
نشان تجارت - هدی کاشانیان: شهرداری تهران در چند سال اخیر طرح جایگزینی تدریجی ناوگان تاکسیرانی با خودروهای برقی را با جدیت دنبال کرده و شمار قابل توجهی از این وسایل نقلیه را در قالب طرحهای آزمایشی وارد چرخه خدمات شهری کرده است. این اقدام در بستری از نگرانیهای جدی درباره آلودگی هوا، هزینههای سنگین سوخت و فرسودگی ناوگان قدیمی شکل گرفته و طیف وسیعی از رانندگان، مسافران و مسئولان شهری را درگیر یک آزمون واقعی کرده است. پرسش اصلی این است که این تجربه چقدر با انتظارات اولیه همخوانی داشته و آیا آنچه روی کاغذ امیدوارکننده به نظر میرسید، در میدان عمل نیز همان ارزیابی را دریافت کرده است.
یکی از مهمترین متغیرها در ارزیابی موفقیت تاکسی برقی، دیدگاه رانندگانی است که روزانه با این خودروها کار میکنند. بیشتر رانندگانی که وارد این طرح شدهاند از کاهش محسوس هزینههای سوخت به عنوان مهمترین مزیت عملیاتی یاد میکنند. هزینه شارژ یک خودروی برقی در مقایسه با سوخت بنزینی برای طی مسافت مشابه، در اغلب محاسبات میدانی عدد قابل توجهی را نشان میدهد و این موضوع در درآمد روزانه راننده انعکاس مستقیمی دارد.
با این حال تصویر کاملتر است از آنچه در نگاه اول نمایان است. بخشی از رانندگان از نگرانی درباره عمر باتری، کاهش برد خودرو در ترافیک سنگین و دمای بالای تابستان تهران صحبت میکنند. خودروی برقی در شرایطی که راننده ساعتها در ترافیک میایستد، از باتری با سرعت بیشتری استفاده میکند و این موضوع برای کسی که باید حداکثر مسافت را در یک شیفت کاری طی کند، یک متغیر حیاتی به شمار میرود.
تجربه مسافر در تاکسی برقی از چند جنبه با تاکسی سنتی متفاوت است. آرامش کابین به دلیل حذف صدای موتور احتراقی، یکی از نخستین مواردی است که مسافران به آن اشاره میکنند. این سکوت نسبی که در ساعتهای شلوغ شهری احساس میشود، برای بسیاری از مسافران تجربهای تازه و دلپذیر بوده است. عدم لرزش و کاهش بوی ناشی از موتور بنزینی نیز از مواردی هستند که در بازخوردهای میدانی بارها تکرار شدهاند.
با این وجود برخی مسافران از مکثهای ناگهانی ناشی از اتمام شارژ در مسیر یاد میکنند که یک یا دو بار این اتفاق برایشان افتاده است. این رویداد نهتنها اعتماد مسافر به سرویس را تضعیف میکند بلکه تصویر کلی خودروی برقی را در ذهن او با یک نقطه ابهام همراه میسازد. این چالش ریشه در مدیریت نادرست شارژ توسط راننده دارد تا یک نقص فنی ذاتی در خودرو.

اگر بخواهیم صادقانه به چالشهای طرح تاکسی برقی در تهران نگاه کنیم، زیرساخت شارژ در صدر فهرست قرار میگیرد. تعداد ایستگاههای شارژ عمومی در شهر تهران هنوز با نیاز ناوگانی که روزانه در مسافتهای طولانی کار میکند فاصله دارد. یک راننده تاکسی که در شیفت طولانی کار میکند، نمیتواند مانند راننده یک خودروی شخصی شبها در خانه شارژ کند و باید در طول روز کاری برای شارژ توقف داشته باشد.
زمان شارژ نیز متغیر مهمی است که مستقیماً به درآمد راننده مرتبط میشود. شارژ سریع در بهترین حالت بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول میکشد و این مدت در مقایسه با سوختگیری ۵ دقیقهای یک تاکسی بنزینی، ساعات کار مفید راننده را کاهش میدهد. شهرداری تهران و سازمانهای مرتبط اقداماتی برای گسترش ایستگاههای شارژ انجام دادهاند اما فاصله میان آنچه هست و آنچه باید باشد همچنان مشهود است.
خودروی برقی در مقایسه با خودروی احتراقی قطعات متحرک کمتری دارد و از این نظر هزینههای تعمیر و نگهداری در بلندمدت پایینتر ارزیابی میشود. اما این ادعا در بازار ایران با یک چالش اساسی روبرو است: شبکه تعمیرگاهی کشور عمدتاً برای خودروهای احتراقی طراحی و آموزش دیده است. پیدا کردن تعمیرگاه مجهز و متخصص برای تعمیر یا سرویس یک خودروی برقی در بسیاری از مناطق شهر کار سادهای نیست.
تأمین قطعات یدکی نیز مسئلهای است که رانندگان در مکالمات میدانی بارها به آن اشاره کردهاند. وابستگی به واردات در شرایطی که نوسانات ارزی پیوسته در جریان است، هزینههای غیرقابل پیشبینی را به معادله اضافه میکند. برخی رانندگان از توقف چند روزه خودرو به دلیل انتظار برای رسیدن قطعه خاصی یاد میکنند که در بازار داخلی موجود نبوده است.
مسئولان سازمان تاکسیرانی تهران در مقاطع مختلف از ارقامی درباره کاهش آلودگی هوا، صرفهجویی در مصرف سوخت و کاهش هزینههای عملیاتی سخن گفتهاند. این ارقام در کلیت خود منطقی به نظر میرسند و اگر ناوگان برقی در مقیاس کامل جایگزین ناوگان فرسوده شود، تأثیر قابل اندازهگیری بر کیفیت هوای شهر خواهد داشت. تهران به عنوان یکی از آلودهترین کلانشهرهای منطقه، نیاز جدی به چنین تحولی دارد.
با این حال فاصله میان اهداف اعلامی و آنچه در میدان اتفاق افتاده، موضوعی است که منتقدان و کارشناسان مستقل بارها به آن پرداختهاند. سرعت اجرای طرح، کیفیت خودروهای وارد شده به ناوگان و هماهنگی میان نهادهای مختلف از جمله عواملی هستند که تأثیر مستقیمی بر نتیجه نهایی دارند.

یکی از معضلات ارزیابی این طرح، شکاف میان آمار رسمی و تجربه زیسته رانندگان و مسافران است. دادههای رسمی معمولاً تصویری امیدوارکننده ارائه میدهند اما در گفتگوهای میدانی با رانندگان، روایتهای متفاوتتری شنیده میشود. این تفاوت لزوماً به معنای پنهانکاری نیست بلکه گاهی ناشی از تفاوت در نحوه سنجش، انتخاب بازه زمانی یا محدود کردن نمونه آماری به موفقترین موارد است.
میدان واقعی نشان میدهد که رضایت از تاکسی برقی تهران یک طیف است نه یک عدد ثابت. رانندگانی که در مسیرهای کوتاه و مشخص کار میکنند و به ایستگاه شارژ دسترسی مناسب دارند، تجربه مثبتتری گزارش میدهند. اما رانندگانی که در مسیرهای متنوعتر فعالیت میکنند یا در مناطقی با زیرساخت شارژ ضعیفتر هستند، با چالشهای بیشتری دست و پنجه نرم میکنند. مسافران نیز به همین ترتیب، رضایتشان تابعی از تجربه مستقیم و تعداد دفعات استفاده از این سرویس است.
تاکسی برقی در تهران نه یک موفقیت کامل است و نه یک شکست قطعی. این طرح در مرحلهای از تکامل قرار دارد که زیرساختهایش هنوز در حال شکلگیری است، رانندگان در حال یادگیری هستند و مسافران دارند با یک تجربه جدید آشنا میشوند. آنچه از مجموع گزارشهای میدانی برمیآید این است که پتانسیل واقعی این طرح زمانی آشکار میشود که شبکه شارژ کافی، آموزش عملی رانندگان و خودروهای باکیفیت در یک نقطه همگرا شوند.