
نشان تجارت - ملیحه مشتاقی، کارشناس ارشد بازارهای مالی: گزارش سال ۲۰۲۶ گروه مشاوره بوستون (BCG) یک پیام مهم برای صنعت مدیریت دارایی جهان دارد؛ بیش از ۸۰ درصد رشد درآمد مدیران دارایی در سال ۲۰۲۵، نه از محل جذب سرمایهگذاران جدید، بلکه در نتیجه رشد ارزش بازارها حاصل شده است. به همین دلیل، این گزارش تأکید میکند که موتور رشد آینده دیگر صرفاً طراحی محصولات جدید نیست، بلکه توانایی شرکتها در توزیع، ایجاد تجربهای متمایز برای مشتری و بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال خواهد بود.
شاید این گزاره در نگاه اول به بازار سرمایه ایران ارتباط مستقیمی نداشته باشد، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، یکی از مهمترین چالشهای امروز صنعت مدیریت دارایی کشور را آشکار میکند.
سالهاست که هرگاه از توسعه این صنعت سخن گفته میشود، نخستین راهکار، طراحی یک ابزار مالی جدید است؛ صندوقی تازه، اوراقی متفاوت یا ساختاری نو برای سرمایهگذاری. گویی هرچه تعداد محصولات بیشتر شود، بازار نیز به همان نسبت بزرگتر خواهد شد.
واقعیت این است که امروز بازار سرمایه ایران از نظر تنوع ابزارهای مالی، نسبت به یک دهه قبل فاصله قابل توجهی گرفته است. صندوقهای درآمد ثابت، سهامی، طلا، اهرمی، شاخصی، صندوقهای قابل معامله، سبدگردانی اختصاصی، اوراق بدهی و دهها ابزار دیگر، مجموعهای متنوع از گزینههای سرمایهگذاری را در اختیار سرمایهگذاران قرار دادهاند.
با این حال، یک واقعیت همچنان پابرجاست؛ نفوذ مدیریت دارایی در میان خانوارهای ایرانی هنوز بسیار پایین است.
بیشتر بخوانید: از فروش صندوق تا مدیریت ثروت؛ چرا صنعت مدیریت دارایی باید دوباره خود را تعریف کنند؟
حتی در دورههایی که بازار سهام وارد روندی صعودی میشود و انتظار میرود سرمایههای جدید به سمت ابزارهای حرفهای مدیریت دارایی حرکت کنند، بسیاری از صندوقهای سهامی برای جذب منابع تا سقف ظرفیت خود با دشواری مواجه میشوند. این واقعیت نشان میدهد که مسئله صرفاً عرضه محصول نیست.
اگر در بهترین شرایط بازار نیز تقاضای گستردهای برای محصولات موجود شکل نمیگیرد، شاید باید پرسش دیگری مطرح کرد؛ آیا ما در حال توسعه صنعت مدیریت دارایی هستیم یا صرفاً در حال توسعه فهرست ابزارهای مالی؟
به نظر میرسد چالش اصلی جای دیگری است؛ ایران کمبود ابزار مالی ندارد، کمبود مدیریت ثروت دارد و تفاوت این دو، تفاوتی بنیادین است.
مدیریت دارایی بر محصول تمرکز میکند؛ اینکه چه صندوقی، چه اوراقی یا چه ابزاری عرضه شود. اما مدیریت ثروت از مشتری آغاز میشود؛ از اهداف، نیازها، ریسکپذیری، درآمد، افق زمانی و سبک زندگی او.
در بسیاری از بازارهای پیشرفته، دیگر سؤال اصلی این نیست که «کدام صندوق را به مشتری بفروشیم؟» بلکه این است که «مشتری برای رسیدن به هدف مالی خود به چه برنامهای نیاز دارد؟»
اگر هدف یک خانواده خرید خانه باشد، راهحل ممکن است ترکیبی از صندوق درآمد ثابت، صندوق سهامی، بیمه، برنامه پسانداز و حتی اعتبار باشد. اگر هدف فرد بازنشستگی باشد، ترکیب داراییها متفاوت خواهد بود. در این نگاه، صندوق سرمایهگذاری دیگر مقصد نیست؛ تنها یکی از ابزارهای رسیدن به مقصد است.
این همان تغییری است که امروز صنعت جهانی مدیریت دارایی آن را با مفاهیمی مانند Digital Wealth Management ،Goal-Based Investing و WealthTech تجربه میکند. رقابت دیگر بر سر طراحی محصول جدید نیست؛ رقابت بر سر شناخت بهتر مشتری، شخصیسازی خدمات، استفاده از داده و هوش مصنوعی و ایجاد رابطهای بلندمدت با سرمایهگذار است.
در ایران، اما هنوز بخش عمدهای از انرژی صنعت صرف توسعه محصولات جدید میشود، در حالی که شاید مهمتر از طراحی ابزار بعدی، پاسخ به یک سؤال ساده باشد: چگونه میتوان میلیونها خانوار ایرانی را وارد مسیر مدیریت ثروت کرد و آنها را در این مسیر نگه داشت؟ پاسخ این سؤال احتمالاً آینده صنعت مدیریت دارایی ایران را تعیین خواهد کرد.
شاید دهه ۹۰ شمسی را بتوان دهه توسعه ابزارهای مالی در ایران نامید؛ دههای که زیرساختهای متنوعی برای سرمایهگذاری ایجاد شد. اما اگر قرار است صنعت مدیریت دارایی در دهه پیشرو رشد واقعی را تجربه کند، دهه ۴۰۰ باید دهه گذار از محصولمحوری به مشتریمحوری باشد.
تحول بزرگ بعدی بازار سرمایه ایران، نه از مسیر طراحی یک صندوق جدید، بلکه از مسیر ساخت اکوسیستمهای مدیریت ثروت، مشاوره مالی دیجیتال، روبو ادوایزرها، تحلیل داده و تجربهای شخصیسازیشده برای سرمایهگذاران خواهد گذشت.
آینده این صنعت را احتمالاً شرکتهایی خواهند ساخت که به جای فروش محصول، برای مردم «راهحل مالی» طراحی کنند، زیرا مسئله امروز ایران، کمبود ابزار مالی نیست؛ کمبود مدیریت ثروت است.