
نشان تجارت - محمد آیتی: هر دم از این باغ بری میرسد. هرچند در این چند دهه اخیر، فضای اقتصادی کشور همیشه به طور کم یا زیاد ملتهب بوده است، اما هشت سالی است که این التهاب در بالاترین سطح خود جریان داشته و تورمهای سنگین، قامت مردم را خم کرده است.
اگر تا چند سال پیش، خرید مسکن، خودرو و برخی کالاهای به نسبت لوکس آرزو بود، این روزها و با دستفرمان آقایان که به یک تفکر خاص هم وابسته نیستند، کار را به جایی رسانده که کمکم آماده این باشیم که تهیه کالاهای روزمره و اساسی هم تبدیل به یک رویا شود.
اقتصاد صدقهپروری که منت آن، همیشه بر سر مردم بوده، یک روز با اعمال قانون پرداخت یارانه نقدی و روز دیگر با ارائه کالابرگ، جیب مردم را خالی کردند و متاسفانه کار به نقطهای رسیده که دیگر از قشر متوسط در جامعه یاد نمیشود. در این سیستم حکمرانی، تودههای مردم، فقیر و فقیرتر میشوند و درصد اندکی چاق و فربهتر.
تخممرغ که پایه غذاهای ایرانی است و همیشه به عنوان کالای ارزان و در دسترس از آن یاد میشد و متاسفانه برخی افراد کمبضاعت برای سیر کردن خود از آن استفاده میکردند را هم باید این روزها با قیمتهای عجیب و غریب خریداری کرد.
براساس گزارشهای میدانی خبرنگار نشان تجارت، قیمت تخممرغ شانه ۳۰ عددی در میادین میوه و ترهبار که با نظارت کامل دولتی به فروش میرسد، به ۵۱۵ هزار تومان رسیده است. قیمت تخممرغ شانه ۲۴ عددی در فروشگاه زنجیرهای شهروند، ۵۴۰ هزار تومان و در برخی سوپرمارکتها شانه ۳۰ عددی بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان فروخته میشود.
حال، با فرض اینکه فردی از کالابرگ یک میلیون تومانی برخوردار باشد، با این اعتبار، حتی از میادین میوه و ترهبار هم نمیتواند دو شانه تخممرغ ۳۰ عددی تهیه کند و از طرفی با اخباری که در خصوص گرانی نهادههای دامی وارداتی میشنویم، احتمالاً باید آماده شنیدن قیمتهای بیشتر در هفتههای آتی هم بود.
با وجود تورمهای بالا که هر ماه نه در گزارشها، بلکه در واقعیت لمس میکنیم و نیاز به تایید هیچ مسئولی ندارد و همچنین جنگ ادامهدار و محاصره دریایی و مهمتر از همه، نشنیدن صدای واحد از تصمیمسازان و تصمیمگیران کشور، این مردم هستند که باید هزینه این گرفتاریها را بپردازند و باید دید این تابآوری که دیگر به شماره افتاده تا کی و کجا ادامه خواهد داشت؟
با این گرانی تخممرغ، مرغ، گوشت، میوه و حتی نان، چطور میتوانیم حرف از اتحاد و همبستگی بزنیم؟ چطور باید اعتماد به نفس جامعه را در ادامه مسیر بالا برد؟ چطور میتوان مردم را دعوت به اقتصاد مولد کرد و از آنها خواست وارد بازار دلالی نشوند؟ چطور میتوان با این سیاستگذاریها، آمار سرقت را کاهش داد؟ به نظر دوره حرف و شعار دادن گذشته و در شرایطی که دولت از افزایش اعتبار کالابرگ عاجز است و میداند منابع آن را ندارد، کمی شرمنده بودن هم بد نیست. بد نیست برخی مسئولان پای حرف تودههای مردم بنشینند و بپرسند شما چه نظر و حتی راهکاری دارید.
به قدری فضا تلخ و تاریک جریان دارد که دیگر نمیتوان زمان را از دست داد، اگر دل در گرو ایران داریم. وقت آن رسیده که یک نفر با مشت محکم روی میز بکوبد و رویهها را تغییر دهد. نمیشود از یک سو، مرتباً شاهد بیکار شدن مردم در قالب تعدیل نیرو باشیم و از طرف دیگر، هیچ ترمزی بر گرانیها اعمال نشود. این روزها بسیاری از مردم، هم با درآمد کمتر روبهرو هستند و هم مغلوب بیچون و چرای نرخهای افسارگسیخته شدهاند.
امید، آخرین روزنه قشنگ در وجود انسان است و کاش برای این امید هم برنامهای باشد، وگرنه با دلی پردرد باید گفت «دیگه این دنیا به درد نمیخوره!».