
نشان تجارت - هدی کاشانیان: تا همین چند سال پیش، خرید خودرو در ایران به یکی از مطمئنترین روشهای حفظ ارزش دارایی تبدیل شده بود. در دورههایی که نرخ تورم به سرعت ارزش پول نقد را میفرسود، بسیاری از خانوادهها و سرمایهگذاران خرد، خودرو را بهمثابه سپری در برابر کاهش قدرت خرید میخریدند. اما دادههای بازار در ماههای اخیر از یک چرخش قابل تأمل خبر میدهند. قیمتها در برخی مقاطع افت کرده، حجم معاملات کاهش پیدا کرده و نشانههایی از خروج پولهای هوشمند از این بازار دیده میشود. این تحول، پرسشی جدی را مطرح کرده که آیا دوران خودرو بهعنوان کالای سرمایهای در ایران به پایان رسیده است.
بازار خودرو در ایران در فاصله سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ یکی از پربازدهترین بازارهای دارایی در کنار طلا و ارز بود. در این دوره، قیمت برخی خودروهای داخلی بین ۴ تا ۱۰ برابر افزایش پیدا کرد و خودروهای خارجی وارداتی با رشدهای حیرتانگیزتری روبرو شدند. این رشد قیمتی، طیف گستردهای از سرمایهگذاران را به این بازار کشاند که بسیاری از آنها نه نیازی به خودرو داشتند و نه قصد استفاده از آن را. پارکینگهای شهری پر از خودروهایی شد که در انتظار فروش در قیمت بالاتر، هفتهها و ماهها بلااستفاده میماندند.
این پدیده در ادبیات اقتصادی به «تبدیل کالای مصرفی به دارایی سرمایهای» شناخته میشود و معمولاً در اقتصادهایی رخ میدهد که بازارهای مالی عمق کافی ندارند و گزینههای سرمایهگذاری برای عموم مردم محدود است. وقتی بانک سود واقعی منفی پرداخت میکند، بورس نوسانات شدید دارد و خرید ارز پیچیده است، خودرو بهعنوان یک گزینه ملموس و قابل فهم برای همه طبقات اجتماعی جذابیت پیدا میکند.
از اواخر سال ۱۴۰۲ و در طول سال ۱۴۰۳، دادههای بازار خودرو ایران نشاندهنده تغییر الگوی معاملاتی بوده است. حجم آگهیهای فروش در پلتفرمهای دیجیتال افزایش قابل ملاحظهای داشته اما حجم معاملات واقعی رشد متناسبی را تجربه نکرده. این شکاف میان عرضه و تقاضا، نشانهای کلاسیک از خروج سرمایهگذاران از یک بازار است. فروشندگانی که با هدف کسب سود وارد بازار شده بودند، به تدریج در حال خروج هستند و خریداران واقعی که به خودرو نیاز دارند، توان خرید در قیمتهای فعلی را ندارند.
یکی از مهمترین نشانههای خروج پول هوشمند از بازار خودرو، تغییر در رفتار معاملهگران حرفهای است. در دوران اوج سرمایهگذاری در این بازار، برخی افراد بهطور همزمان چندین دستگاه خودرو را نگه میداشتند. اما گزارشهای میدانی از بنگاههای معاملات خودرو در شهرهای بزرگ نشان میدهد که این دسته از خریداران بهشدت کاهش پیدا کردهاند. پول هوشمند به بازارهایی منتقل شده که بازدهی بالاتر یا ریسک پایینتری دارند.
سه عامل ساختاری در این تحول نقش اصلی دارند. نخست، تغییر در سیاستهای واردات خودرو که چشمانداز بلندمدت قیمتها را مهآلود کرده است. دولتها در دورههای مختلف سیاستهای متناقضی درباره واردات خودروهای خارجی اتخاذ کردهاند و همین بیثباتی سیاستی، ریسک سرمایهگذاری در خودروهای وارداتی را بالا برده است. دوم، رشد نسبی بازارهای رقیب مانند طلا، صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت و حتی رمزارزها که بخشی از پولهای هوشمند را به سمت خود کشیدهاند.
سومین عامل، شاید مهمترین باشد. هزینه نگهداری خودرو بهعنوان دارایی در طول زمان افزایش پیدا کرده است. هزینههای بیمه، خدمات دورهای، استهلاک فنی و کاهش ارزش ناشی از کارکرد، همگی در برابر سود احتمالی قرار میگیرند. در دورهای که قیمتها بهسرعت رشد میکرد، این هزینهها در برابر سود کمرنگ به نظر میرسیدند. اما با کند شدن رشد قیمتها، معادله اقتصادی نگهداشتن خودرو بهعنوان دارایی به ضرر سرمایهگذار تغییر کرده است.

تصمیمهای سیاستگذاران در حوزه تولید خودرو داخلی نیز در این تحول نقش داشته است. افزایش ظرفیت تولید خودروسازان داخلی، اگرچه هنوز با کمبود عرضه فاصله دارد، اما سیگنالهایی به بازار فرستاده که دوران کمبود شدید عرضه ممکن است تغییر کند. در همان حال، طرحهای فروش اقساطی و پیشفروش خودروسازان که در سالهای اخیر دوباره فعال شدهاند، بخشی از تقاضای واقعی را از بازار دست دوم جدا کرده و این بازار را از نظر عمق معاملاتی ضعیفتر کرده است.
رصد قیمتگذاری در بازار نشان میدهد که خودروهایی که پیش از این در قیمتهای بالاتر از ارزش ذاتیشان معامله میشدند، اکنون با تخفیفهای غیرمعمول به فروش میرسند. این پدیده که در اقتصاد به «تخلیه حباب دارایی» معروف است، معمولاً زمانی رخ میدهد که سرمایهگذارانی که انتظار رشد بیشتر داشتند، به این نتیجه برسند که قله قیمتی پشت سر گذاشته شده است.
در مقطع کنونی، بازدهی بازار خودرو در مقایسه با رقبا از نظر سرمایهگذاران خرد چندان جذاب نیست. طلا در ماههای اخیر رشد قابل توجهی داشته و صندوقهای طلا امکان سرمایهگذاری با مبالغ کمتر را فراهم کردهاند. بازار سهام در برخی صنایع بازدهی بهتری داشته و صندوقهای درآمد ثابت نیز با نرخهای سودی که در برخی موارد از ۲۵ تا ۳۰ درصد فراتر رفته، رقیب جدی برای خودرو بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی محسوب میشوند.
این مقایسه نشان میدهد که فرار سرمایه از بازار خودرو، پدیدهای ایزوله و مستقل نیست بلکه بخشی از یک جابجایی کلیتر در سبد داراییهای ایرانیان است. سرمایهگذارانی که پیش از این داراییهای خود را عمدتاً در خودرو، ملک و ارز نگه میداشتند، اکنون با گزینههای متنوعتری روبرو هستند که برخی از آنها نقدشوندگی بالاتر و هزینه نگهداری کمتری دارند.
بر اساس آمار سازمان راهداری و حملونقل جادهای، نقلوانتقال سند خودرو در برخی ماههای سال ۱۴۰۳ نسبت به دوره مشابه سالهای قبل کاهش داشته است. این داده با گزارشهای اتحادیههای صنفی بنگاههای معاملات خودرو همخوانی دارد. کارشناسان بازار خودرو اشاره میکنند که بخش قابل توجهی از معاملات ثبتشده، خریدهای مصرفی واقعی هستند نه سرمایهگذاری، و این خود نشانهای از تغییر ماهیت بازار است.
شایان ذکر است که این روند در همه بخشهای بازار خودرو یکسان نیست. لوکسترین خودروها و مدلهای کمیاب همچنان بهعنوان ذخیره ارزش در میان سرمایهگذاران ثروتمند تقاضا دارند. آنچه تغییر کرده، رفتار سرمایهگذاران خرد و میانی است که پیش از این با مبالغ متوسط وارد بازار خودروهای معمولی میشدند. این دسته از بازیگران در حال خروج هستند و جای خالی آنها با خریداران مصرفی که قدرت خرید محدودتری دارند، پر نمیشود.