
نشان تجارت - علی استرابی آشتیانی: جنگ در طول تاریخ همواره آینهای از پیشرفتهترین فناوریهای زمانه خود بوده است. از کمان و شمشیر تا توپخانه و هواپیما، هر دورهای ابزار خاص خود را به میدان نبرد آورده است. اکنون هوش مصنوعی بهعنوان تحولآفرینترین فناوری قرن، وارد حوزهای شده که پیامدهای آن از هر نوآوری پیشین فراتر میرود. این مقاله نه به دنبال تمجید و نه محکومیت است، بلکه تصویری واقعبینانه از آنچه هوش مصنوعی در جنگهای مدرن انجام میدهد ارائه میکند.
پیش از هر شلیکی، اطلاعات تعیینکننده است. هوش مصنوعی با پردازش حجم انبوهی از دادههای ماهوارهای، شنود ارتباطات، تصاویر هوایی و گزارشهای میدانی، تصویری یکپارچه از میدان نبرد فراهم میکند که هیچ تحلیلگر انسانی در آن سرعت قادر به تولید آن نیست. سیستم MAVEN که ارتش آمریکا برای تحلیل خودکار تصاویر پهپادی توسعه داده، نمونهای روشن از این تحول است. این سیستم میتواند در چند ثانیه هزاران فریم تصویری را پردازش کند و اهداف را با دقتی که تحلیلگر انسانی پس از ساعتها کار به آن میرسد، شناسایی کند.
فراتر از تصویر، هوش مصنوعی الگوهای رفتاری دشمن را در دادههای تاریخی جستوجو میکند، حرکات نیرو را پیشبینی میکند و احتمال حملات آتی را محاسبه میکند. این توانایی پیشبینانه، مزیتی راهبردی است که در جنگهای کلاسیک تنها از طریق شبکههای گسترده جاسوسی و سالها تجربه میدانی به دست میآمد.
پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزار شناسایی نیستند. برخی از آنها قادرند هدف را شناسایی، ردیابی و در شرایط خاص بدون دخالت مستقیم انسان منهدم کنند. پهپاد Kargu-2 ساخت ترکیه که در درگیریهای لیبی بهکار رفت، بهعنوان یکی از نخستین نمونههای مستند عملکرد خودمختار در میدان نبرد واقعی شناخته میشود. گزارش کارشناسان سازمان ملل در سال ۲۰۲۱ از این رویداد بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ جنگ یاد کرد.
این تحول پرسشی بنیادین مطرح میکند: آیا ماشین میتواند تصمیم کشتن بگیرد؟ پاسخ فنی مثبت است، اما پاسخ اخلاقی و حقوقی هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. پهپادهای ازدحامی که بهصورت هماهنگ و خودمختار عمل میکنند، نسل بعدی این تهدید هستند. آزمایشهای موفق ارتش آمریکا با صدها پهپاد کوچک که بهصورت هوشمند با یکدیگر هماهنگ میشوند، نشان میدهد این آینده دور نیست.

در دفاع هوایی، زمان واکنش انسانی کافی نیست. یک موشک کروز با سرعت بالا تنها چند ثانیه فرصت رهگیری باقی میگذارد. سیستمهایی مانند Iron Dome اسرائیل یا Aegis آمریکا از الگوریتمهای هوشمند برای رهگیری و انهدام تهدیدات ورودی استفاده میکنند. این سیستمها در کسری از ثانیه مسیر پرتابه را محاسبه، احتمال برخورد با مناطق مسکونی را ارزیابی و تصمیم شلیک میگیرند.
هوش مصنوعی در این حوزه نه جایگزین انسان، بلکه سپر سرعتی است که انسان بهتنهایی از عهده آن برنمیآید. با این حال، همین سرعت میتواند خطرناک باشد. در سال ۱۹۸۸، ناو آمریکایی Vincennes یک هواپیمای مسافربری ایرانی را به اشتباه هدف قرار داد. با سیستمهای خودمختار سریعتر، احتمال چنین خطاهایی کاهش مییابد یا افزایش؟ پاسخ به کیفیت دادههای آموزشی و طراحی الگوریتم بستگی دارد.
هوش مصنوعی در فضای سایبری هم به ابزار تهاجم تبدیل شده است. سیستمهای مبتنی بر یادگیری ماشین میتوانند آسیبپذیریهای زیرساختهای دشمن را با سرعتی که هکر انسانی از آن عاجز است شناسایی کنند، بدافزارهای تطبیقپذیر طراحی کنند که از دفاعهای سنتی عبور میکنند و حملات هماهنگشدهای ترتیب دهند که چندین هدف را بهطور همزمان فلج میکنند.
فراتر از زیرساختهای فیزیکی، هوش مصنوعی در عملیات اطلاعاتی و جنگ روانی دیجیتال نقش فزایندهای دارد. تولید محتوای جعلی در مقیاس انبوه، شخصیسازی پیامهای تبلیغاتی برای گروههای هدف و دستکاری الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، ابزارهایی هستند که مرز میان جنگ و صلح را مبهم میکنند.
هوش مصنوعی مرز میان واقعیت و دروغ را در جنگ محو کرده است. تولید تصاویر، ویدئوها و صداهای جعلی با کیفیت بالا میتواند افکار عمومی را دستکاری کند، فرماندهان را گمراه سازد و بحرانهای دیپلماتیک مصنوعی ایجاد کند. در جنگ اوکراین، نمونههای مستندی از انتشار ویدئوهای دیپفیک با هدف تضعیف روحیه نیروها و گمراه کردن افکار عمومی ثبت شده است.
این تهدید از آن جهت خطرناکتر است که دفاع در برابر آن دشوارتر از دفاع در برابر موشک است. یک موشک را میتوان رهگیری کرد، اما یک ویدئوی جعلی که در چند ثانیه میلیونها بار به اشتراک گذاشته میشود، چگونه خنثی میشود؟ پاسخ به این پرسش، خود به هوش مصنوعی نیاز دارد.
جنگ تنها در خط مقدم نیست. هوش مصنوعی در مدیریت زنجیره تأمین، پیشبینی نیاز به تجهیزات، بهینهسازی مسیرهای تدارکاتی و کمک به تصمیمگیری فرماندهان در سطح استراتژیک نقش دارد. آژانس DARPA پروژههای متعددی برای توسعه سیستمهای تصمیمیار نظامی دنبال میکند که میتوانند گزینههای عملیاتی را در زمان واقعی ارزیابی و به فرمانده پیشنهاد دهند.

این سیستمها نه تنها سرعت تصمیمگیری را افزایش میدهند، بلکه خستگی، ترس و تعصب انسانی را از معادله حذف میکنند. اما همین ویژگی میتواند نگرانکننده باشد: آیا تصمیمگیری بدون احساس در جنگ، انسانیتر است یا خطرناکتر؟
اگر یک سیستم خودمختار غیرنظامیان را هدف قرار دهد، مسئولیت با کیست؟ با سازنده، فرماندهای که دستور فعالسازی داده، یا دولتی که آن را بهکار گرفته؟ حقوق بینالملل بشردوستانه که بر اصول تمایز، تناسب و احتیاط استوار است، برای پاسخ به این پرسشها طراحی نشده بود.
تلاشهای مکرر در چارچوب کنوانسیون سلاحهای متعارف سازمان ملل برای تدوین معاهدهای الزامآور درباره سلاحهای خودمختار کشنده (LAWS) تاکنون به نتیجه نرسیده است. قدرتهای بزرگ که بیشترین سرمایهگذاری را در این حوزه دارند، کمترین تمایل را به محدودیتهای حقوقی نشان میدهند.
آمریکا، چین و روسیه در رقابتی تنگاتنگ برای تسلط بر هوش مصنوعی نظامی قرار دارند. چین در اسناد راهبردی خود هدف تبدیل شدن به قدرت برتر هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ را تصریح کرده است. پنتاگون در سالهای اخیر میلیاردها دلار برای یکپارچهسازی هوش مصنوعی در سیستمهای نظامی اختصاص داده و روسیه برنامههای بلندپروازانهای برای رباتیزه کردن بخشهایی از نیروهای زمینی خود دنبال میکند. این رقابت، خطر یک مسابقه تسلیحاتی الگوریتمی را به واقعیت نزدیکتر میکند.
هوش مصنوعی نه یک ابزار خنثی، بلکه نیرویی است که ماهیت، اخلاق و حقوق جنگ را بازتعریف میکند. سرعت، دقت و مقیاس عملیاتی که هوش مصنوعی به ارمغان میآورد، همزمان هم توانایی دفاع را افزایش میدهد و هم آستانه ورود به جنگ را پایین میآورد. وقتی هزینه انسانی حمله برای طرف مهاجم به صفر نزدیک میشود، تصمیم برای آغاز درگیری آسانتر میشود.
این تناقض، بزرگترین چالش استراتژیک دهههای پیش روست. فناوری پیش میرود، اما حقوق، اخلاق و نهادهای بینالمللی با سرعتی بسیار کندتر حرکت میکنند. شکاف میان این دو، فضایی است که در آن خطرناکترین تصمیمهای تاریخ بشر ممکن است گرفته شود.