
نشان تجارت - هدی کاشانیان: رفتار سرمایهگذاران در ایران طی دو سال اخیر دستخوش تغییری محسوس شده که اقتصاددانان و تحلیلگران بازار از آن با عنوان «چرخش به سمت امنیت» یاد میکنند. بازارهایی که زمانی با وعده بازدهیهای چند صد درصدی هجوم سرمایه را به خود جذب میکردند، اکنون در سکوتی نسبی فرو رفتهاند و در مقابل، صندوقهای درآمد ثابت و ابزارهای سرمایهگذاری کمریسک با رشد دارایی تحت مدیریت روبرو شدهاند. این پدیده نه تصادفی است و نه گذراست. ریسکگریزی که اکنون در بازار سرمایه ایران مشاهده میشود، ریشه در تجربههای تلخ، تغییر محاسبات اقتصادی و نوعی بلوغ رفتاری در میان سرمایهگذاران دارد که درک آن برای هر فعال اقتصادی ضروری است.
ریسکگریزی در ادبیات مالی به گرایش سرمایهگذار برای ترجیح دادن بازدهی مطمئنتر در برابر بازدهی احتمالی بالاتر اطلاق میشود. این رفتار در همه اقتصادها وجود دارد اما شدت و ضعف آن به شرایط محیطی، تجربه تاریخی و سطح اعتماد به بازار بستگی دارد. در ایران، دورههای متوالی از نوسانات شدید در بورس، بازار ارز، مسکن و حتی رمزارز، لایهای از احتیاط را در رفتار سرمایهگذار متوسط ایجاد کرده که بهسادگی قابل نادیده گرفتن نیست.
آنچه این دوره را از گذشته متمایز میکند، ترکیب سه عامل همزمان است. نخست، افت قابل توجه بازدهی بازارهای پرریسک در برخی مقاطع. دوم، افزایش نرخ سود مؤثر در ابزارهای درآمد ثابت که در برخی صندوقها به محدوده ۲۸ تا ۳۲ درصد رسیده است. سوم، گسترش دسترسی به این ابزارها از طریق پلتفرمهای دیجیتال که خرید واحدهای صندوق را به اندازه یک پیام در تلگرام ساده کرده است. این سه عامل با یکدیگر یک جریان مستمر از سرمایه را به سمت ابزارهای کمریسک هدایت کردهاند.
سقوط بازار سهام در نیمه دوم سال ۱۳۹۹ برای بسیاری از سرمایهگذاران تازهوارد که در اوج شاخص وارد بورس شده بودند، یک تجربه مالی دردناک به جا گذاشت. افرادی که با امید کسب ثروت سریع وارد بازار سرمایه شده بودند، در عرض چند ماه بین ۴۰ تا ۶۰ درصد از دارایی خود را از دست دادند. این اتفاق نهتنها یک زیان مالی بود بلکه یک شکست اعتماد بود که اثر آن در رفتار بازار تا امروز ادامه دارد.
روانشناسی مالی این پدیده را با مفهوم «زیانگریزی» توضیح میدهد. بر اساس پژوهشهای کانمن و تورسکی، انسانها معمولاً درد ناشی از زیان را دو برابر شادی ناشی از سود مشابه احساس میکنند. سرمایهگذارانی که در سال ۱۳۹۹ ضرر سنگین تجربه کردند، این الگوی شناختی را به رفتار واقعی خود منتقل کردهاند و اکنون حتی در برابر سیگنالهای مثبت بازار سهام، با احتیاط بیشتری واکنش نشان میدهند.
آمارهای سازمان بورس و اوراق بهادار نشان میدهد که دارایی تحت مدیریت صندوقهای سرمایهگذاری درآمد ثابت در ایران طی دو سال اخیر رشد قابل توجهی داشته است. این رشد در حالی اتفاق افتاده که بسیاری از بازارهای رقیب با رکود معاملاتی یا کاهش جذابیت روبرو بودهاند. صندوقهای درآمد ثابت اکنون سهم بزرگتری از پول سرمایهگذاران خرد را در اختیار دارند و این جابجایی، تغییر در ذهنیت سرمایهگذاری را بهخوبی نمایان میسازد.
جذابیت اصلی این صندوقها در ترکیبی از سه ویژگی نهفته است. نقدشوندگی بالا که امکان خروج سریع از سرمایهگذاری را فراهم میکند. بازدهی نسبتاً مطمئن که در شرایط تورمی برای حفظ قدرت خرید کافی تلقی میشود. و سادگی عملیاتی که نیازی به دانش تخصصی از تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال ندارد. این ترکیب برای طیف گستردهای از سرمایهگذارانی که نه وقت دارند و نه دانش کافی برای مدیریت فعال سبد، گزینهای منطقی به نظر میرسد.

یکی از عوامل تعیینکننده در جذابیت ابزارهای درآمد ثابت، تحولات نرخ بهره در اقتصاد ایران است. در دورههایی که نرخ سود بانکی پایینتر از تورم بود، نگهداشتن پول در بانک به معنای از دست دادن قدرت خرید بود و مردم بهناچار به بازارهای پرریسکتر روی میآوردند. اما با تغییر این معادله و بالا رفتن نرخ مؤثر در ابزارهای ثابت، منطق اقتصادی سرمایهگذاری نیز تغییر کرده است.
این تحول در نرخ بازدهی درآمد ثابت، اثری زنجیرهای بر سایر بازارها داشته است. وقتی یک سرمایهگذار میتواند با ریسک بسیار پایین به بازدهی ۲۸ تا ۳۲ درصدی دست پیدا کند، هر گزینه رقیب باید بازدهی بالاتری ارائه دهد تا توجیه ریسک اضافهاش را داشته باشد. این پدیده که در اقتصاد به «نرخ بازدهی بدون ریسک» معروف است، بهعنوان لنگر ارزیابی عمل میکند و بازارهایی مانند بورس، ملک و خودرو را مجبور میکند در رقابت سختتری وارد شوند.
نسل جدیدی از سرمایهگذاران ایرانی که از طریق اپلیکیشنهای مالی با دنیای سرمایهگذاری آشنا شدهاند، رفتار متفاوتی از نسلهای قبل دارند. این نسل به ابزارهای دیجیتال دسترسی دارد، اطلاعاتش از منابع متنوعتری تأمین میشود و سرعت تصمیمگیریاش بالاتر است. جالب آنکه همین نسل که انتظار میرفت بیشترین تمایل را به ریسک داشته باشد، در عمل یکی از اصلیترین گروههای ورودی به صندوقهای درآمد ثابت است.
دلیل این تناقض ظاهری را باید در تجربه زیسته این نسل جست. جوانانی که در دوران تحصیل یا اوایل زندگی کاری خود شاهد سقوط بورس، جهشهای ناگهانی ارز و رکودهای مکرر بودهاند، نه به دلیل محافظهکاری ذاتی بلکه به دلیل یادگیری از محیط، به سمت ابزارهای امنتر حرکت کردهاند. این رفتار نشان میدهد که ریسکگریزی در ایران لزوماً ویژگی سنی نیست بلکه واکنشی منطقی به محیط اقتصادی است.
در کنار صندوقهای درآمد ثابت، اوراق بدهی دولتی و شرکتی نیز در این دوره توجه بیشتری جلب کردهاند. اوراق خزانه اسلامی، اوراق مشارکت و صکوک که پیشتر بیشتر در اختیار سرمایهگذاران نهادی بود، اکنون از طریق بازار سرمایه برای عموم قابل دسترستر شده است. رشد معاملات این ابزارها در فرابورس ایران نشانهای از تعمیق بازار درآمد ثابت در ایران است.
توسعه بازار ثانویه برای اوراق بدهی اهمیت ویژهای دارد زیرا نقدشوندگی این ابزارها را بالا میبرد و یکی از نگرانیهای اصلی سرمایهگذاران یعنی گیر ماندن پول در یک دارایی غیرنقدشونده را برطرف میکند. هرچه بازار ثانویه این اوراق عمیقتر و فعالتر باشد، اعتماد سرمایهگذاران به این ابزار بهعنوان یک گزینه واقعی و نه صرفاً یک جایگزین موقت بیشتر میشود.
بررسی جریان ورود و خروج پول در ابزارهای مختلف سرمایهگذاری در ماههای اخیر، تصویری روشن از ریسکگریزی حاکم بر بازار ارائه میدهد. در مقاطعی که اخبار ژئوپلیتیکی یا اقتصادی فضای نگرانی ایجاد کرده، جریان ورودی به صندوقهای درآمد ثابت بهطور محسوس افزایش یافته و بازارهای پرریسک با خروج سرمایه روبرو شدهاند. این همبستگی نشان میدهد که سرمایهگذاران ایرانی بهطور فعال و آگاهانه در حال مدیریت ریسک سبد خود هستند.
آنچه اقتصاددانان از این الگو استخراج میکنند، این است که بازار سرمایه ایران در حال عبور از مرحلهای است که در آن رفتار سرمایهگذار از حالت هیجانی و شتابزده به حالت محاسباتیتر و مبتنی بر داده نزدیکتر میشود. این بلوغ رفتاری، اگرچه کند و ناهموار است، اما در نهایت به نفع پایداری و عمق بازار سرمایه خواهد بود و تأثیر آن نهتنها بر سرمایهگذاران فردی بلکه بر کل ساختار تأمین مالی اقتصاد ایران قابل ردیابی است.