کد خبر: ۷۵۸۴۳
۱۶:۱۱ -۱۰ مرداد ۱۴۰۵
نشان تجارت بررسی می‌کند

از فروش صندوق تا مدیریت ثروت؛ چرا صنعت مدیریت دارایی باید دوباره خود را تعریف کنند؟

تا همین چند سال پیش، بسیاری از شرکت‌های مدیریت دارایی تنها با رشد بازارها، درآمد بیشتری کسب می‌کردند. کافی بود ارزش دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) افزایش یابد تا درآمد ناشی از کارمزد‌ها نیز رشد کند، اما اکنون این موتور رشد، دیگر به‌تنهایی پاسخگو نیست.

مدیریت ثروت

نشان تجارت - ملیحه مشتاقی، کارشناس ارشد بازارهای مالی: ۱۴۷ تریلیون دلار؛ این عدد، حجم دارایی‌های تحت مدیریت صنعت مدیریت دارایی جهان در پایان سال ۲۰۲۵ است؛ رقمی که تنها در یک سال، ۱۱ درصد رشد کرده است. در نگاه نخست، این آمار، تصویری از صنعتی قدرتمند، سودآور و رو به رشد ارائه می‌دهد. اما پشت این رکورد تاریخی، واقعیتی نهفته است که شاید آینده این صنعت را بیش از هر زمان دیگری دگرگون کند.

بر اساس گزارش سال ۲۰۲۶ گروه مشاوره بوستون (BCG)، بیش از ۸۰ درصد رشد درآمد صنعت مدیریت دارایی در سال ۲۰۲۵ نه حاصل جذب سرمایه‌گذاران جدید، بلکه نتیجه رشد ارزش بازار‌ها بوده است. به بیان دیگر، بازار‌ها مدیران دارایی را ثروتمندتر کرده‌اند، نه الزاماً نوآوری، توسعه محصولات یا جذب مشتریان جدید. این وابستگی، زنگ هشداری برای صنعتی است که سال‌ها از رشد بازار‌های مالی منتفع شده است.

در ظاهر، شاخص‌های صنعت همچنان امیدوارکننده‌اند. حاشیه سود شرکت‌های مدیریت دارایی در سطحی بیش از ۳۰ درصد باقی مانده است؛ اما همین گزارش یادآور می‌شود که این حاشیه سود، طی حدود ۱۵ سال گذشته تقریباً بدون تغییر مانده است. دلیل آن روشن است؛ از یک سو کارمزد‌ها تحت فشار رقابت کاهش یافته‌اند و از سوی دیگر، هزینه‌های فناوری، امنیت سایبری، داده و الزامات نظارتی به‌طور مستمر افزایش یافته‌اند.

این همان نقطه‌ای است که BCG از آن با عنوان «اقتصاد جدید مدیریت دارایی» یاد می‌کند؛ اقتصادی که در آن، قواعد موفقیت به‌طور اساسی تغییر کرده است.

تا همین چند سال پیش، بسیاری از شرکت‌های مدیریت دارایی تنها با رشد بازارها، درآمد بیشتری کسب می‌کردند. کافی بود ارزش دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) افزایش یابد تا درآمد ناشی از کارمزد‌ها نیز رشد کند، اما اکنون این موتور رشد، دیگر به‌تنهایی پاسخگو نیست. رقابت شدید، مهاجرت سرمایه‌ها به محصولات کم‌هزینه، تغییر رفتار سرمایه‌گذاران و ورود فناوری‌های نوین، مدیران دارایی را ناچار کرده است مدل کسب‌وکار خود را از نو طراحی کنند.

مهم‌ترین پیام گزارش BCG شاید در یک جمله خلاصه شود: مزیت رقابتی آینده، نه در داشتن صندوق‌های بیشتر، بلکه در توانایی جذب و حفظ مشتریان بیشتر است.

این تغییر، صرفاً یک بازی با واژه‌ها نیست، بلکه دگرگونی در فلسفه فعالیت شرکت‌های مدیریت دارایی است.

سال‌ها رقابت بر سر طراحی صندوق‌های جدید، کسب بازدهی بالاتر یا افزایش دارایی‌های تحت مدیریت بود. اما امروز، مدیران موفق جهان بیش از آنکه از خود بپرسند «چه صندوق جدیدی طراحی کنیم؟»، این سؤال را مطرح می‌کنند که «چگونه مسئله مالی مشتری را حل کنیم؟ این تفاوت، شاید کوچک به نظر برسد، اما نقطه آغاز تحول صنعت است.

سرمایه‌گذار امروز، به‌ویژه نسل جوان، الزاماً به دنبال خرید یک صندوق سهامی یا درآمد ثابت نیست. او می‌خواهد برای خرید خانه، تأمین هزینه تحصیل فرزندان، برنامه‌ریزی دوران بازنشستگی یا حفظ ارزش دارایی خود، یک راه‌حل دریافت کند. در این نگاه، صندوق سرمایه‌گذاری دیگر «محصول نهایی» نیست، بلکه تنها یکی از ابزار‌های تحقق یک هدف مالی است.

به همین دلیل، شرکت‌های پیشرو جهان به‌تدریج از «مدیریت دارایی» به سمت «مدیریت ثروت» حرکت کرده‌اند؛ مدلی که در آن سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی مالی، خدمات بازنشستگی، بیمه و حتی مشاوره مالیاتی، در قالب یک تجربه یکپارچه به مشتری ارائه می‌شود.

در این میان، فناوری نقشی فراتر از یک ابزار پشتیبان پیدا کرده است. گزارش BCG برآورد می‌کند که استفاده گسترده از هوش مصنوعی می‌تواند طی سه تا پنج سال آینده، بین ۲۵ تا ۳۵ درصد هزینه‌های عملیاتی شرکت‌های مدیریت دارایی را کاهش دهد. در عین حال، ظرفیت پوشش مشتریان توسط مدیران ارتباط با مشتری را سه تا پنج برابر افزایش دهد. این اعداد نشان می‌دهد که هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای کاهش هزینه نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین موتور‌های رشد درآمد و افزایش بهره‌وری تبدیل خواهد شد. اما شاید مهم‌ترین تحول، نه در فناوری، بلکه در «توزیع» رخ داده باشد.

در گذشته، داشتن محصول خوب برای موفقیت کافی بود. امروز چنین نیست. محصول، به‌تنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمی‌کند؛ آنچه اهمیت دارد، توانایی رساندن محصول مناسب، به مشتری مناسب، در زمان مناسب و از کانال مناسب است.

به همین دلیل است که بانک‌ها، پلتفرم‌های دیجیتال، اپلیکیشن‌های مالی و شبکه‌های مشاوره سرمایه‌گذاری، به مهم‌ترین میدان رقابت مدیران دارایی تبدیل شده‌اند. شرکتی که به مشتری دسترسی مستقیم داشته باشد، مزیتی به‌مراتب پایدارتر از شرکتی خواهد داشت که صرفاً محصول بهتری طراحی کرده است. این تغییر، برای صنعت مالی ایران نیز حامل پیام مهمی است.

امروز بسیاری از شرکت‌های فعال در صنعت مدیریت دارایی، رقابت را در افزایش تعداد صندوق‌ها یا توسعه ابزار‌های جدید خلاصه می‌کنند. در حالی که روند‌های جهانی نشان می‌دهد ارزش‌آفرینی آینده، بیش از هر چیز در شناخت مشتری، استفاده از داده، توسعه کانال‌های توزیع، تجربه دیجیتال و شخصی‌سازی خدمات شکل خواهد گرفت.

ایران از یک مزیت بالقوه نیز برخوردار است؛ شبکه گسترده مشتریان بانک‌ها. اگر این ظرفیت، با خدمات شرکت‌های تأمین سرمایه، سبدگردان‌ها و سایر نهاد‌های مالی در یک اکوسیستم دیجیتال پیوند بخورد، می‌توان میلیون‌ها مشتری را با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر وارد بازار سرمایه کرد. در چنین مدلی، بانک تنها محل نگهداری سپرده نخواهد بود؛ بلکه به دروازه ورود مشتری به خدمات مدیریت ثروت تبدیل می‌شود.

در کنار آن، نگاه ما به «محصول» نیز نیازمند بازنگری است. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای معرفی صرف صندوق‌های سهامی، درآمد ثابت یا طلا، از «برنامه سرمایه‌گذاری خرید مسکن»، «طرح آینده فرزندان»، «سبد بازنشستگی» یا «راهکار ایجاد درآمد مستمر» سخن بگوییم. تفاوت این دو رویکرد، صرفاً در نام‌گذاری نیست؛ بلکه در تغییر زاویه نگاه از محصول به نیاز واقعی مشتری است.

گزارش BCG یک پیام روشن برای مدیران صنعت مدیریت دارایی دارد: دوران رشد آسان به پایان رسیده است. از این پس، شرکت‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند میان فناوری، داده، تجربه مشتری و نوآوری در مدل کسب‌وکار پیوند برقرار کنند. آینده این صنعت، نه در تعداد صندوق‌های بیشتر، بلکه در توانایی تبدیل اطلاعات به شناخت، شناخت به اعتماد و اعتماد به رابطه‌ای بلندمدت با مشتری رقم خواهد خورد.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز برای مدیران صنعت مالی ایران این نباشد که «صندوق بعدی ما چه خواهد بود؟» بلکه این باشد که در پنج سال آینده، مشتری چرا باید ما را برای مدیریت ثروت خود انتخاب کند؟ پاسخ به این سؤال، آینده برندگان و بازندگان صنعت مدیریت دارایی را مشخص خواهد کرد.

ارسال نظرات
captcha
آخرین اخبار
گوناگون