
نشان تجارت - ملیحه مشتاقی، کارشناس ارشد بازارهای مالی: در نگاه نخست، اختلال در خدمات بانکی یک مسئله فناوری به نظر میرسد؛ چند سامانه از دسترس خارج میشوند، تعدادی تراکنش انجام نمیشود و پس از چند ساعت یا چند روز خدمات به حالت عادی بازمیگردد. اما این تصویر تنها بخش کوچکی از واقعیت را نشان میدهد. در اقتصاد دیجیتال، اختلال بانکی دیگر یک مشکل صرفاً فنی نیست، بلکه نشانهای از میزان تابآوری اقتصاد در برابر شوکهای عملیاتی است.
اقتصادهای مدرن بیش از آنکه بر پول استوار باشند، بر زیرساخت گردش پول استوارند. اگر این زیرساخت دچار وقفه شود، آثار آن بسیار فراتر از صنعت بانکداری خواهد بود. بانکها دیگر تنها واسطه مالی میان سپردهگذار و وامگیرنده نیستند؛ آنها بخشی از زیرساخت حیاتی کشور محسوب میشوند؛ همانگونه که برق، آب، ارتباطات و حملونقل زیرساختهای حیاتی هستند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در شبکه بانکی به سرعت به سایر بخشهای اقتصاد سرایت میکند.
در ادبیات اقتصاد، این پدیده را «ریسک سیستمی» مینامند؛ یعنی رخدادی که از یک بخش آغاز میشود، اما به دلیل پیوندهای گسترده، کل سیستم را تحت تأثیر قرار میدهد. بحران مالی سال ۲۰۰۸ نمونهای از این پدیده بود. اگرچه منشأ بحران در بازار وام مسکن آمریکا قرار داشت، اما در مدت کوتاهی به بانکها، بازار سرمایه، تجارت جهانی و اقتصاد کشورهای مختلف سرایت کرد. امروز نیز اختلال در زیرساخت پرداخت، هرچند از جنس دیگری است، اما میتواند مسیر مشابهی را در مقیاسی متفاوت طی کند.
اولین حلقه این زنجیره، شبکه پرداخت است. هنگامی که انتقال وجه، پرداخت با کارت یا خدمات بانکداری الکترونیک مختل میشود، جریان مبادلات اقتصادی کند میشود. فروشگاهها فروش کمتری دارند، کسبوکارهای آنلاین سفارشهای خود را از دست میدهند و شرکتها در پرداخت به تأمینکنندگان یا کارکنان با مشکل روبهرو میشوند. در ظاهر هیچ کالایی از بین نرفته و هیچ کارخانهای تخریب نشده است، اما «جریان پول» که موتور حرکت اقتصاد است با اصطکاک مواجه شده است.
اقتصاددانان سالهاست که از مفهوم «سرعت گردش پول» به عنوان یکی از شاخصهای مهم فعالیت اقتصادی یاد میکنند. هر عاملی که این گردش را کُند کند، هزینه مبادلات را افزایش داده و بهرهوری اقتصاد را کاهش میدهد. اختلال بانکی دقیقاً از همین مسیر بر اقتصاد اثر میگذارد. بنگاهها زمان بیشتری را صرف پیگیری پرداختها میکنند، زنجیره تأمین با تأخیر مواجه میشود و بخشی از ظرفیت اقتصاد به جای خلق ارزش، صرف جبران اختلالها میشود.
اما شاید مهمترین پیامد چنین رخدادهایی کاهش اعتماد باشد. بانکداری صنعتی است که بیش از هر چیز بر اعتماد استوار است. اگر مشتری اطمینان نداشته باشد که در هر زمان به منابع مالی خود دسترسی خواهد داشت، رفتار اقتصادی او تغییر میکند. نگهداری پول نقد، توزیع سپرده میان چند بانک، کاهش استفاده از خدمات دیجیتال یا حرکت به سمت داراییهایی مانند طلا و ارز همگی واکنشهایی هستند که در شرایط کاهش اعتماد شکل میگیرند. این تغییر رفتار حتی پس از رفع اختلال نیز ممکن است برای مدتها ادامه داشته باشد.
به همین دلیل در سالهای اخیر مفهوم «تابآوری عملیاتی» به یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری مالی در جهان تبدیل شده است. تابآوری عملیاتی به معنای توانایی نظام مالی برای ادامه ارائه خدمات حیاتی حتی در شرایط حملات سایبری، خرابی مراکز داده، خطاهای نرمافزاری یا افزایش ناگهانی حجم تراکنشهاست. هدف دیگر صرفاً جلوگیری از وقوع اختلال نیست، بلکه طراحی سامانههایی است که در صورت بروز اختلال نیز بتوانند عملکرد خود را حفظ کنند یا در کوتاهترین زمان ممکن بازیابی شوند.
تحول دیجیتال نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. اگر تحول دیجیتال را صرفاً توسعه اپلیکیشنهای جدید یا دیجیتالی کردن خدمات بدانیم، بخش مهمی از فلسفه آن را نادیده گرفتهایم. در بانکداری نوین، تحول دیجیتال بیش از هر چیز ابزاری برای افزایش تابآوری است. معماریهای ماژولار، مراکز داده توزیعشده، هوش مصنوعی برای پایش لحظهای سامانهها، رایانش ابری و برنامههای بازیابی بحران، همگی با یک هدف طراحی میشوند: حفظ تداوم خدمت.
این موضوع برای ایران اهمیتی دوچندان دارد. اقتصاد ایران وابستگی بالایی به شبکه پرداخت الکترونیکی دارد و بخش بزرگی از مبادلات روزمره از خریدهای خرد تا پرداختهای بنگاهها از طریق نظام بانکی انجام میشود. از سوی دیگر سهم بانکها در تأمین مالی اقتصاد نیز همچنان بسیار بالاست. این دو ویژگی باعث میشود که اختلال در شبکه بانکی تنها یک مسئله صنفی یا فناورانه نباشد، بلکه به یک مسئله اقتصاد کلان تبدیل شود.
از اینرو شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا بانکها دچار اختلال میشوند، زیرا هیچ نظام بانکی در جهان از خطا یا حملات سایبری مصون نیست. پرسش مهمتر آن است که اقتصاد تا چه اندازه توان ادامه فعالیت در زمان وقوع این اختلالها را دارد و شبکه بانکی با چه سرعتی میتواند خدمات حیاتی را بازیابی کند. به بیان دیگر آنچه باید سنجیده شود «تابآوری اقتصاد» است، نه صرفاً تعداد یا مدت اختلالها.
امروزه بسیاری از بانکهای مرکزی جهان، تابآوری نظام پرداخت را به اندازه ثبات مالی مهم میدانند. شاید زمان آن رسیده باشد که در ایران نیز ارزیابی تابآوری شبکه بانکی به یکی از شاخصهای اصلی حکمرانی اقتصادی تبدیل شود، زیرا در اقتصاد دیجیتال پایداری نظام پرداخت نه یک مزیت رقابتی، بلکه پیششرط امنیت اقتصادی، اعتماد عمومی و رشد پایدار است. هر سرمایهگذاری برای افزایش این تابآوری در واقع سرمایهگذاری برای کاهش ریسک اقتصاد ملی و افزایش ظرفیت آن در مواجهه با بحرانهای آینده خواهد بود.
در قرن بیستویکم قدرت یک نظام بانکی نه با تعداد شعب آن، بلکه با توانایی آن در تداوم خدمت در زمان بحران سنجیده میشود. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار شاخصهایی مانند تورم، رشد اقتصادی و نقدینگی، شاخصی به نام «تابآوری نظام پرداخت» نیز به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد اقتصاد ایران تبدیل شود.