاً قیمت تمام‌شده هم افزایش پیدا می‌کند. سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد فشار افزایش قیمت را روی مشتری نگذارم، ولی بعضی وقت‌ها واقعاً چاره‌ای نیست. بیشتر مشتری‌ها وقتی شرایط را توضیح می‌دهم، درک می‌کنند، چون خودشان هم گرانی را در زندگی روزمره تجربه می‌کنند.

*تا حالا شده به خاطر گرانی مواد، یک سفارشی را رد کنی یا از سودت بزنی تا مشتری را از دست ندهی؟

بله، پیش آمده که برای حفظ یک مشتری یا به خاطر شرایطش، سود کمتری بگیرم. ولی فکر می‌کنم این موضوع نباید تبدیل به عادت شود، چون اگر هزینه واقعی کار را در نظر نگیریم، ادامه دادن این کار سخت می‌شود. سعی می‌کنم هم مشتری راضی باشد و هم قیمت‌گذاری منصفانه‌ای برای خودم داشته باشم.

*به عنوان یک نوجوان که خودش درگیر بازار و قیمت‌هاست، فکر می‌کنی مشکل اصلی اقتصاد کشور چیست و چه انتظاری از مسئولان داری؟

من طبیعتاً اقتصاددان نیستم، ولی چیزی که از تجربه خودم می‌بینم، بی‌ثباتی قیمت‌هاست. وقتی نمی‌دانی ماه بعد مواد اولیه را با چه قیمتی باید تهیه کنی، برنامه‌ریزی برای یک کسب‌وکار خیلی سخت می‌شود. انتظارم این است که شرایطی ایجاد شود که جوان‌ها و نوجوان‌هایی که علاقه و استعداد دارند، بتوانند با خیال راحت‌تر کار کنند و برای آینده‌شان برنامه داشته باشند.

*در ۱۷ سالگی خیلی از همسن‌وسال‌هایت هنوز مطمئن نیستند چه می‌خواهند و چه شغلی می‌خواهند انتخاب کنند. تو همیشه می‌دانستی کیک‌پزی آینده‌ات است؟

نه، از اول مطمئن نبودم. من فقط یک علاقه داشتم و شروع کردم. در طول مسیر فهمیدم که واقعاً این کار را دوست دارم و می‌توانم در آن پیشرفت کنم. شاید مهم‌ترین نکته این است که آدم از امتحان کردن نترسد؛ ممکن است با شروع یک کار، تازه بفهمی واقعاً به آن علاقه داری یا نه.

*آرزوی بزرگت برای چند سال آینده چیست؟ دوست داری یک قنادی بزرگ داشته باشی، آموزش دهی، یا سراغ کار جدیدی بروی؟

یکی از بزرگ‌ترین آرزوهایم این است که یک مجموعه قنادی حرفه‌ای برای خودم داشته باشم؛ جایی که هم تولید داشته باشیم و هم بتوانم ایده‌های خودم را اجرا کنم. آموزش دادن هم خیلی برایم جذاب است و دوست دارم در آینده تجربیاتم را با آدم‌های دیگر به اشتراک بگذارم. البته فعلاً دوست دارم قدم‌به‌قدم پیش روم و ببینم آینده من را به کجا می‌برد.

*اگر یک دختر یا پسر نوجوان مثل تو بخواهد از صفر شروع کند، چه توصیه‌هایی به او می‌کنی؟

به او می‌گویم منتظر نباشد همه‌چیز از اول عالی و کامل باشد. من هم از یک فر کوچک و کلی اشتباه شروع کردم. مهم این است که علاقه داشته باشی، تمرین کنی و از شکست نترسی. اگر واقعاً کاری را دوست دارید، شروع کنید، حتی اگر قدم اولتان خیلی کوچک باشد.

*اگر بخواهی در یک جمله بگویی کیک‌پزی برایت یعنی چی، چه می‌گویی؟

کیک‌پزی برای من فقط درست کردن کیک نیست؛ یعنی تبدیل کردن علاقه و رویا‌های کوچکم به چیزی واقعی که می‌توانم با آن لبخند را روی صورت آدم‌ها بیاورم.

گلشید مهربانی

کیک پزی

ارسال نظرات
captcha
آخرین اخبار
نبض بازار
گوناگون