کد خبر: ۷۵۹۴۷
۱۷:۰۲ -۱۳ مرداد ۱۴۰۵
در نشان تجارت بخوانید

چرا کسب و کار برخی افراد به نتیجه مطلوب نمی‌رسد؟

شاید یکی از عمده دلایلی که باعث می‌شود افراد به اهداف یا آرزوهای خود نرسند این باشد که برای منطق، ارزش زیادی قائل نمی‌شوند. به نوعی احساسی، رویاپردازی می‌کنند و توجه به پیرامون خود ندارند. هرچند در هر کاری استثنا وجود دارد، اما نباید روی استثناها برنامه‌ریزی ویژه کرد.

عدم موفقیت در کسب و کار

نشان تجارت - محمد آیتی: بسیاری از افراد علاقه‌مندند تا کسب و کاری را راه‌اندازی کنند تا به واسطه آن، به درآمد قابل ملاحظه‌ای برسند یا کاری را در پیش بگیرند که با موفقیت در آن به وجهه اجتماعی دست پیدا کنند، اما بخش زیادی از این افراد در این مسیر، موفق نمی‌شوند یا به نوعی شکست را در برابر خود می‌بینند و از سر اجبار، راه‌شان را تغییر می‌دهند.

در ابتدا باید یک موضوع اساسی را دانست؛ هیچ موفقیت کلانی آسان و یک شبه به دست نمی‌آید. به طور مثال اگر بنا دارید ثروتمند شوید یا می‌خواهید چهره‌ای در تراز ملی داشته باشید، می‌باید کفش‌های آهنی خود را برای پیمودن مسیری طولانی به پا کنید.

هرچند کم و بیش، شانس و یا راه‌های میان‌بر به سراغ افراد می‌آید، اما نباید برای این مولفه بیش از از حد امیدوار بود و به عبارتی نباید روی این موضوع، حساب ویژه کرد.

باید تصمیم بگیریم و بدانیم بنا داریم به چه نقطه‌ای برسیم. از همان ابتدای امر، نباید فرافکنی کرد. باید مقدورات و بضاعت خود را درنظر بگیریم و ببینیم توانمندسازی خودمان در بخش موردنظر، شدنی است یا غیرمنطقی؟

شاید یکی از عمده دلایلی که باعث می‌شود افراد به اهداف یا آرزوهای خود نرسند این باشد که برای منطق، ارزش زیادی قائل نمی‌شوند. به نوعی احساسی، رویاپردازی می‌کنند و توجه به پیرامون خود ندارند. هرچند در هر کاری استثنا وجود دارد، اما نباید روی استثناها برنامه‌ریزی ویژه کرد. به طور مثال جوانی که به بیست و پنج سالگی رسیده و استعداد خاصی در فوتبال ندارد، نباید رسیدن به یک تیم باشگاهی معتبر را در سر خود بپروراند، زیرا از سن او برای مهارت‌آموزی و نقش‌آفرینی در فوتبال گذشته و تقریباً شانس رسیدن به این هدف به صفر نزدیک شده است.

برخی افراد برای راه‌اندازی یک کسب و کار و پول‌دار شدن، به خیلی از داشته‌ها و نداشته‌های خود توجه نمی‌کنند. فرد می‌خواهد به یک استودیو قوی برای تولید محتوا برسد، اما در همان گام اول، نه درآمد دارد، نه پول ذخیره شده برای سرمایه‌گذاری و نه شرایط دریافت وام یا حتی جذب اسپانسر. طبیعی است که این فرد اگر مهارت اجرا و تولید محتوا هم داشته باشد، نمی‌تواند در این مسیر به موفقیتی که در سر دارد، برسد.

باید توجه داشت که موفقیت در بسیاری از کسب و کارها و یا رسیدن به اهدافی که صرفاً مادی نباشد، نیازمند استعداد و البته میزانی از پول است.

یکی دیگر از موضوعاتی که کار افراد را برای موفقیت در کسب و کار در دست‌انداز می‌اندازد این است که به سراغ کارهایی می‌روند که پیش از آن‌ها، افراد زیادی آن رویه را شروع کرده بودند و به نوعی بازار آن کسب و کار اشباع شده است. از این‌رو ضرورت دارد کارهایی را انتخاب کنیم که همچنان فضا برای درآمدزایی یا جریان‌‎سازی در آن‌ها وجود دارد.

خیلی از افراد با مهارت‌های کم و کلی، سودای درآمدزایی بالا و چهره شدن دارند که حتماً تفکری نادرست است. موضوعی که امروز سهم هر فرد را در هر بخشی تعیین می‌کند، تخصص است. فرض کنید شما بتوانید کار یک منشی و تایپیست را انجام دهید، قطعاً درآمدتان به بیش از سی یا چهل میلیون در ماه نمی‌رسد، زیرا کاری که شما ارائه می‌دهید را حداقل پنج میلیون نفر دیگر در کشور می‌توانند انجام دهند. پس شما تخصصی دارید که همزمان در پنج میلیون نفر دیگر هم وجود دارد. حال، تصور کنید شما جراح زیبایی هستید. در شرایطی که بازار عمل‌های زیبایی در کشور داغ است و لااقل بیست میلیون نفر مشتری دارد، سهم این بازار مهیج، به آن پنج هزار نفری می‌رسد که این تخصص را فرا گرفته بودند و در میدان عمل، کار می‌کنند.

این روزها کم نیستند افرادی که مرتباً درآمد پزشکان متخصص و یا فوتبالیست‌های برجسته را محاسبه می‌کنند و حس می‌کنند حق آن‌ها، این درآمدهای نجومی نیست. در حالی که باید طوری دیگر به موضوع نگریست. در جمعیت چهل و پنج میلیونی آقایان در ایران، تنها صد نفر فوتبالیست برجسته به درآمد چندصد میلیاردی می‌رسند. یعنی یک چهارصد و پنجاه هزارم شانس وجود داشته تا فردی از آقایان بتواند به آن جایگاه برسد. طبیعی است، فردی که از فیلترهای بسیار سخت و رقابتی عبور کرده، می‌تواند آن درآمد بالا را تصاحب کند.

از این‌رو، هرچه داشتن مهارت، تخصصی‌تر شود، انتظار برای درآمد یا رسیدن به جایگاه خاص، واقعی‌تر خواهد شد. همچنین بهتر است برای رسیدن به موفقیت و تداوم آن، امضای خود را پای کارمان داشته باشیم. به طور مثال، من تولیدکننده محتوا شدم و می‌توانم یک مهمان خاص را دعوت و برنامه را اجرا کنم، اما پرسش مهم این است که من چه گفت‌وگویی را می‌توانم تولید کنم که مجری‌های دیگر نمی‌توانند؟ اینجاست که باید امضای شما پای اثرتان باشد. ما در کشورمان کارگردانان طنز زیادی داشته‌ایم، اما در نهایت، عمر فعالیت مهران مدیری از دیگران بیشتر شد. یا عادل فردوسی‌پور یک برنامه فوتبالی را تولید می‌کرد که وقتی از صدا و سیما رفت، مخاطبان زیادی هم، رغبتی به دیدن برنامه‌های مشابه در رسانه ملی نشان ندادند. چرا؟ طبیعی است که جنس کار این افراد، امضای آن‌ها است و از این‌رو خاص بودن آن‌ها توسط دیگرانی، تکرار نشد.

ما اگر قرار باشد کاری را انجام دهیم که بسیاری دیگر هم بتوانند همان کار را صورت دهند، هیچ‌گاه در کسب و کار و جایگاه خود، به خاص بودن نمی‌رسیم. همچنین در شروع کارهای بزرگ باید صبر و تاب‌آوری را به جد تمرین کرد. گاهی مهارتی را فرا گرفته‌اید و در عمل هم به موفقیت‌های کوچکی رسیده‌اید، اما چون اقناع نمی‌شوید و یا انتظارتان بیش از این است، تصور می‌کنید باید کار را تغییر دهید و احتمالاً مسیر، طور دیگری است. اگر قرار بود هر فردی یک مهارتی را یاد بگیرد و چند صباحی هم در آن مشغول شود، دیگر آدم پول‌دار و مهم شدن، بی‌معنا می‌شد. افرادی در این آزمون موفق‌ترند که با صبر و حوصله برای دستاوردهای کوچک، ارزش قائل می‌شوند و اگر کارشان نیاز به سرمایه‌گذاری مالی دارد، روی تاب‌آوری در این بخش هم، برنامه‌ریزی می‌کنند. 

بنا نداریم در این مطلب، افراد را دعوت به خیلی خاص و متمایز بودن کنیم، زیرا استعداد در افراد متفاوت است، اما وقتی صحبت از این می‌کنیم که چرا کسب و کارمان خیلی اوج نگرفت و ثروتمند نشدیم یا نتوانستیم یک چهره ملی یا بین‌المللی شویم، باید مطالب ذکرشده را پیش ذهن خود بیاوریم.

فارغ از اینکه چقدر بتوانیم موفق شویم، نیت و حرکت به سمت هدف مهم است. متاسفانه در دهه‌های اخیر، به طور خاص حضور تلفن‌های همراه هوشمند، افراد را از فضای یادگیری و کسب مهارت دور کرده است. به طور مثال، یادگیری برخی نرم‌افزارهای کاربردی برای تدوین فیلم، ساخت پادکست و ویدئوکست، طراحی و... تنها نیازمند چند ساعت یا چند روز تمرکز و آموزش است، اما خیلی از ما، ساعت‌ها وقت‌مان را به بطالت می‌گذرانیم و تنها رویای پول‌دار شدن و آدم مهم‌تر شدن را روز و شب در ذهن خود حمل می‌کنیم و نهایتاً هم با کمترین دستاورد، مشغول روزمرگی می‌شویم.

ارسال نظرات
captcha
آخرین اخبار
نبض بازار
گوناگون